به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

 صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
وب لاگها
| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما  | بایگانی

نه شرقی نه غربی, نه تازی شدن را                براي  تو ای بوم بر دوست دارم


 

چاپ خبر  

 

جنگ یا نه جنگ و نه صلح! پس ما چه!؟ گیل آوایی


 رابرت گیتس وزیر دفاع امریکا،همداستان کندولیزا رایس، در مقابل نئو محافطه کاران دولت بوش به پرچم داری دیک چنی، می گوید جنگ دیگری در خاورمیانه آخرین چیزیست که امریکا به آن نیاز دارد!
آیا امریکا برای کدام هدف و برنامه ای چنین حضور قدرتمند نظامی با پایگاه ها و نیروهای نظامی در حال آماده باش دائم در منظقه، متمرکز کرده است؟

اصولا ریشه ی اصلی بحران و جنگ در خاورمیانه حکومت اسلامی است یا سیاست های میلیتاریستی امریکا؟ بقای حکومت اسلامی محصول کدام سیاست غرب است!؟

نگاهی کوتاه به ماجرای قدرت گرفتن طالبان در افغانستان با حمایتها و پشتیبانی همه جانبه ی مستقیم و غیرمستقیم امریکا و نوچه های منطقه ای اش و رها شدن چنین قدرت هار و عقب مانده جنایتکار در افغانستان پس از خروج رقیب از آن کشور، نتیجه کدام سیاست و معلول کدام علت بوده است؟

مطرح شدن ناگهانی خمینی و تغییر رژیم در ایران، نتیجه کدام سیاست و استراتژی است!؟ شاید آقای کارتر و ژنرال هویزر( اگر زنده بوده باشد!) گواه روشنی بر این پرسش باشند)
آیا رقیب کمونیست در جنگ سرد با رقیب واپسگرای اسلامی ( ترور) جا عوض نکرده است!؟ و این جابجایی در حفظ نقاط بحران و جنگ و دشمن خود ساخته، نتیجه کدام سیاست و هیپوکراسی است!؟

اگر القاعده امریکا را از خواب خرگوشی اش در بکارگیری سیاست های فریبکارانه بیدار نمی کرد، آیا باز جنگ دیگری در خاورمیانه آخرین چیزی بود که امریکا به آن نیاز داشت!؟

چرا جنگ افغانستان و عراق به درازا کشانده شده است!؟ ایا امریکا و ناتو از عهده یک منطقه ی با چوب و چماق عصر حجری، وزیرستان، بر نمی آیند!؟ یا نمی خواهند که بر آیند! خلع سلاح حزب الله در لبنان، موضوع قطعنامه شورای امنیت، از زیر سیبیل کدام هدف سیاسی نادیده گرفته می شود!؟

واقعیت بحرانها، سیاست شتر مرغی غرب ( امریکا ) است که ریشه همه ی بحرانها در منطقه است. حکومت اسلامی فرزند خلف دولت کارتر در خاورمیانه است.

ترور و اسلام سیاسی فرزند خلف سیاست غرب در به تاخیر انداختن دمکراسی و مدرنیزاسیون ملل خاورمیانه است.

غرب در چاپیدن و استعمار و بهره جویی جهان سوم، فریبکارانه به افکار عمومی جهان دروغ می گوید. غرب دست در دست جنایتکارترین دیکتاتورهای جهان سوم، شریک سیه روزی واستبداد و فقر و نکبت جهان سوم از جمله ایران است. به همان اندازه که رژیمی کوردل و جنایتکار، جنایت کرده و می کند در جنایت این جانیان شریک و مجرمند.

کدام انسان حتی ابلهی است که نبیند و نداند که اینهمه کشتار و سرکوب و جنایتی که بویژه بر ایران وایرانی می رود، با آگاهی و نادیده انگاری و روابطه حسنه با غرب صورت گرفته است!
کیست که نداند خون چه انسانهای فرهیخته ای در دل جوامع غربی، پاریس و وین و برن و لندن و رم و مادرید حتی واشنگتن، توسط حاکمان جنایتکار اسلامی ریخته نشد و غرب در مقابل اش دست در دست همین جانیان به مذاکره انتقاد آمیز و غارت بی حد و مرز دار و ندار ایران و ایرانی پرداخته است. هنوز همان سیاست در جای جای برخورد با حکومت اسلامی صورت می گیرد. شاید جاک استراو، شیراک، شرودر، واسطه های آشکار و نهان امریکا، گواه روشنی بر این حقیقت تلخ باشند.
هیچگاه غرب در سیاست دفاع از مبارزه مردم ایران برای دمکراسی و حکومتی سکولار در ایران، صادق نبوده و استراتژی خود در برخورد با حکومت اسلامی را برپایه پشتیبانی راستین از نیروهای اپوزوسیون ایران، دنبال نکرد.

هنوز هم غرب در دفاع از حقوق بشر و آزادی های برسمیت شناخته شده ی بین المللی، صادق نیست. اساس سیاست خارجی غرب نه دمکراسی و نه آزادیست. اساس سیاست شان منافع حریصانه و سیرناپذیرشان است و بس.

طرح این گفتمان نه از آن جهت است که دون کیشوت وار به جنگ غرب برویم و نه از آن جهت است که از مخالفت با جنگ به دفاع غیر مستقیم از حکومت اسلامی وهمسویی با سیاست آن برای بقا و ماندن، کشانده شویم.

طرح این گفتمان، توهم زداییست.

طرح این گفتمان از آن جهت است که به برداشت بسیارانی خط بطلان کشیده شود که می گویند یا انتظار می کشند که امریکا حکومت اسلامی را سرنگون کند تا از بختک نحس اسلامی رها شوند، و نیروهای همسو با این توهم، به قدرت رسند!
طرح این گفتمان از آن جهت است که هر ملتی اگر حرمت حریم خویش نداند، بلاهت است اگر انتظار حرمت از غیر بدارد.

طرح این گفتمان از آن جهت است که خود باید سرنوشت خویش را بدست گیریم. خود ما باید به دفاع از حرمت و حریم انسانی مان بپردازیم و خود ما باید به حساب حکومت جنایتکار اسلامی برسیم. هیچ نیروی بیگانه ای داد ما از این بیدادگران نخواهد خواست چه غلتیدن از یک دیکتاتوری به دیکتاتوری دیگر، سرنوشت شوم و مکرر ما و نسلهای آینده خواهد بود. ماییم که باید همه دشمنانمان را با نیروی راستین ملی و مترقی به چالش گیریم.

به انتظار نشستن و بحرانهارا چشم دوختن، جز به حاشیه رفتن و تن دادن به سیه روزی یکی از پس دیگری نیست.

نه امریکا برای آزادی ما خواهد بود و نه اروپا.

هردوی اینان در صورت حضور قدرتمند و سازمان یافته مان در پهنه سیاسی، طرف حساب با ما خواهند بود.

بی هیچ توهمی و بی هیچ توجیهی خود را در این روزگار سیاه، بیابیم.

آیا از پی ِ اینهمه جنایت و غارت و ناروایی که بر ما رفته و می رود، به باور عملگرایانه ای رسیده ایم که باید دست در دست هم، بی هیچ دست آویزهای اوتوپیایی، حساسیت شرایطی که درانیم، دریابیم!؟

این پرسش از آنانیست که بلحاظ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حتی، در جامعه ایرانی حضور دارند و مسئولیت به میدان آمدن و به میدان کشیدن فراگیر و همبسته ی همگان، خواه یا ناخواه بر دوششان است.
با مهر

گیل آوایی
جولای 2008



حراست ايران خودرو برای سرکوب حرکت اعتراضی کارگران آنرا به توطئه يک "حزب کمونيستی" نسبت داد



توجه:
استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!  -  http://ettelaat.net/ -

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست