به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

 صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
وب لاگها
| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما  | بایگانی

نه شرقی نه غربی, نه تازی شدن را                براي  تو ای بوم بر دوست دارم


 

چاپ خبر  

 

بمب اتمی نه مشکل غرب با حکومت اسلامی است و نه مشکل حکومت اسلامی با غرب ,گیل آوایی


 اینکه ضرورت و منافع مشخص، موضع سیاسی را تعیین می کند، اصل عملگرایانه ایست که حداقل طی سالهای اخیر آشکارا در عملکرد بویژه سیاستمداران غربی دیده شده است. تردیدی نیست که چند و چون ضرورتها و منافع مشخص از سوی هر کشور یا بلوک سیاسی / اقتصادی تعریف خاص خود را که منطبق با اهداف کوتاه یا درازمدت آن باشد، دست می دهد.

سالهاست سازمانهای اطلاعاتی غرب بویژه سی آی ای، انتلیجنت سرویس، موساد ناظر و شاهد و پیگیر تحولات و تلاشها و برنامه های از جمله! کشورهایی مانند کره شمالی، پاکستان، هند، لیبی، عراق، سوریه، لبنان و صد البته ایران بوده اند و بیشترینه ی دگرگونیهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و گامهای برداشته شده چه از نظر توان داخلی و چه امکانات خارجی نظامی و تسلیحاتی را تحت نظر داشته و از آن با خبر بوده اند. با توجه به شبکه های اطلاعاتی چه در دستگاه سیاسی و چه فرهنگی و اقتصادی کشورهای جهان زیر سلطه ی کشورهای صنعتی، اینکه اتفاقی صورت گیرد که برون از آگاهی کشورهای غربی باشد، بسیار بعید و غیر ممکن است. ساده لوحی است اگر بیاندیشیم که اتمی شدن هند، پاکستان، کره شمالی از یک سو و حرکت کشورهایی همچون ایران و لیبی در جهت تکنولوژی هسته ای حتی از حالت نطفه ای این حرکتها، بدور از آگاهی و مرافبتهای اطلاعاتی غرب صورت گرفته است.

بنابراین اروپا و امریکا در مراحل خاص و بنا بر اقتضای منافع خویش و برنامه استراتژیک خود، با مقوله هایی از نوع بمب اتمی یا اتمی شدن این کشورها و یا چند و چون نیروهای درگیر در این کشورها برخورد کرده و موضع گرفته اند.

براین اساس وقتی که آزمایش اتمی هند و بدنبال آن پاکستان صورت گرفت، بی خبری و تجب برانگیزی غرب از این ماجرا یک جوک زشت است که جز فریبکاری، اسم دیگری نمی توان بر آن گذاشت به عبارت دیگر تمامی این دگرگونیها و مراحل مختلف ِ تا آزمایش بمب اتمی، بدور از نگاه شبکه اطلاعاتی و سیاسی غرب نبوده است و دقیقا با آگاهی غرب صورت گرفته است.

چرایی این باور بر توان اطلاعاتی و ساختار سیاسی و اجتماعی کشورهای نامبرده است. پاکستان کشور ژنرالهاییست که از دیرباز بنوع ِ تحت استعمار ِ بی صدا، همه امور آن در تور اطلاعاتی امریکا و انگلیس بوده است. از ضیاالحق تا بوتو و از نواز شریف تا پرویز مشرف همواره بدون چراغ سبزهای غرب در گذار سیاسی وتشکیل دولت و غیره نمی توانستند باشند. و همین طور است در مورد کره شمالی و لیبی و عراق و ایران و...
در بسیاری از جنبه های فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و نظامی، گاه اطلاعات و یافته های غرب از بسیاری منابع داخلی هم کاملتر و بیشتر بوده است. هم اکنون نیز وقتی اسناد دوره های پیشین از سوی دولتهای غربی از وضعیت سری و محرمانه بودن خارج شده و در اختیار واحدهای آموزشی/تحقیقی و رسانه ای قرار می گیرد، آگاهی هایی بدست می آید که مراکز علمی و تحقیقی حتی افراد آگاه و آکادمیک کشورهایی که اسناد عمومی شده مربوط به آنهاست، از آنها یا بی خبر بوده اند یا بدان گونه از آن آگاهی نداشته اند. از این روست که تردیدی نیست که کشورهای غربی از نسج گرفتن یک حرکت آن هم با موضوعیت و اهمیت از نوع دستیابی به توان نظامی و بمب اتمی، آگاه نبوده باشند یا از بروز آن غافلگیر شده باشند یا بشوند.

در مورد ایران نیز این قاعده صدق می کند. در ایران اسلامی نیز حرکتی نیست که از نگاه اطلاعاتی غرب دور مانده باشد. در ایران نیز دگرگونیهای سیاسی و اقتصادی و نظامی بخوبی بقول امروزی ها اسکن می شود.

در کشوری که حاکمیت در تلاش ابلهانه اختناق در چنان بیماری خود آفریده ای گرفتار است که حتی عوامل درونی خود را نیز سانسور می کند و در پی افشاگریهای منابع بویژه غربی ناگزیر به برخورد با مورد افشاشده در داخل است، چگونه می توان پذیرفت که چنین ساختاری قادر خواهد بود بدور از نگاه اطلاعاتی غرب تا بدانجا پیش رود که توان نظامی بخصوص تکنولوژی هسته ای را مخفی بدارد. ( همین چند روز پیش بود که واحد آکادمیک و تحقیقاتی کانادا اعلام داشت که حکومت اسلامی بیست و چهار مرکز هسته ای بصورت پراکنده در ایران دارد!)
در این رابطه هم حکومت اسلامی فریبکاری می کند و هم غرب. آن یک مردم خویش می فریبد و این یک بتناسب ضرورت شرایط مشخص دیپلماتیک خود عمل می کند و جهانی می فریبد.

وقتی ژاک شیراک براحتی در یک مصاحبه ( اگر چه پس ازدادن گشادی به این حد، آن را پس گرفت!) گفته بود که غرب از چنان توانایی برخوردار است که اگر بمب اتمی حکومت اسلامی شلیک شود دودقیقه پس از شلیک نابود می گردد!( نقل به معنا ).... چه جای تردید می گذارد که این همه هیاهوی غرب نسبت به بمب اتمی حکومت اسلامی پرده پوش ِ قصد و هدف و برنامه ی دیگریست که بمب اتمی نه مشکل غرب با حکومت اسلامی است و نه مشکل حکومت اسلامی با غرب!
اگر پرده فریبکاری ازهر دو سوی این ماجرا را کنار بزنیم در می یابیم که مشکل اصلی ِحکومت اسلامی، نه بمب اتمی که موجودیت خود اوست و در رابطه با غرب نیز مشکل، ساختار سیاسی و بافت حاکمیت اسلامی است که در مرحله کنون سیاسی منطقه، ضرورت وجودی خود را از دست داده است.

بر همین اساس است که روند برخوردها از سوی غرب سمت و سویی یافته است که برخورد در جهت تغییر حاکمیت سیاسی اسلامی در ایران است نه زدودن توان هسته ای. تغییر حکومت اسلامی ایران هدف اصلی برخوردهای غرب با ایران است.

و با همین تم و محتوا، مدتهاست که حکومت اسلامی و غرب بازی فریبکارانه ای، هریک از نگاه استراتژیک و زوایای خاص ضرورتها و برنامه های خاص خود، پیش می برند. از گذر پر نشیب و فراز بحرانها و دگرگونیها و ژستهای فریبکارانه غرب از سویی و حکومت اسلامی با به میدان فرستادن مهره های خندان و گریان با گفتگوی تمدنها و هاله نور از سویی، توانمندیها و فرصتهای سازمان یابی و مبارزه ی همبسته و یکپارچه مردم ما را دچار توهم و انحراف و تزویر می کنند.

واقعیت این است که تنها نیرویی که بتواند بختک حکومت شوم اسلامی را بزیر کشد و زندگی نکبتار کنونی را تغییر دهد، نیروی خود مردم با اتکاه به مبارزه هدفمند خود است. تا زمانیکه ما دنباله روی بحرانها و ماجراجوییها و تحریکات فریبکارانه ملی و دینی حکومت نحس اسلامی باشیم یا چشم انتظار نیروهای بیگانه برای تغییر شرایط نگونبار کنونی باشیم، هیچ تغییری در زندگی فاجعه بار ما صورت نخواهد گرفت. تمامی حرکتهای غرب و برخورد با حکومت اسلامی بر سر چاپیدن بیشتر و برقراری شرایطی است که غارت دار و ندار ما تداوم یابد. فقر بیداد کند، بیکاری فاجعه بیافریند. اعتیاد فرزندانمان را به خاک سیاه بنشاند و فرهنگی به جامعه تزریق شود که هماره در انتظار نیروی برون از خود باشیم برای تغییر خود! و این فریب تا کنون چنان عمل کرده است که ناکارامدی و اشتباه و کوتاهی ها و بی مسئولیتی خود را به گردن دیگران و عواملی برون از خود انداخته و به وظیفه خود عمل نکرده و نمی کنیم.

پیش از هر چیر و بیش از هرچیز وظیفه و مسئولیت خود ماست که زندگی انسانی خویش را بسازیم و برای ساختن آن حرکت کنیم. همه ما نسبت به آنچه که بر ما رفته و می رود، مسئولیم. ضعف ماست که یک آخوند گندیده از حجره های قهقرایی خرافه و بلاهت بیرون می آید و هست ونیستمان را به باد می دهد. ضعف ماست که اراجیف آخوندکهای تهوع آور را باور کرده ایم. ضعف ماست که دار و ندار ما به تاراج می رود و فرزندانمان چنین بی آینده و سرکوب می شوند. برای بر هم ریختن این شوربختیها، باید خودِ ما آستین ها را بالا زنیم. ماییم که نیروی برخواسته از ما همگان را به تمکین از خواسته های ما وا می دارد. بی عملی و ناکارآمدی و پراکندگی ماست که هیچ کانون و مرکز و سازمان و دولت و کشوری، نه باورمان دارد و نه جدی مان می گیرد. و چنین است که بر فاجعه هولناک کنونی نشسته ایم و نسلهای آینده بی هیچ تردیدی تاوان اینهمه کوتاهی و بی مسئولیتی همه ما را خواهند داد. ما با ناکارامدی و بعهده نگرفتن مسئولیتهایی که بر گردن تک تک ماست، در جزئی ترین جنایت و حماقت و خرافه حکومت نحس اسلامی سهم داریم. اگر بخود نیاییم، بر جنایت و فاجعه ای که برما بیش از پیش خواهد رفت، هیچ کس اشکی نخواهد ریخت مصداق آنکه خود ما می گوییم: خلایق هرچه لایق!

تاکنون فراوان شاهد بازیهای فریبکارانه غرب با حکومت اسلامی و حکومت اسلامی با غرب بوده ایم. در هیچ یک از این برخوردها، گامی در خور برای تغییر شرایط هولناکی که بسر برده و می بریم، برداشته نشده است و هر روزمان چنان شده است که دریغ از دیروز گفته ایم.

واقعیت برخوردهای غرب با حکومت اسلامی در رابطه با بمب اتم و اصرار حکومت اسلامی در پیگیری آن نیز یکی از فریبکاریهای هر دو سوست که شاهدیم.

حکومت اسلامی اگر همانند حکومت سونگ در کره، موجودیت اش در خطر نباشد و مورد تهدید قرار نگیرد، ناکجای هر ابلیس غرب را هم خواهد بوسید! و آنچه که بر مردم و سرزمین ما رود، حکایتی باشد به گوش این حضرات! فقر و قحطی و بی سوادی و خرافه و اعتیاد و غارت و زندان و سرکوب و شکنجه و اعدام داستان هر روزه زندگی مردمانی باشد که حاکمیت اسلامی بی هراس از قوانین بین المللی و فشار افکار عمومی جهان، بدوزد و ببرد و ببرد!
تنها ماییم. ما! که می توانیم و باید هم سرنوشت خویش را در گرداب هولناک کنونی بدست گیریم. ماییم که معادله این کاسبکاری تهوع آور حکومت نحس اسلامی و غرب را باید تغییر دهیم. همه ی آنچه که گذشته و می گذرد، رقم زدن سرنوشت ماست و به تاراج و غارت نشستن سرزمین پدری ما. با چشم باز جنایات هولناکی که در حکومت اسلامی روی می دهد بنگریم. با چشم باز به چهره های پلید انواع جمکرانی حاکم بر سرزمین ما بنگریم. ماییم که تحت چنین جانیان الله بر زمین روزگار می گذرانیم.

سرنوشت ما و سرزمین ما نه لابلای آیه های پلیدی و استخاره و جمکران و صاحب زمان که در دستان ماست.

بدور از فریبکاری غرب و حکومت اسلامی، بدور از دنباله روی از بحرانها و چشم داشت به این یا آن، کلیت حکومت اسلامی را نفی کرده و آن را بزیر کشیم. به هرمناسبتی که هست با هدفی مستقل و خواستی مستقل و صفی مستقل از جریانهای برآمده از حکومت ننگین اسلامی، به میدان آییم. حکومت اسلامی فقط زبان زور می فهمد و باید بازبان زور با آن روبرو شد.

با مهر
گیل آوایی
http://www.perslit.com/GilAvaei.htm

جولای 2008



اظهارات تکمیلی سردار باقرزاده درباره 320هزار قبر: برای دفن متجاوزان هوایی و دریایی برنامه ای نداریم ؛ یا پودر می شوند یا خوراک کوسه



توجه:
استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!  -  http://ettelaat.net/ -

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست