به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

 صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
وب لاگها
| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما  | بایگانی

نه شرقی نه غربی, نه تازی شدن را                براي  تو ای بوم بر دوست دارم


 

چاپ خبر  

 

آخوند وقیح تر از آن است که در نظر آید! گیل آوایی


 هر انسان با هر مقدار ضریب هوشی که باشد از این همه پُر رویی انگشت به دهان حیران می شود که براستی آخوند چه موجودیست!

اگر بیاد داشته باشیم پس از ریاست جمهوری دزد کبیر که خود را امیر کبیر یا سردار سازندگی نام نهاد، انتخابات ریاست جمهوری با دو نامزد انتخاباتی ناطق نوری و محمد خاتمی به چنان حالتی رساندند که مردم برای نشان دادن مخالفت خود با خواست رهبر حکومت اسلامی ( خامنه ای ) به سمت خاتمی رفتند و این مردک توانست بر موج سوار شود و آن شود که همگان طی هشت سال شاهد بودیم.

بی کفایتی و تدارکاتچی بودن خاتمی چنان شد که بزغاله ای دست بوس رهبر به جانشینی خاتمی فرستاده شد و دیدیم و می بینیم که از این جانور ِ مالیخولیایی چه بر سر ملت و مملکت آمد و می آید.
و اما به این نوشته توجه کنید که برایتان از یک خبر در اینجا می آورم تا به دنباله سخن بپردازم:

>> روزنامه جمهوری اسلامی: آيت الله يزدي رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم در ديدار اعضاي هيئت مديره انجمن روزنامه نگاران مسلمان با اشاره به وضعيت كنوني كشور و با تصريح بر اينكه از طرف جامعه مدرسين حوزه علميه قم صحبت نمي كند تصريح كرد : دفاعيات مقام معظم رهبري از دولت نهم در حدي است كه عبور از آن را مجاز نمي دانيم . وي افزود : دولت ها و شخصيت ها گذرا هستند ولي انشاالله اين انقلاب تا ظهور امام زمان (عج ) باقي خواهد ماند و رسانه ها بايد به گونه اي عمل كنند كه آيندگان با مشاهده اسناد مكتوب از رسانه ها به نيكي ياد كنند.<<

همه می دانیم که باز انتخابات دیگری پیش روی حکومت اسلامی است و باز هم این حکومت نحس برای حفظ ظاهر و لاپوشانی ِ نامشروعی و فقدان وجاهت ملی و مردمی اش، انتخاباتی را به هزار فریب دیگر به خورد افکار عمومی می دهد.

این روزها همه به میدان آمده اند از رفسنجانی دزد گرفته تا خاتمی ستاینده ی جلاد اوین لاجوردی و از روحانی نان به نرخ روز خور تا تئوری پردازان خاص ِ اختناق حکومت اسلامی که نام روشنفکر دینی و اصلاح طلب و.... بخود داده اند تا بار دیگر گرمی بخش معرکه ی انتخاباتی جانیان اسلامی حاکم شوند.

واقعیت این است که هیچ چیز در حکومت اسلامی بدون اطلاع و آگاهی بالادستها ( هرم قدرت حکومت اسلامی ) صورت نمی گیرد. ( از جنایت تا غارت )، به دیگر سخن همه چیز با صلاحدید این سرجانیان است. ( اگر یادتان باشد وقتی قتلهای موسوم به زنجیره ای چنان افکار عمومی و حتی جامعه ایران را تکان داده بود و می رفت که چالشی سرنوشت ساز برای حکومت شود، رفسنجانی در نماز جمعه به زبان و فرهنگ لمپنانه خاص خود گفت: فتیله ها را پایین بکشید! ) و در دوران ریاست جمهوری خاتمی باز دیدیم که چه شد و چگونه بر هر نشان حتی نیم بند بیرون آمدن از اختناق تاختند و همگان را بخون نشاندند.

شیوه ایلخی حکومت اسلامی بگونه ایست که هر آیت اللهی دم و دستگاهی به هم زده و به روش و منش ِ بی منش خویش راه می نمایاند و حکم صادر می کند که همه بنا بر اقتضای منافع و وابسته به حوزه قدرت و روابطش هست. و از همین شیوه ایلخی است که حکم قتل صادر می شود، حکم مصادره و زندان و بگیر و ببند و غارت دار و ندار مملکت شکل می گیرد.

البته گفتن ندارد که این جانیان با همه ایلخی و بلبشویی هایی که در کارشان است به یک چیز پایبندند و آن موجودیت حکومت اسلامی است. همه این جانیان با هر شیوه و روش و بینشی، بخوبی دریافته اند که بقای حکومت تنها راه حفظ منافع شان و امن ماندن از انتقام مردم است.

حال بار دیگر در برنامه ی انتخابات، جنگ زرگری را مثل گذشته دامن زده است و روحانی از بزغاله هاله ی نوری انتقاد می کند و خاتمی می گوید: خدا نمی بخشد کسانی که ایران در مقابل اسلام قرار داده اند( تو گویی خودِ این مردک از آغاز تا کنون این حکومت نبوده است!) و آیت اللهی از نوع یزدی و کاشانی و خزعلی و ...... هریک نقش نیروی مخالف و موافق حکومت را بازی می کنند. و با بی شرمی و وقاحت هر چه تمامتر اصلا هم به روی پُر رویی خود نمی آورند که مردم ایران همه این جانیان را نمی خواهند! بحث رئیس و وکیل و رهبر نیست. بحث کل حکومت اسلامی است.

اینکه آیت الهی آن هم از نوع یزدی که سالها در مسئولیت قضاء اسلامی ترورها و قتلها و نارواییهای هولناک بر مردم و جامعه ایران رفته است، پس از دوره ای در مغاک خویش فرو رفتن، سر به در می آورد و می گوید که : دفاعيات مقام معظم رهبري از دولت نهم در حدي است كه عبور از آن را مجاز نمي دانيم

همان دفاعی که از ناطق نوری شد و خاتمی در صف مخالف آن قرار داده شد. حال دوباره همان سناریو با رنگ و لعاب آخوندی طرح شده است.

خاتمی مانند دیگر مهره های این حکومت بسان سلیطگان سیاسی حکومت اسلامی عشوه های مشمئز کننده ای که خاص همان فرهنگ آخوندی و حوزه علمیه ای که در آن لولیده اند، برای خود شیرینی و رویای استقبال انتخاب نخستش، نوچه هایی را پیش انداخته است.

اما آیا زمان کنونی مانند زمان محکومیت در دادگاه میکونوس و فشار آن زمانی اروپا بر ایران است که خاتمی بتواند نقش بازی کند!؟

آیا انتخابات تاکنونی حکومت اسلامی با همه فریبکاری ها و جنگ زرگری و چاقوکشان رئیس و وکیل شده، می تواند از بحران کنونی که بود و نبود موجودیت اش را در بطن خود دارد، برهاند!؟

واقعیت این است که هیچگاه تا بدین حد منافع ملی ایرانیان با منافع جهانی ( غرب ) پیوند نخورده بوده است. شاید شبیه ترین نمونه ی تاریخی مقطع کنونی مرحله نظیر بعد از جنگ جهانی دوم بتوان تصور نمود با این تفاوت که حاکمیت در ایران معضل جهان و جامعه ی ایران است.

بنا براین حکومت اسلامی هم با مخالفان جهانی و مهمتر از همه با مخالفت داخلی که پرشتاب شدت می گیرد، روبروست. حکومت اسلامی به همان شیوه که داخل را سرکوب می کند و نیروی سرکوب وخیم تری را نیز سازمان داده است، با جهان سرِ برخورد دارد. اما سیاست جهانی بر پایه استخاره و سلام و صلوات و امام زمان تعیین و تبیین نمی شود و روند شتابگیر اعتراضات داخلی نیز از هیچ امام و امامزاده ای نمی هراسد زیرا بیشینه جوانانی که به میدان آمده اند برآمده از سه دهه فرهنگ و حاکمیت اسلامی اند که زندگی انسانی می طلبند نه زندگی اسلامی!

و در چنین زمان و شرایطی حکومت اسلامی چه درگیر شود و چه سازش کند، نتیجه سرنگونی حکومت است. تنها سردمداران و مزدوران قاتل ِ به جاه و مقام رسیده در حکومت اسلامی از درک این مسئله قافلند که زمان حکومت اسلامی به سر رسیده است.

حکومت اسلامی حتی اگر به هر احتمال بسیار ضعیف بتواند با جهان خارج، از در سازش درآید، همه چیز خواهد بود الا حکومت اسلامی! چرا که باید به شرایط و قوانین خاص آن سازش گردن نهد( که به لحاظ ساختاری و ماهیتی نمی تواند و گردن نهادن به سازش همانا و سرنگونی اش همان!) و شرایط به گونه ای تکوین یافته که بیشتر با زبان زور با حکومت اسلامی روبرو شدن، در چشم انداز بسیارنزدیک قرار گرفته است .

جانیان حکومت اسلامی باید دریافته باشند که اگر به هر دلیلی بتوانند مانند حکومت اسد در سوریه و یا سونگ در کره شمالی و موگابه در زیمبابوه! دوام آورند اما مردم ایران نه مردم سوریه هستند و نه مردم کره شمالی و نه زیمبابوه! در هر حالتی سرنگونی برآیند عملکردهای حکومت اسلامی است در باتلاقی که خودساخته اش می توان نامید و با هر حرکتی بیشتر فرو می رود اما رهایی نمی یابد.

با چنین اوضاع و احوالی، فریبکاران حکومت اسلامی همه توان خود را به میدان آورده اند و با ژست مخالف و موافق و تهییج سیاسی و اجتماعی، سناریوی تکراری ای را پیش کشیده اند. مردم رهبر را نمی خواهند، این حشرات از رئیس جمهور می گویند!، مردم کل حکومت اسلامی با همه قوانین و جانیانش را نمی خواهند!، این فریبکاران وقیح از مجلس و دولت می گویند! مردم از هر نماد و چهره و سیمای آخوند و عمامه و ریش و عبا بیزارند، باز با کمال وقاحت همان آخوندهایی که تاکنون مسبب اینهمه شوربختی و ویرانی و بیکاری و اعتیاد و فحشا و غارت و چپاول دارو ندار مردم بوده اند، داد سخن می دهند و از وکیل و وزیر انتقاد می کنند!
براستی آدمی از این همه وقاحت، وا می ماند!

آیا آیت لله هایی همچون یزدی چنان در خرافه و توهم غرق شده اند که ندانند مردم با تمام پوست و گوشت و استخوان خویش دریافته اند که خاتمی و احمدی نژاد و کروبی و روحانی و هر چهره ی برآمده از درون حکومت اسلامی مصداق سگ زرد برادر شغال است!؟

ایران و ایرانی دیکتاتورهای بسیاری را گرفتار شده اند اما سرنوشت همه ی آنان گواه روشنی بر آینده ی حاکمان جنایتکار اسلامی است.

تو گویی که چنین می بایست شده باشد تا ایران از خرافه و بلاهت و مالیخولیای روحانیت و دین سیاسی رهایی یابد! دردا که چه بهای هولناکی پرداخته ایم!

وای اگر از پس امروز بود فردایی!
گیل آوایی
دسامبر 2008



آخوند وقیح تر از آن است که در نظر آید! گیل آوایی



توجه:
استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!  -  http://ettelaat.net/ -

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست