|
به سايت
اطلاعات.نت |
|
آخرین مصاحبه آیت الله خلخالی ,همه آرزوهايم را به گور خواهم برد، گفت و گوی منتشر نشده با صادق خلخالی، پيام فضلي نژاد
متن کامل و منتشر نشده سه
گفت و گوی نویسنده با
صادق خلخالی، همراه
ناگفته های خلخالی از
شیوه های اعدام مخالفان و
متن پاسخ فضل الله صلواتی
به ادعاهای خلخالی
پیرامون چگونگی اعدام سه
بازاری اصفهانی
گفت و گوي پيام فضلي نژاد با صادق خلخالي
[
سايت پيام فضلي نژاد]
برآستانه:
پيام فضلي نژاد : بدون شک
اين مصاحبه ، محاکمه
نخواهد بود ،چرا که فضاي
گفتماني آن متفاوت است .
بنابراين من مي خواهم
مبنا و معناي گفت و گو و
فرض راهبري آن را بر اين
اساس بگذارم که اينبار
شما دفاع مي کنيد در
برابر پرسش هاي صريح من.
يعني کسي که همواره
محاکمه مي کرده است و به
هيچ کس پاسخ گو نبوده ،
حالا که بنا نيست محاکمه
شود و پاسخ گو باشد ، در
برابر يک ناظر رسانه اي
شفاف و صريح سخن گويد و
اگر مي توند در اين فضاي
گفتماني به جاي بافتن
کلياتي از خود به روش
استدلالي دفاع کند. قضات
اين مصاحبه نيز را
خوانندگان آن ، چون هميشه
، بر مي گزينيم. موافقيد
؟
حالا اگر حداقل متوسط
شعور و درک استدلالي و
استقرايي را براي
مخاطبانمان قائل شويم ،
اتفاقي نمي افتد. حداقل
براي يکبار که شده همچين
اعتمادي را شما بکنيد ،
يا به تعبير ديگر اين
مجاهدت را...
پس اگر اجازه بدهيد با
اين فرض گفت و گو را آغاز
کنيم و ...
فرض را بر دفاع مستدل و
شفاف از برخي ابهاماتي که
مطرح مي کنم بگذاريم...
پس من شروع مي کنم با
همان فرض . شما از سوي
پارهاي روشنفكران ديني و
غير ديني متهم به تلاش
براي حاكميت و سيطره جزم
انديشي ديني و گونه اي
توتاليتاريزم در ابتداي
انقلاب 57 بر گستره فرهنگ
و هنر هستيد. مي گويند
پيش از انقلاب در زمره
طيفي بوديد که هنر مدرن و
بالاخص سينما را از مظاهر
فساد مي شناختيد و از اين
رو همواره در برابر حادثه
آتش سوزي سينما ركس
آبادان در نمايش آخرين
سانس فيلم گوزنها (مسعود
كيميايي) در بيست و هشتم
مرداد 57 كه سيصد و هفتاد
نفر در آن كشته شدند،
سکوت كرديد. برخي نيز
گفتهاند پس از انقلاب با
تسامح از كنار دلايل و
مستنداتي كه بانيان حقيقي
اين آتش سوزي فاجعه آميز
را رسوا ميكرد،
گذشتهايد و مايلند چنين
بنمايند كه در آن هنگام
كه ميتوانستيد مسببان
حادثه را محاكمه كنيد،به
سبب برخي از ملاحظات
سياسي حكومت انقلابي،
حقيقت پوشي كردهايد. بر
اين ادعاها به چه ميزان
ميتوان انگشت اعتبار
نهاد ؟
ميدانم كه هيچ ملاحظه
سياسي و ملي و بين المللي
براي شما مطرح نبود.
مقتدرانه بر عقيده خود
پاي ميفشرديد. آن هنگام
كه در قوانين حقوقي اكثر
كشورهاي دموكراتيك و
ايدئولوژيك دنيا حق
استفاده از وكيل براي
متهم مسلم و در بسياري از
موارد اجباري بود، گفتيد:
"در قوانين شرع و الگوي
اسلامي نداريم كه كسي
بتواند براي خود وكيل
انتخاب كند." اين اظهارات
را حتي بر خلاف مصلحت ملك
و ملت در آن برهه تلقي
كردهاند. اما گويا آن
هنگام مصلحت انديش شديد
كه دريافتيد آتش سوزي
سينما ركس آبادان نسب از
اسلاف و اخلاف فدائيان
اسلام مي برد. کساني که
شرکاي سياسي و عقيدتي شما
محسوب مي گشتند...
ميگويند در جلسهاي
خصوصي پس از آنكه دستور
توقيف فيلم قيصر (مسعود
كيميايي) را صادر كرديد
، گفتيد فيلم گوزنها
(مسعود كيميايي) يك فيلم
ضد ديني و ضد انقلابي
است...
در ابتداي پرسشهايم
اشاره كردم كه حادثه
آتشسوزي در حالي كه
هفتصد نفر در سالن سينما
حضور داشتند در واپسين
نمايش گوزنها رخ داد...
حالا هواداران فدائيان
اسلام هم که معلوم نيست
واقعا مسلمان باشند .
آنها هم بر مبناي اين
تئوري که هدف وسيله را
توجيه مي کند ، مي
انديشيدند و شايد آتش زدن
سينما رکس را طبق انديشه
و روش خود ، حتي شرعا
مجاز مي دانستند...
درباره چي؟
تعابير گوناگوني هست.
تعبير غالب اين است که به
هر حال حادثه آن آتش سوزي
فاجعه بار مساله پيچيده
اي است که حقايق آن پنهان
مانده است. شما هم يکي از
متهمان کتمان حقيقت فاجعه
سينما رکس نزد مردم در
افکار عمومي محسوب مي
شويد...
با همين اوصاف حكم عوامل
توليد كننده فيلمهايي كه
مصداق فساد شناخته
ميشوند، از نظر شما
چيست؟
بله . البته شما در
آستانه استقرار حكومت
انقلابي، فيلم قيصر
(مسعود كيميايي) را توقيف
كرديد...
اين اتهامي که مي گوييد
درباره آقاي کيميايي تا
جايي که من ميدانم در
جايي ثبت نشده است ، ولي
به هر روي فيلم قيصر در
پايان دهه چهل، ريشههاي
مورد تجاوز قرار گرفته يك
جامعه و يك فرهنگ و يك
مردم را باز ميگفت و
همراه با فيلم گاو
(داريوش مهرجويي) آغازگر
موج نوي سينماي ايران
محسوي مي شد. گوزنها اما
و البته محبوبترين،
هنرمندانهترين و
سياسيترين اثر مسعود
كيميايي است. تلقي ضد
ديني شما از گوزنها
برايم گنگ است. اين اثر
از آثار بسيار معدود
سياسي است كه ضمن بيان
علني و آشكار مبارزات
انقلابي زمانه ، ارزش
هنري دارد. فيلمي كه از
سوي ساواك هم توقيف شد و
عوامل پديد آورنده اثر
بازداشت شدند...
البته گوزنها در هنگام
استقرار حكومت انقلابي در
سينماها نمايش داده نمي
شد...
توقيف فيلم قيصر در
آستانه استقرار حكومت
انقلابي استفاده از همين
راهكار ناپسند بود...
از کجا بايد بدين استنباط
رسيد که فيلمي مخالف رويه
الهي است؟ چه معياري اين
رويه را مشخص مي کند ؟
يعني فقط روحانيون در
جمهوري اسلامي فيلم
بسازند ؟
پيش از انقلاب 57 سينماي
ايران صاحب طلايههايي شد
كه از آنها با عنوان موج
نو ياد ميگشت. انقلاب
اسلامي سبب تزلزل و
نابودي موج نوي سينماي
ايران شد ، چرا که ادبيات
ايدئولوژيك خواهان حاكميت
خود بر شئون گونه گون
زندگي بود و توجيهش را از
پديده انقلاب و صفت
اسلامي آن ميگرفت...
اما سينماگران پيشرو و
آفرينندگان موج نوي
سينماي ايران همسنگ
مبارزات مردم و زمانه
فرايند هنري ميساختند...
در كدام يك از آثار
سينمايي پيش از انقلاب
57، لواط را به نمايش
گذاشتهاند؟
پرسش من مصداق ادعاي شما
پيرامون نمايش لواط در
سينماي پيش از انقلاب 57
بود...
کدام بازيگر متهم به زنا
بود؟
مو سرخه منظورتان است ،
آقاي ايرج قادري ؟!
پیام فضلی نژاد : اما ارزشها
را نميتوان ثابت دانست و
همواره عوامل مختلفي سبب
ميشوند كه ارزشها تغيير كنند.
انقلاب و پروسه تحول ميتواند
در تغيير و توسعه ارزشها موثر
باشد.ساموئل هانتينگتون
مينويسد: "يك انقلاب، متضمن
تغييرات كامل و سريع در
ارزشها، ساخت اجتماعي،
نهادهاي سياسي، خطمشيهاي
حكومتي و رهبري سياسي –
اجتماعي است."
از ديگر سو ميبينيم كه اساسا به دنبال تحولات رخدادهاي مهم اجتماعي، بازبيني و بازآفريني ارزشها مطرح ميگردد. فرايند بازبيني و بازآفريني گاه سالياني پس از فروكش كردن تب انقلاب براي جامعه انقلاب كرده حادث ميشود. مثلا پس از جنگ جهاني دوم، بسياري از آنان كه در جنگ شركت داشتند، نياز مبرم به بازسازي ارزشها را مطرح كردند و به قسمتي فلسفه فرهنگي خود را زير سوال مي بردند. از نيمه دوم دهه هفتاد ايران شاهد فرايندي مشابه بود... صادق خلخالي: ما نيازمند نظريههاي هانتينگتون و ... نيستيم. اسلام فلسله و نظريه عرصههاي مختلف زندگي است. براي تحليل جامعه مان به تحليلهاي عوامل استكبار نيازي نداريم. توحيد، عدالت، نوع دوستي و ... نزد اسلام ارزش است و نيازي به بازنگري و بازسازي هم ندارد. ارزشهاي انقلابهاي حقيقي هيچ گاه رنگ نميبازند و از بين نميروند. اين انقلابهاي مادي در شرق وغرب بودند كه پس از گذشت زماني ارزشهايشان مورد ترديد واقع شد. انقلاب اسلامي، انقلاب مادي نبود. يك انقلاب معنوي حقيقي بود...
پیام فضلی نژاد : شما
ميپنداريد پس از گذشت دو دهه
از انقلاب 57، آن ارزشها هم
چنان در متن جامعه حضور
خواهند داشت، اما...
پیام فضلی نژاد : من از ورود
به مبحث ايدئولوژيك بودن يا
نبودن انقلاب 57 اجتناب
ميكنم، چون خطه پرخاري است كه
به سادگي نميتوان از آن بيرون
آمد. از باب تحليل تئوريك
ارزشها و اعتقاد به ذهنيبودن
ارزشها صورت مسئله را
مينگرم...
پیام فضلی نژاد : يعني باور
داشته باشيم كه ارزشها چه در
حوزه خوبي، زيبايي و چه در
حوزه حقيقت، از فرد به فرد از
گروه به گروه از يك عنصر به
عنصر ديگر متفاوت است. ارزشها
بر پايه احساس، عاطفه، تمايل
و عدم تمايل شكل ميگيرند. جرح
سانتايانا ميگويد: ارزش جدا
از خشنودياي كه ايجاد ميكند
وجود ندارد. دوايت پاركر هم
در اين باره معتقد است:
ارزشها به طور كامل به دنياي
دروني ذهن تعلق دارند. برآورد
تمايلات يك ارزش واقعي است...
پیام فضلی نژاد : اگر فیلمی
با نشان دادن زنا یا لواط آن
را تقبیح کند ، آن هنگام حکم
را چه می پندارید ؟
پیام فضلی نژاد : برای اینکه
خودتان می گویید اصلا پایتان
تا به حال به سالن سینما
نرسیده است ، لاجرم تماشاگر
حرفه ای نیز نبوده اید...
پیام فضلی نژاد : در گستره
هنر مطالبات مردم از نيمه دوم
دهه هفتاد رنگ متفاوتي به خود
ميگيرد و بيپروا در سينما
خواستار گشايش باغهايي از لذت
بصری ميشوند...
پیام فضلی نژاد : کدام باغ ها
را ؟
پیام فضلی نژاد : نه ، باغ که
نبوده است به این معنا !
توضیح خواهم داد . با طرح
نظريه كثرت گرايي، فرهنگ و
هنر فلسفه ديگري نزد مولدان و
مخاطبان مييابد. بخشي از
نگرشها حتي در حوزه روحانيت
نسبت به انديشهها وروشهاي
حوزه هاي فرهنگي نوسازي
ميگردد و سياست ممنوعيت
فرهنگي رنگ ميبازد. در فضاي
نويني كه مطالبات نويني
آفريده ، پديدههاي مستحدثه
فراواني خودنمايي ميكند كه
نيازمند گشايش هاي فقهي
روحانيت مدرن ايران است...
پیام فضلی نژاد : كدام
شبهههاي ارزشي انسداد آفرين
است...
پیام فضلی نژاد : یعنی بره
داخل ساختمان سرویس اطلاعاتی
اش ؟
پیام فضلی نژاد : البته لازم
نیست که مامور اطلاعاتی –
امنیتی الزاما به ساختمان
سازمان مطبوعش برود ، شما که
با این ساختارها باید آشنا
باشید. ولی قطعا ما ، چه با
منش وزیر فرهنگ موافق باشیم و
چه مخالف ، نمی توانیم
اتهامات بی اساسی را که به
قول شما برخی دیوانگانی که
گاه داخل حوزه علمیه و جاهای
دیگر پیدا می شوند را طرح
کنیم...
پیام فضلی نژاد : جناح چپ يا
جناح راست؟
پیام فضلی نژاد : مشخص
نميكنيد كه وزارت فرهنگ ارشاد
اگر به دست چه كساني داده
شود. اوضاع مطابق سليقه
پيغمبر در نخواهد آمد؟
پیام فضلی نژاد : عطاالله
مهاجراني هم عضو شوراي مركزي
حزب كارگران سازندگي است و در
جناح بندي سياسي كشور جاي
ميگيرد...
پیام فضلی نژاد : البته لزومی
ندارد هر کی یکجا برود !
پیام فضلی نژاد : کارگزاران
سازندگی و جبهه مشارکت ایران
در خط انقلاب نیستند ؟
پیام فضلی نژاد : گفت و گو
پیرامون عملکرد آقای عطالله
مهاجرانی بود و اینکه گفتید
وزارت فرهنگ را نباید دست
جناح های سیاسی کشور داد...
پیام فضلی نژاد : همان جناج
چپ و راست اذيتشان ميكنند؟!
پیام فضلی نژاد : فرهنگ و
مفهوم آن و نسبت ذات بشر با
آن از ديرباز يكي از
دغدغهآفرينترين گسترهها براي
ذهن انسان بوده است. بنياد
يكي از پرسمان هاي اصلي جامعه
ايران در دوران كنوني به پرسش
از فرهنگ و ماهيت آن باز
ميگردد. فرهنگ از آن جا كه بر
پايه زندگي رشد ميكند و از
درون زندگاني جمعي موجودي به
نام انسان سربر ميآورد،خود
موجودي است كه زندهوار، زايش
و زندگي و مرگ دارد. نكته
مهمي كه فرهنگ شناسي به آن
رسيده ،اين است كه هر فرهنگ
ازآن جا كه يك ساختار زنده
است، تناسب تركيب سازه ها
براي ماندگاري و كاركرد درست
آن ضرورت نام دارد. بدين معنا
كه ميان ارزش و اخلاق و جهان
بيني و شويههاي زندگي و ابزار
و وسايل در هر جامعه تناسبي
هست و هنگامي كه بر اثر ورود
سازههاي تازه ذهني يا مادي
تناسبها درهم ريزد، زندگي در
فضاي فرهنگ، آشفته و پريشان
ميشود. ورود يكباره سازههاي
نوين ذهني و مادي به فضاي
عموي ايران، فرهنگ سنتي ما را
با چنان بحراني روبرو كرده كه
براي سازگار كردنشان ميبايد
بافتهاي ارزشي و ساختهاي
اجتماعي علميه دگرگون شود.
فقها و فضلاي حوزههاي علميه
تا چه ميزان دگرگوني بافتها و
ساختها را بر ميتابند و آیا
تاب نظاره بر چيدن شدن
نهادهاي سنتي را دارند؟
پیام فضلی نژاد : اما چند
دقیقه قبل شما گفتيد كه به
سبب آنكه ارزشهاي انقلابي ما
وامدار فرهنگ اسلامي
است،جاودانه ميمانند. اين با
گفتار كنونيتان تناقض فاحشي
دارد...
پیام فضلی نژاد : كدام بخشهاي
فرهنگي با رويه قدسي تناقض
دارند؟
پیام فضلی نژاد : نكشيديد؟!
پیام فضلی نژاد: چون اسم علی
لاریجانی را آوردید و اتهامی
را متوجه او کردید ، باید
استدلالات خود را هم ارائه
کنید و مصادیق اتهامی وی را
نیز بگویید...
پیام فضلی نژاد : پرسش اصلی
من البته پيرامون ورود
سازههاي نوين ذهني يا مادي یا
فرهنگي بود. دستاوردهاي جديد
تمدن تكنولوژيك بسياري از
بافتها ساختهاي سنتي را
دگرگون ميكند و اساسا روحانيت
تا چه ميزان تاب نظاره بر
چيده شدن نهادهاي سنتي را
دارد؟
پیام فضلی نژاد : در گسترده
فقه اسلامي سازههاي نوين ذهني
يا مادي را ميتوان برابر
مسايل مستحدثه دانست. مثلاً
در حوزه سينما نميتوان هم
چنان با استناد به قالبهاي
سنتي فعاليت كرد و در زمنيه
كيفيت نمايش زن مسلمان و ...
بايد به يك نوفهمي همت گمارد.
به ديگر سخن براي امروزين
كردن و پرداخت واقعگرايانه
مناسبات در سينماي ايران،
نوسازي اي مذهبي ضرورت دارد.
فقه مدرن ميتواند هم سنگ
سازههاي نوين ذهني، احكام
نوين نيز بيافريند...
پیام فضلی نژاد مطلب پرداخت
واقعگرايانه مناسبات ميان زن
و مرد در سينما، نمايش بی
حجاب زن مسلمان ايراني كه
البته به شرط وشروطي آقایان
يوسف صانعي و محمد عبايي
خراساني، سيد حسين موسوي
تبريزي و... مجوزشان را از
حيث فقهي دادهاند، در زمره
اين سازههاي نوين تلقي
ميگردند...
پیام فضلی نژاد : يعني فيلم
ساز در اثر هنرياش ميتواند زن
مسلمان بی حجاب ايراني
رانمايش دهد؟
پیام فضلی نژاد : كدام تمدن؟!
تمدن تكونولوژيك؟!
پیام فضلی نژاد : پيش از اين
گفتيد كه تمدن تكنولوژيك را
نميشناسيد.
پیام فضلی نژاد : كدام فرهنگ
پياده شود؟! پیام فضلی نژاد : تعاريف شما كلي است كه ذهن تحليل گر و دغدغه گرا را با ابهام و انسداد مواجه ميسازد. در گروه تعاريف تكويني فرهنگ، گسترهاي را با نام تاكيد بر ايدهها داريم. در هيمن گستره وارد (Ward) در يك قرن پيش گفته است: فرهنگ يك ساخت اجتماعي، يك ارگانيسم اجتماعي است كه ايدهها نطفه آن هستند. در ايضاح نطفه فرهنگ مطلوب و مقبولتان ميتوانيد مثالي ملموس و ايده وار بياوريد؟
صادق خلخالي: در چه زمينه
مثال بياورم؟ صادق خلخالي: به عنوان مثال شهيد مرتضي مطهري نقدي را بر فيلم محلل (نصرت كريمي) نوشتند. آيت الله مطهري برايم تعريف ميكرد كه : رفتيم مچ كارگردان اين فيلم را گرفتيم و گفتيم موضوع محلل كه به شما مربوط نيست. شما با اين فرهنگي را ميخواهي پياده كني؟! كارگردان فيلم هم جوابي نداشت...
پیام فضلی نژاد : فيلم محلل
را ديدهايد؟!
پیام فضلی نژاد : شخصاً چه
تحليلي پيرامون اين اثر
داريد؟
پیام فضلی نژاد : پروندهاي
براي فيلم نامه نويس و
كارگردان فيلم محلل بدان جهت
كه آن را اشاعه ميدانستيد، در
دادگاه انقلاب گشوده نشد؟
پیام فضلی نژاد : سوال پيشينه
من البته هم چنان پابرجاست.
آوردن مصداقي ملموس در ايضاح
فرهنگ مطلوب و مقبولتان
بود...
پیام فضلی نژاد : پاسخ شما
بايد ایجابی باشد، نه سلبي...
پیام فضلی نژاد : درشاكله
فرهنگیاي كه مطلوب و مقبول
ميشماريد، انتقاد به حكومت چه
جايگاهي دارد؟
پیام فضلی نژاد : ميشود
شفاتتر اشكارتر اين مرزها را
بيان كنيد؟ همش می گویید
مفسده انگیز نباشد...
پیام فضلی نژاد : زندان كند
يا سانسور كند؟!
پیام فضلی نژاد : به عنوان
مثال در سويس چه موسيقيهايي
را سانسور ميكردند؟
پیام فضلی نژاد : اما در حوزه
موسيقي، تك خواني زن براي
مسلمانان داراي حرمت شرعي
است...
پیام فضلی نژاد :درباره
موسيقي پاپ چگونه ميانديشيد؟
پیام فضلی نژاد : در حقيقت
شما با راي فقهايي كه براي
موسيقي حرمت قايل هستند مثل
مرحوم شاه آبادي و ... مخالف
هستيد؟
پیام فضلی نژاد : مقصود آراء
آن فقها را نميفهميد؟!
پیام فضلی نژاد : بر لخت
خوابيدن هويدا در سلول،
عليرغم ابهامها و ترديدهاي
جدي اي كه پيرامون آن وجود
دارد، تاكيد فراوان كرده
ايد...
پیام فضلی نژاد : اگر اين
ادعا صادق باشد، چه پيشبردي
در صدور حكم اعدام او داشته
است؟ خلخالي: به هر حال ما ميدانستيم هويدا آدم مفسدي است و چنين حقايق بر ما آشكارتر ميشد...
پیام فضلی نژاد : شما با
چشمان خود،هويدا را به صورت
لخت ديده بوديد كه در سلول
خوابيده بود؟
پیام فضلی نژاد : نان چي را
؟!
پیام فضلی نژاد : رزق و روزي
را ميگوييد؟!
پیام فضلی نژاد : شما كه
مجاهد هستيد و خودتان نيز لقب
فقيه مجاهد را روي رسالهتان
آوردهايد...
پیام فضلی نژاد : گفتيد "
برخي ميخواهند ريشه آدم را
بزنند." منظور شما چه كساني
هستند؟
پیام فضلی نژاد: به خاطر دارم
كه شما همواره در برابر
پارهاي از اتهامات قرار
داشتيد كه در صورت عدم ثبوت
هتك حرمت محسوب ميگشت.در
ابتداي انقلاب 57 شما را از
بيماران رواني بيمارستان
چهرازي برشمردند.يكي از رسانه
های خارجی نيز گفته بود كه
شما علاقه به كشتن و خفه كردن
گربهها داريد ...
پیام فضلی نژاد : مخالفتهاي
اعضاء دولت موقت جمهوري
اسلامي ايران و سران نهضت
آزادي و جبهه ملي، هم چون
دكتر يدالله سحابي با شما
پيرامون اعدامهاي سران رژيم
گذشته بود. يدالله سحابي
ميگفت: اگر آقاي خلخالي نخست
وزير را بكشد، نخستوزير كشي
باب ميشود...
آقاي مهندس مهدي بازرگان كه
مرحوم شدهاند...
پیام فضلی نژاد : اما شما در
گفت و گويي با راديو اروپاي
آزاد در مدح آقاي سحابي سخن
گفتيد...
پیام فضلی نژاد : اما شما در
پاره ای از گفت و گو های
خصوصی تان با من و دیگران گاه
اشاره کرده اید به افراط هایی
که در زمان حاکمیت شرع شما
صورت گرفته ، چه از جانب خود
شما و چه از جانب
منصوبانتان...
پیام فضلی نژاد : برای تاریخ
هم نمی خواهید خطایی از آن
خطاها را بازگویید ؟
پیام فضلی نژاد : اگر فکر می
کنید که با یک عذر خواهی و
اعتراف مبهم به برخی اشتباهات
ملت خطاها را از یاد می برند
، اشتباه کرده اید. بگذارید
رک بگویم . حداقل یکبار هم که
شده خیلی رک . خلخالی معرف
قاضی ای انقلابی نزد مردم
نیست. شاید در تب و تاب
انقلاب خیلی از اصلاح طلبان
امروز نیز از شما خمایت می
کردند و حتی اگر برخی را
اعدام نمی کردید ، شما را
متهم به مسامحه می نمودند ؛
اما زمانه ، زمانه دیگری است.
خلخالی نه تنها قاضی ای
انقلابی نزد مردم نیست ، که
جلادی بی رحم است. ببخشید این
گونه سخن می گویم. شاید تاب
شنیدن آن را نداشته باشد ،
ولی مردم کوچه و بازار قم حتی
می گویند دست خلخالی به خون
بسیاری از نوجوانان و جوانان
بیگناه آلوده است. یکی از
آنها برایم تعریف می کرد که
شما روزی بنا داشتید بیست نفر
را با هم محاکمه کنید. جلوی
صف آنها رفتید و گفتید یکی
درمیان از سمت راست ، اولی
اعدام شود و دومی حبس ابد
برود. نفر آخر که حبس ابد
گرفته بود ، به امید اینکه
شاید روزی آزاد شود ، گویا
خنده ای بر لبانش نقش بست و
شما تا خنده او را دیدید
گفتید حال که اینطور شد از
آخز صف ، یکی در میان ، اولی
اعدام شود و بعدی به حبس ابد
رود...
پیام فضلی نژاد : خنده آن فرد
شیطانی بود ، مثلا . گناه
بقیه متهمان چه بود ؟! و اصلا
مگر خنده دلیل اثبات اتهامی
است؟!
پیام فضلی نژاد : واپسين بخش
اين گفت و گو را به نقد و
بررسي كتاب خاطرات شما به
مثابه يكي از سندهاي تاريخ
قضايي انقلاب 57 اختصاص دهيم.
نثر و شيوه روايت كتاب به
ظاهر داراي اشكالات زيادي
است. فعلها و پارهاي از كلمات
از همنشيني مناسب در قالب
كتاب برخوردار نيستند. گويا
پس از آنكه خاطرات خود را
استخراج و نگارش كردهايد،
ويراستاري نشدهاند؟
پیام فضلی نژاد : نحوه نوشتن
خاطرات چگونه بود؟ آنها را از
روي دفترچه يادداشت روزانهتان
استخراج ميكرديد، يا با اتكاء
به ترتيب تاريخي شروع به
نگارش كرديد؟
پیام فضلی نژاد : گويا در
فرايند تجديد خاطرات به
تحليلهاي نويني نيز رسيدهايد.
تحليلهايي كه سالها قبل
نميتوانستيد ارائه كنيد، اما
امروز در قامتي نوين طرح
ميكنيد...
پیام فضلی نژاد : رساله
تحقيقي شما با عنوان كورش
دروغين و جنايتكار از سوي
مورخين واساتيد تاريخ فراوان
نقد و رد شده است. اساسا
عبارتي را كه شما از تاريخ
ايران باستان اثر دكتر پيرنيا
و نقل قول ايشان از كتزياس در
رسالهتان آوردهايد، تحريف شده
است...
پیام فضلی نژاد: در تاريخ
ايران باستان، در كلمات
كتزياس ميآيد: " كوروش پسر
چوپاني بود،از ايل مردها، كه
از شدت احتياج مجبور شد
راهزني پيش گيرد." سه تحريف
در نقل قول شما معناي مورد
نظر مورخ را كاملا قلب كرده
است. اول ايل مردها به اهر مر
بدل شده است. دوم، پسر چوپان
را شما پسر جوان نوشتهايد و
سوم، راهزني كه هجوم بر
كاروانها و هم در راي استاد
پاريزي باستاني راهداري تقلي
ميگردد را با تغيير املاء
كلمه به راهزني به معناي لواط
دادن آوردهايد. مورخان
پيرامون تحريف در رساله شما
درباره كوروش اجماع نظر
دارند... |