دانشجويان کل نظام را به مبارزه
طلبيده اند
ايران و جهان
دامنه تظاهرات 18 تير امسال از برگذاري مراسم فقط يک سالگرد بسي فراتر مي رود. داو بمراتب بزرگتري از اين در ميان است: همه پرسي درباره رژيم آينده ايران.
در اين همه پرسي که براي نخستين بار به وسيله
شاهزاده رضا پهلوي پيشنهاد شده، مردم ايران بايد در فضايي آزاد، زير نظارت بين
المللي به يکي از سه پرسش پاسخ مثبت دهند
:
1- خواستار ادامه حکومت ولايت فقيه هستيد؟
2- خواستار يک جمهوري لائيک هستيد؟
3- خواستار پادشاهي مشروطه هستيد؟
از آنجا که حکومت ولايت فقيه درباره پاسخي که اکثريت مردم به پرسش اول خواهند داد، اطمينان قطعي دارد، به هيچ روي به چنين همه پرسياي تن در نخواهد داد. از اينرو کاميابي تظاهرات 18 تير براي جنبش جامعه مدني ايران، شکستي آشکار براي جمهوري اسلامي خواهد بود، چنان که شکست تظاهرات، توفيق مهمي براي رژيم جمهوري اسلامي به شمار خواهد رفت. عبدالنبي نمازي، دادستان کل کشور، گفتهست که امسال چيزي به عنوان مراسم 18 تير نخواهيم داشت و هرگونه تجمعي غيرقانوني است.
چنان که از نشانه ها پيداست، صداي اعتراض عليه رژيم جمهوري اسلامي، همان گونه که پيش از فرا رسيدن 18 تير آغاز شد، پس از 18 تير نيز ادامه خواهد يافت. زيرا خواست جامعه مدني ايران امري نيست که در يک روز برآوردني باشد. جامعه مدني ايران به پيکاري برخاسته است که براي رژيم اسلامي مسأله مرگ يا زندگي است. با اين همه 18 تير امسال در اين پيکار يک نقطه چرخش مهم است.
رژيم جمهوري اسلامي برگذاري تظاهرات را رسما ممنوع کرده است. در نامه سرگشاده اي که 106 دانشجو خطاب به محمد خاتمي منتشر کرده اند، از جمله آمده است: "... وزارت کشور از صدور مجوز براي برگذاري تجمع و راهپيمايي بيرون از دانشگاه به بهانه هاي واهي طفره مي رود، و مديريت دانشگاهها نيز از صدور مجوز برگذاري مراسم در درون دانشگاهها تن مي زند".
وليکن بخشهاي ديگر اين نامه در خور تأمل بيشتري است.
1- اين نامه يک اتمام حجت با محمد خاتمي رييس جمهوري اسلامي است که دانشجويان از او و ديگر پايوران جمهوري اسلامي به عنوان "ساکنان خانه استيجاري قدرت سياسي" نام مي برند.
2- دانشجويان پيشنهاد مي کنند که براي يکسره کردن کار، رژيم تهران از فرستادن "لباس شخصي ها" يا کساني که "گاه ملبس به نيم تنه منقش به نشان پليس" هستند، دست بردارد و در عوض شوراي عالي امنيت ملي "مي تواند رسما اعلام حکومت نظامي کند تا معلوم شود ابعاد بحران تا چه حد گسترده است".
3- دانشجويان سکوت خاتمي را در برابر "آدم رباييها، بازداشتگاه هاي ناشناخته، بي اطلاعي مسئولان از روند نامشخص بازداشت و بازجويي" امري "شگفت آور و مأيوس کننده" خوانده اند.
4- دانشجويان اين نامه را "آخرين رشته هاي گفتگو ميان جنبش دانشجويي و حکومت جمهوري اسلامي" خوانده اند و تذکر داده اند که "چنانچه اين آخرين رشته ها نيز گسسته شود و جنبش دانشجويي از گفتگو با همه بخشهاي نظام سياسي، اعم از انتخابي و انتصابي، نا اميد شده و آن را بي فرجام بينگارد، بي شک فتنه اي بزرگ کشور را فرا خواهد گرفت".
5- دانشجويان از خاتمي خواسته اند اگر قدرت پيشگيري از اين "فتنه بزرگ" را دارد، بهتر آنکه زودتر بجنبد. وگرنه "با اقدامي شجاعانه" از رياست جمهوري استعفا دهد و "بيش از اين توجيه گر سياستهاي ظالمانه و سرکوبگرانه" نباشد و کار دانشجويان را با حکومت به خودشان واگذار کند.
6- به روشني پيداست که دانشجويان، به رغم سرکوبگري بي سابقه رژيم به هيچ روي خود را نباخته اند و خويش را براي يک نبرد درازمدت با رژيم آماده مي کنند. آنان خطاب به خاتمي مي نويسند: "شما نيک مي دانيد که تقابل جنبش دانشجويي با حاکميتي که حساب مشروعيتش در حال ته کشيدن است، چه فرجامي براي همه تکيه زدگان بر مناصب انتخابي و انتصابي قدرت در پي خواهد داشت".
اين نامه و واکنشهاي ديگري که دانشجويان، چه در مصاحبه ها و چه در سخنرانيها يا اعلاميه ها در برابر تهديدهاي رژيم و خشونتهاي عملي آن نشان داده اند، حکايت از آن دارد که سرکوب و خشونت به جاي آن که زانوي دانشجويان را در برابر چشم غره هاي رژيم سست کند، بر اعتماد بنفس آنان افزوده است.
درواقع واکنشهاي پايوران رژيم نشان مي دهد که آنان به رغم تهديدهايي که مي کنند، و خشونتهايي که واقعا به خرج مي دهند، چگونه دست و پاي خود را گم کرده اند. هادي مروي، معاون قوه قضاييه، از ضرورت مبارزه با گراني سخن مي گويد. عباسعلي عليزاده، رييس کل دادگستري استان تهران، خواستار اتخاذ تدابيري براي پر کردن اوقات فراغت دانشجويان شده و از معلوم نيست چه کسي خواسته است وسايل تفريحات سالم براي آنان فراهم آورد. دادگستري را با گراني و تفريحات سالم چه کار؟!
در عوض، احمد جنتي، دبير شوراي نگهبان، بر ضرورت "پالايش دروني" قوه قضاييه پاي فشرده است. دبير شوراي نگهبان چرا از "پالايش" قوه قضاييه حرف مي زند؟!
حال آنکه در هيچ يک از اظهارات دانشجويان ديده نشده است که اينها در شمار اولويتهاي خواستهاي آنان باشد. براي آنها خواستهايي چون دموکراسي و آزادي مطرح است که رژيم کنوني به هيچ روي گنجايش برآوردن آنها را ندارد