محافظه‌كاران «همشهري» را اشغال كردند

فردا آخرين شماره ضميمه همشهري جهان با عنوان تيتر آخر منتشر خواهد شد.

پس از انتخابات دوره دوم شوراي شهر و شروع فعاليت اعضاي آن,يكي از برنامه هاي مشخص اعلام شده از سوي اين اعضاءتغيير مديريت همشهري بود كه تقريباً همه انتظار آن را مي كشيدند و به قول محمد قوچاني "خيلي زودتر منتظر اين اتفاق بوديم"

محمد قوچاني، سردبير همشهري جهان در گفت و گويي با خبرنگار ايلنا درباره آخرين تحولات در روزنامه همشهري مي‌‏گويد:

* نظرتان راجع به اتفاق اخيري كه براي همشهري افتاد چيست؟ غافلگير شديد؟

خير، غافلگير نشديم و منتظر اين اتفاق حتي زودتر از اينها بوديم، به هر حال طبيعي بود كه اعضاي جديد شوراي شهر علايق و سلايق ديگري دارند.

* ماجراي استعفا و پس گرفتن آن از سوي آقاي عطريانفر چه بود؟

بهتر است از خود آقاي عطريانفر بپرسيد. اما تا آنجا كه من مي‌‏دانم ايشان تصميم گرفت با استعفاي خود فضا را براي تغيير مديريت همشهري آماده كند.در ضمن ايشان از اولين كساني بودند كه با هرگونه تغيير و تحول بنيادي در همشهري، نظير انتقال آن از شهرداري تهران به نهادهاي ديگر مخالفت كرد. اين استعفا در همين راستا بود تا تحولات درون همشهري سرعت بگيرد، اما چون تغيير مديريت احتياج به زمان بيشتري داشت، ايشان استعفاي خود را پس گرفتند.

* الان وضعيت وي در همشهري چطور است؟

آقاي عطريانفر، ساعت 6 بعد از ظهر روز شنبه 7/4/82 اين مسؤليت را بر عهده دارند و از آن به بعد هيچگونه مسؤليتي در همشهري ندارند.

* از اين اتفاق متاسف هستيد؟

به طور طبيعي نسبت به از دست دادن كار خود و همكارانم متأسف هستم.

* گويا قرار است بلافاصله در روزنامه" شرق" مشغول به‌‏كار شويد؟

نه از بلافاصله‌‏اش مطمئن هستم، نه از شرق بودنش! ما قرار است كار مطبوعاتي بكنيم كي و كجا معلوم نيست.

* يعني اصلا مقيد نيستيد كه حتما با عطريانفر كار كنيد؟

نه، البته آن طور كه به نظر مي‌‏رسد به كار مطبوعاتي با وي ادامه خواهيم داد؛ اما من با عطريانفر يك تفاوت عمده دارم بنده شغل اول و آخرم كار مطبوعاتي است يعني در واقع من و همكارانم كاري جز روزنامه‌‏نگاري بلد نيستيم، اما عطريانفر كارهاي زيادي بلد است . به همين جهت ما هرطور شده كار مطبوعاتي انجام مي‌‏دهيم چه با ايشان و چه بدون عطريانفر! البته به قول يكي از دوستان، ويروس كار مطبوعاتي در ايشان سرايت كرده و در نظر دارند كار مطبوعاتي را ادامه دهد.

*سرنوشت سازمان آگهي‌‏هاي همشهري چه خواهد شد؟

سازمان آگهي‌‏هاي همشهري تغييري نخواهد كرد و كل آن سازمان پا برجا خواهد ماند، مگر آنكه مديريت جديد مايل باشد تغيير و تحولي در آن ايجاد كند.

*سرنوشت آينده روزنامه همشهري را چطور پيش‌‏بيني مي‌‏كنيد؟

آينده را مردم مشخص خواهند كرد. با اين وجود پيش‌‏بيني مي‌‏كنم، مردم تا مدتي همشهري و تحولات آن را پيگيري خواهند كرد، تا ببينند مانند گذشته يك روزنامه ميانه‌‏رو و اصلاح‌‏طلب و حرفه‌‏اي باقي خواهد ماند يا خير! البته تجربه نشان مي‌‏دهد كه روزنامه‌‏هايي كه عمر نسبتا‌‏ً طولاني دارند، يك طيف مخاطب خاصي راپوشش مي‌‏دهند يعني مديران مي‌‏آيند و ميروند اما تأثير چنداني در مخاطبان ندارند.

مديريت جديد اگر بتواند، همان چهره‌‏اي كه از همشهري وجود دارد را حفظ كند، در نگه داشتن مخاطبان كامياب خواهد بود.

*شما اصلاح‌‏طلبي را با حرفه‌‏اي بودن، عطف كرديد؛ اما خودتان مي‌‏دانيد كه مديريت جديد اين مجموعه خط‌‏مشي اصلاح طلبي ندارد، با توجه به اين دو مطلب آيا شما معتقد هستيد كه ديگر همشهري حرفه‌‏اي نخواهد بود؟

ببينيد؛ روزنامه‌‏نگاري هم در ذات خود و هم در وضعيت كنوني جامعه ما ماهيت اصلاح طلبانه دارد.

البته منظور من از اصلاح طلبي دقيقاً همان چيزي نيست كه در جامعه ما به نام جنبش اصلاحات يا جبهه دوم خرداد مرسوم است، قبل از اينكه جنبش اصلاح‌‏طلبي در جامعه به‌‏وجود آيد، همشهري نشريه‌‏اي با رگه‌‏هاي

اصلاح‌‏طلبي بود و مولفه‌‏هايي مثل نگاه مثبت به زندگي و نگاه همه جانبه به مسائل زندگي و مهمتر از اينها تعادل را درخود داشت.

حال با توجه به اين مولفه‌‏ها به نظر مي‌‏رسد، همشهري مستقل از جنبش فعلي هم يك نشريه اصلاح طلب بوده و هست؛ به همين خاطر كساني كه مديريت همشهري را در دست مي‌‏گيرند، نبايد خودشان را با جنبش سياسي فعلي اصلاح‌‏طلبي مقايسه كنند. بلكه آنها با روزنامه‌‏اي مواجه هستند كه با ماهيت اصلاح‌‏طلب به دنيا آمده است.

از طرف ديگر خود روزنامه يك مقوله اصلاح‌‏طلبي است، يك وقت شما از لوله تفنگ صحبت مي‌‏كنيد كه اين كنش انقلابي محسوب مي‌‏شود اما وقتي از ميان صفحات روزنامه حرف ميزنيد و سعي مي‌‏كنيد در چارچوب قانون موجود هم فعاليت كنيد؛ طبيعتا مناسبات اصلاح‌‏طلبانه را پذيرفته‌‏ايد.

پس با توجه به اين دو مطلب نمي‌‏توان همشهري را از مقوله اصلاح طلبي جدا كرد، البته مي‌‏توان محافظه‌‏كار بود، يعني از سنتها و ارزشهاي مدني جامعه- و نه حكومت و قدرت- پاسداري و حمايت كرد و در عين حال اصول اعتدل و اصلاح‌‏طلبي را هم حفظ كرد.

به نظر من، تيم جديد نبايد گمان كند، در مقابل يك تشكل، دوگانه متشكل از محافظه‌‏كاران موجود و اصلاح‌‏طلبان موجود در جامعه قرار گرفته است، بلكه ‌‏آنها در مقابل يك روزنامه قرار دارند كه با مختصات مذكور متولد شده است.

در ضمن اگر به تجربه‌‏هاي گذشته روزنامه‌‏هاي نزديك مديريت فعلي همشهري، يعني روزنامه‌‏هاي جام‌‏جم و انتخاب نگاه كنيد، متوجه مي‌‏شويد كه نمي‌‏توان گرايش محافظه كارانه‌‏اي تام وتمام- به معناي موجود در جامعه- داشت و مخاطب را هم جذب كرد.

اگر جام‌‏جم توانست، تيراژ خود را بالا ببرد به اين خاطر بود كه به نظر مردم احترام گذاشت و وقتي كه رسانه‌‏اي به نظر مردم احترام مي‌‏گذارد، ديگر نمي‌‏تواند اقتدارگرا باشد. با اين وجود رسانه‌‏هاي ديگري وجود دارند كه تيراژ، يعني مخاطب براي آنها مهم نيست.

اين روزنامه‌‏ها معتقدند ، كه هميشه حق با اكثريت نيست و اقليت هم مي‌‏تواند حرفش درست يا نادرست بيان كند.

به هر حال به نظر مي‌‏رسد، اگر كسي وارد عرصه حرفه‌‏اي روزنامه شود، چون در يك طرف اين حرفه مردم هستند و مردمي كه بايد روزنامه را بخرند، قرار است كه روزنامه رو پاي خودش بايستد، قرار نيست كه روزنامه سوبسيد داشته باشد و قرار نيست كه روزنامه از بيت المال استفاده كند.

روزنامه همشهري در شرايط فعلي اين ويژگي را دارد كه به يك روزنامه كاملا غيردولتي تبديل شود؛ هم‌‏اكنون روزنامه همشهري به لحاظ دخل و خرج يك روزنامه كاملا سود‌‏آوري است كه بجز يك سال و نيم انتشار خود، در تمام 11 سال گذشته يك روزنامه‌‏اي بود كه مي‌‏توانست روپاي خودش بايستد و به صورت يك شكل حقوقي دارايي‌‏هاي خود را به شهرداري منتقل مي‌‏كرد و بعضا همشهري مي‌‏تواند در آمد‌‏زايي براي شهرداري داشته باشد، بنابراين رسانه‌‏اي كه آنقدر متكي به مخاطب است، نمي‌‏تواند بدون توجه به مخاطب باشد و درآمدي هم داشته باشد.

* اگر در آينده در هر روزنامه‌‏اي كه بخواهيد كار كنيد يا سردبير شويد، فكر مي‌‏كنيد كه اين گرايش تحليلي كه در روزنامه همشهري وجود داشت ادامه پيدا خواهد كرد؟

واقعيت اين است كه روز اول كه شروع به كار كردم، برنامه‌‏ريزي يك ماهنامه و يك هفته‌‏نامه را كرده بودم،فقط در روزنامه همشهري بود كه توانستم كار روزانه انجام بدهم، همشهري ماه، يك سال منتشر شد، با وجود اين كه من قايل به اين جدايي، استقلال و تحليل نيستم، اعتقاد بر اين است كه حوزه من با تحولي كه در سطح مطبوعاتي دنيا بوجود آمده و با گسترش رسانه‌‏هاي الكترونيك و رسانه‌‏هاي تصويري از حوزه مطبوعات، تا حدود زيادي جدا شده و مطبوعات بايد بيشتر به تحليل و تفسير و بازخواني خبر بپردازند.

به عنوان مثال، زماني كه جنگ عراق را به طور مستقيم از رسانه‌‏هاي تصويري مي‌‏بينيد، روزنامه‌‏اي كه دو چاپ يا سه چاپ در روز داشته باشد هرگز آن جذابيت خبري را ايجاد نخواهد كرد، من و همكارانم با ماهنامه شروع كرديم و در آن ماهنامه نيز هدفمان تحليل و تفسير خبر بود، ولي متاسفانه، اين ماهنامه به هر دليلي، نتوانست ادامه پيدا كند،پس ماهنامه تبديل به يك ضميمه روزنامه شد.

البته ما كنار آن ماهنامه، يك نشريه ديپلماتيك و بين المللل هم منتشر مي‌‏كرديم كه آن نشريه ديپلماتيك هم متوقف شد.

ما دركار روزانه تقريبا اين قضيه را حل كرده بوديم كه چون اخبارمان، با تاخير منتشر مي شود، نمي‌‏توانيم كار خبري كنيم، بنابراين، هدفمان را به تعميق اخبار مطبوعات قرار داديم.

يك اتفاق ديگري به ما كمك كرد اين بود كه چون فضاي سياسي و اجتماعي ما به شدت ناامن و بي‌‏اعتماد است و در چنين فضايي هيچ وقت نمي‌‏توانيم خبر را به مفهوم دقيق كلمه به خواننده منتقل كنيم، در نتيجه سوءتفاهم ايجاد مي‌‏شود و امكان رسانه از بين مي رود.

احساس ما بر اين بود كه با دادن جمع‌‏بندي، تكيه بر نشانه‌‏ها وحواشي خبر و سابقه كار و آن چيز هاي كه پيرامون خبر است، و به تكميل خبر كمك مي‌‏كند ،خواننده را در جريان ما وقع قرار دهيم و برابر گسترش رسانه‌‏هاي ديگر و از بين رفتن اقتدار مطبوعات، چه در مفهوم علمي آن و چه در مفهوم عيني، كه ما در ايران نمي‌‏توانيم خيلي كار خبري در مطبوعات انجام دهيم.

نتيجه اين شد كه ما يك هفته نامه يا ماهنامه روزانه منتشر مي‌‏كرديم؛ يعني يك نشريه‌‏اي كه تقريباً عمقي‌‏تر از نشريات روزانه بود، ولي هر روز منتشر مي‌‏شد ولي در حد يك هفته نامه، ماهنامه مطالبش تهيه مي‌‏شد.

ما بلافاصله ظرف مدت يك هفته، گزارش تكميلي براي خبري كه اتفاق افتاده بود، تهيه مي‌‏كرديم و آن خبر را پوشش مي‌‏داديم، فاصله گرفتن از زمان رويداد به ما كمك مي‌‏كرد، بتوانيم همه جانبه‌‏تر و كامل‌‏تر با آن خبر نگاه كنيم.

حالا اگر روزي، براي من و دوستانم امكان يك كار روزانه، بوجود بيايد، همين هدف را ادامه مي‌‏دهيم؛ چرا كه امواج ماهواره‌‏اي به گونه‌‏اي عمل مي‌‏كنند كه ما نه مي‌‏خواهيم و نه مي‌‏توانيم به پاي آنها برسيم، ماهواره‌‏ها سطح مطالبات جامعه ما را به سطحي مي‌‏برند كه اگر بخواهيم با آنها رقابت كنيم بايد به لمپونيزم خبري متكي شويم و به سمتي برويم كه هر چقدر تندتر شود، بيشتر مخاطب داشته باشد.

ما نمي‌‏خواهيم مخاطبان را تحميق كنيم، احساس ما بر اين است كه آنها يك حصار ديگري دارند و آن اينكه خارج از كشور زندگي مي‌‏كنند و همين طور سايت‌‏هاي اينترنتي.

در اطلاع رساني خبري به روز هم نگراني برخورد را داريم و هم اينكه سرعتمان نمي‌‏تواند به اندازه آنان باشد و ما نمي‌‏خواهيم ادبيات آنان را پيشه كنيم، اگر نخواهيم مثل آنان عمل كنيم و بخواهيم به كار خبري خود بپردازيم، در سطح روزنامه‌‏هاي فعلي قرار مي‌‏گيريم.

روزنامه‌‏هاي فعلي در انتخاب خبر خيلي دقت مي‌‏كنند، بعضي‌‏شان كاملاً متكي به تلكس هستند. نمي‌‏دانم مردم به اين كار ما چه پاسخ خواهند داد. البته مردم به اين كار ما پاسخ‌‏هاي بسيار خوبي را داده‌‏اند، ما احساس كرديم كه مردم با اين كار ارتباط برقرار كرده‌‏اند، كاري كه نه آنقدر روشنفكرانه است كه آنان را خسته كند و نه كاري سطحي است كه اطلاعات بديهي را به آنان دهد. ما در رقابت با رسانه شايعه قطعاً عقب هستيم، ولي با وجود اينكه ما هيچگاه تند و راديكال نبوديم، هميشه به ما اظهار محبت كرده‌‏اند، در نظر سنجي داشتيم متوجه شديم با لايه‌‏هاي مختلف مخاطب ارتباط برقرار كرده‌‏ايم. اما به هر حال اين مهم واقعيت است كه ما به همراه نشريه ديگري منتشر مي‌‏شويم يك نشريه معتبر حرفه‌‏اي كه ما بخشي از آن را تشكيل مي‌‏داديم.

**********************************

همچنين محمد عطريانفر مدير مسئول مستعفي روزنامه همشهري كه بيش از يك دهه سكان هدايت همشهري، پرتيراژترين روزنامه كشور را در دست داشت در آخرين شماره همشهري جهان كه فردا منتشر مي‌‏شود گفت:

رويكرد عمومي روزنامه همشهري، به زندگي جامع متوسط شهري و دغدغه هاي آن تعلق داشت و قرار نبود مباني سياسي حاكميت را ترويج كند، تقليل دهد و يا رد كند.

محمد عطريانفر، در ادامه گفت: همشهري بيشتر به يك مديريت اقتصادي و مديريت فرهنگي و شهري تعلق داشت و سر فصلهايي را در كار رسانه‌‏اي افتتاح كرد كه سابقاً در روزنامه‌‏ها نبود.

وي افزود: تصور نمي‌‏كنم بتوان روزنامه همشهري را به عنوان عنصر تثبيت كننده فلسفه سياسي حكومت و يا به عنوان رسانه‌‏اي تبليغي دانست.

وي با اشاره به اينكه تا دوره‌‏اي كه روزنامه ايران متولد شد، همشهري اطلاق دولتي داشت، تصريح كرد: به شهادت بررسي‌‏هاي كارشناسي وزارت ارشاد، در دو سال اول انتشار همشهري با 70 درصد موضع حمايتي و 30 درصد موضع انتقادي، رابطه خود را با دولت سازندگي برقرار كرد.

وي افزود: بعد از تولد روزنامه ايران، رويكرد انتقادي همشهري نسبت به دولت و وضعيت حاكم تا حدودي افزايش پيدا كرد.

وي در خصوص خط قرمزهاي اعمال شده در روزنامه همشهري، گفت: خوشبختانه سانسور در همشهري خيلي كم صورت مي‌‏گرفت و عمدتاً ما در مقام تعديل و اصلاح عمل مي‌‏كرديم.

عطريانفر با اشاره به اينكه كسي تعريفي از خط قرمز روزنامه همشهري ارائه نكرده است، افزود: اين امر به طور مطلق واگذار شده بود كه با توجه به حساسيتهاي سياسي و مناسباتي كه وجود دارد و نقشي كه رسانه‌‏ها

مي‌‏توانند ايفا كنند، بايد نقش مديريت خود را ايفا مي‌‏كرديم و نوعي سازگاري ايجاد مي‌‏كرديم كه بمانيم، كار كنيم وتعطيل نشويم.

وي با تأكيد بر اينكه روزنامه همشهري به عنوان رسانه‌‏اي متعلق به حوزه عمومي وخانواده‌‏اي جامعه شهري است، تصريح كرد: همشهري وظيفه اطلاع رساني دقيق را بر عهده دارد و نبايد خلاف بنويسد، بايد منطق داشته باشد و مطالب را بر پايه واقعيت منتشر سازد.

وي افزود: چون رويكرد همشهري عمدتاً فرهنگي و اجتماعي است، ما بايد دقت مي‌‏كرديم كه مرزهاي اعتقادي و اخلاق عرف حاكم در جامعه مخدوش نشود.

وي افزود: حكومت يكسري مرزبندي و خط هاي قرمزي دارد كه بخشي از آن قانوني است و بايد رعايت شود و ما روي آنها دقت مي‌‏كرديم، علاوه بر آن مجموعه‌‏اي مسائل نانوشته نيز وجود داشت كه كسي مي‌‏توانست از ْآنها سر در بياورد كه با لايه‌‏هاي زيرين حكومت مرتبط باشد يا لااقل اطلاعات آن را داشته باشد.

عطريانفر با اشاره به تيراژ بالاي روزنامه همشهري گفت: اگر تيراژ اين روزنامه تا يك ميليون هم افزايش مي‌‏يافت، فروش مي‌‏رفت علاوه بر آن به ازاي هر يك نسخه روزنامه 8/2 نفر روزنامه را مي‌‏خوانند.

وي در پاسخ به اين سوال كه چرا تيراژ همشهري افزايش نيافت، تصريح كرد: توان فني نداشتيم، ظرفيت چاپ در كشور محدود بود، ضمن اينكه يك تدبير اساسي هم در برنامه‌‏ها بود كه بايد زير سقف اشباع حركت مي‌‏كرديم.

وي در خصوص ادامه فعاليتهاي در كار روزنامه نگاري گفت: شخصا علاقه دارم مقداري به خودم استراحت دهم، ولي مطمئن هستم اين اتفاق نخواهد افتاد، چون جنس وجودي ما طوري است كه نمي‌‏توانم مسؤليتي را احساس مي كنم كه از حالا به بعد خود را نشان مي‌‏دهد.

اين خبر در حالي مخابره مي‌‏شود كه محمد عطريانفر تا ساعتي ديگر در خيابان تنديس در مراسمي رسما از روزنامه همشهري خداحافظي مي‌‏كند.