|
نه شرقی نه غربی, نه
تازی شدن را
براي تو ای بوم بر دوست دارم
|
یاری به نیروهای مجاهدین اسیر در عراق، یک وظیفه ملی و انسانی است ,گیل آوایی
|
در رویدادهای پس از اشغال عراق و تحولات ناشی از آن، حضور سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق و آینده این نیروها، یکی از نگرانی ها ی بسیارانی بوده که از نگاه ِ باز ِ ملی و ستیز ِ با حکومت اسلامی، تحولات و دگرگونیها را پی می گرفته اند.
تلاش زیادی از هر سو، چه آنانی که در بده بستانهای سیاسی با حکومت اسلامی، با این موضوع برخورد می کرده اند و چه مزدوران نواله گیری که با پشتیبانی های گسترده حکومت اسلامی، به عربده کشیهای اسلامی می پرداختند و هیچ فرصتی را برای ضربه زدن به نیروهای مجاهدین در عراق از دست نداده اند؛ تلاشهای زیادی صورت گرفت تا به هر شکل ممکن مسئله حضور نیروهای مجاهدین در عراق را بنفع حکومت نحس اسلامی حل کنند.
در گذر پر نشیب و فراز و حساس سالهای پس از اشغال عراق، با همه تهدیدها و خطر ها و نوسانها، نیروهای سازمان مجاهین خلق ایران توانست ناکامی های حکومت اسلامی را در همه ی زمینه های در رابطه با مجاهدین، سبب شود. اما وقایع و تحولات چند ماهه ی اخیر، نگرانی های یاد شده در بالا را جدی تر از همیشه مطرح می نماید. پیش گرفتن برنامه تازه دولت عراق مبنی بر برخورد با نیروهای سازمان مجاهدین خلق، زنگ خطریست که راه بر مزدوران حکومت اسلامی می گشاید.
براستی نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران چه کسانی هستند؟ این نیروها در چه شرایطی بسر برده و می برند؟ نقش و وظیفه ما ایرانیان بویژه سازمانها و احزاب سیاسی در مقابل آنان چیست؟ ما چه کرده ایم و چه می کنیم؟
آیا باید تا وقوع جنایت بدست نیروها و حتی خود حکومت اسلامی که دست جنایتبارشان به خون بسیارانی از بهترین فرزندان میهنمان آغشته است و شکنجه گران و بازجویان و قاتلان صاحب زمانی آن که هریک با قتل عزیزان ما پاداش گرفته و هریک به جاه و مقامی رسیده و هنوز تفکر مالیخولیایی خودشان را دنبال می کنند، نظاره گر ماجرا باشیم و کشتار دیگری را شاهد شویم؟
سکوت در مقابل این مسئله، سهیم شدن در جنایت نیست؟
اینکه سازمان مجاهدین خلق چه کرده و می کند و رهبری آن چگونه است و چه باورها و ایدئولوژی و ساختاری دارد، نمی تواند دلیلی بر سکوت و بی عملی درمقابل جنایتی که نیروهای مجاهدین خلق را تهدید می کند، توجیه نماید. اینکه دین سیاسی، زهر کشنده ایست که هنوز جامعه سیاسی، فرهنگی و انسانی ما تاوانش را می دهد، نمی تواند بهانه ای برای سکوت باشد و اینکه به یاری آنان نشتابیم.
واقعیت این است که نیروهای سازمان مجاهدین که در سخت ترین و دردناکترین شرایط در عراق بسر می برند، انسانهای شریفی هستند که همه سختی هاو تهدیدها و خطرها را به جان خریده اند و بر سر پیمان خویش در ستیز با جانیان اسلامی مانده اند. انسانهای شریفی که یک مویشان به بسیارانی از نان به نرخ روز خور سیاسی می ارزد که به هزار توجیه و بهانه و تفسیر و تحلیل های کاسبکارانه، به خود سانسوری و کنار آمدن با جانیان حکومت اسلامی پرداخته اند.
واقعیت این است که نیروهای سازمان مجاهدین خلق ایران، فرزندان ایرانند و برای سربلندی و ازادی و برابری ایران جانانه جنگیده و می جنگند و در گذار همین ستیز دلیرانه بود که کسانی همچون اشرف و موسی و..... جان بر پیمان خویش نهادند که کاش بودند وُ که اگر بودند معادله در سازمان مجاهدین خلق شاید بگونه ای دیگر بود. ولی با همه نشیب و فرازها و حتی هرآنچه که کسان و نیروهای سیاسی دیگر که بخواهند تفسیر و توجیه کنند و راه خویش از مجاهدین جدا کنند، هیچ یک از این تفسیرها و توجیه ها از مسئولیت و وظیفه آنان که به یاری نیروهای مجاهدین در شرایط بسیار خطرناک کنونی است، نمی کاهد.
اگر چه همه احزاب و سازمانها و در یک کلام نیروهای سیاسی اوپوزیسیون ایرانی، بر دمکراسی و ازادی و پلورالیسم معتقدند و ادعای آن را دارند، بنا بر ابتدایی ترین و در عین حال اساسی ترین اصل دمکراسی و پلورالیسم، می بایست از موجودیت و حق ازادی نیروی مخالف خود دفاع نمایند. و مهمتراز همه اینکه دفاع از حقوق انسانی و انسان ِگرفتار آمده در چنگال جنایتکاران، بایسته ترین و ضروریترین اقدامیست که هر انسان شرافتمند باید به آن پایبند باشد و در عمل در جهت آن بکوشد.
همه ما در مقابل جان نیروهای مجاهدین خلق در عراق که با خطر مرگ بدست جنایتکاران حکومت اسلامی و هم پیمانان انان، روبرویند، مسئولیم و باید به یاری شان بشتابیم.
همه ما در هر شرایطی که هستیم و از هر امکانی که برخورداریم باید سازمانهای بین المللی و دولتهای اروپایی و احزاب مترقی غرب را نسبت به خطری که نیروهای مجاهدین در عراق را تهدید می کند، آگاه کرده و آنان را از سکوت مشکوک کنونی بدر آریم. اجازه ندهیم کشتاری دیگر در سکوت مرگبار افکار عمومی غرب و سازمانهای بین المللی مدافع حقوق بشر و دولتهای غربی، صورت گیرد.
جانیان حکومت اسلامی صلاحیت قضاوت و برخورد با مجاهدین را ندارند. نگذاریم سلیطگان اسلامی بر خون فرزندانمان سور دیگری به رهبران مالیخولیایی ولایت فقیه دهند.
آشتی ملی و همدردی و هم راهی و هم یاری انسانی و سیاسی، ضرورتیست که همه نیروها و احزاب سیاسی در شرایط کنونی به آن باید عمل کنند اگر براستی در جهت مبارزه برای آزادی و سربلندی ایران گام بر می دارند و ستیز با کلیت حکومت اسلامی را پای بندند.
کمک به نیروهای مجاهدین خلق که در عراق گرفتارآمده اند، موضوعی جدا از تحلیل، مرزبندیهای سیاسی و گرایشات حزبی و ایدئولوژیک ببینیم و بنام انسان باورمند به شرافت و حرمت انسانی، به یاری انسانهای شریفی برخیزیم که ساده ترین دلیل همه دربدری ها و شرایط بسیار دشواراین نیروها، ستیز با جنایتکاران حکومت اسلامی است که در قتل فرزندانمان تا مغزاستخوان خونبارند.
نیروهای مجاهدین خلق درعراق، در معرض خطری بسیار جدی و سرنوشت ساز قرار دارند. کمک به این نیروها، یک وظیفه انسانی، سیاسی و ملی است. پیشنهاد می کنم:
- راه اندازی کمپینی برای جمع آوری امضاء و ارائه ی آن به سازمانها و تشکلهای سیاسی و حقوق بشری بین المللی - فراخوان در هر کشور با هر وسیله و شیوه ممکن برای تظاهرات در مقابل پارلمان اروپا، عفو بین الملل، سازمان ملل متحد و سفارتخانه های غربی بویژه امریکا - به هر شیوه ممکن، موضوع خطری که نیروهای مجاهدین در عراق را تهدید می کند به رسانه های عمومی رادیو، تلویزیون، روزنامه ها بکشانیم - سازماندهی جمع آوری کمک و ارسال آن به عراق برای حمایت از نیروهای مجاهدین اسیر در عراق - ترتیب سخنرانی ها و میتینگهای جمعی
اقدامات فوق بدون توجه به گرایش یا وابستگی های سیاسی، تشکیلاتی است که گامی مناسب برای همدردی و نزدیکی سیاسی همه ما نیز می تواند باشد.
امید که بتوانیم در جهت کار مشترک و اتحاد فراگیر گام برداریم.
با مهر گیل آوایی 24 آگوست 2008
ناجا: شناسایی باندهای ترویج بدحجابی در کشور
|
|
  
توجه:استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد
می باشد
با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!
-
http://ettelaat.net/
-
|