به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

 صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
وب لاگها
| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما  | بایگانی

نه شرقی نه غربی, نه تازی شدن را                براي  تو ای بوم بر دوست دارم


 

چاپ خبر  

 

چرا جنگ و حمله نظامی! گیل آوایی


 یکی از پیچیدگیهای روزگار ما در خدمت سیاستهای یکدیگر بودن کشورهای درگیر و بظاهر دشمن است که هریک به بهانه ی دشمنی دیگری، اهداف سیاسی خود را دنبال می کند با این تفاوت که یکی همچون حکومت مالیخولیایی اسلامی، آب در هاون می کوبد و با توهم الهی و بیمارگونه اش و دشمنی هیستریک، جنایت و فاجعه و زمینه سازی غارت و واپسگرایی مردم و سرزمین تحت حاکمیت شوم و نفوذ توهمات خود می پردازد و دیگری از چنین موجودیت متوهم و ماجراجو، درجهت پیشبردن سیاستها و سلطه و سیطره ی خود بهره می گیرد. تاکنون یکی از برجسته ترین وجوه مشترک حکومت اسلامی با امریکا در اجرای سیاست جهانی کردن آن، ایجاد بحران و تعمیق بحرانهای در جریان بوده است.

سالها مماشات اروپا با حکومت اسلامی حتی با توجه به اقدامات آشکار و گستاخانه ترور در قلب کشورهای اروپایی و محکومیت در دادگاههای اروپا، که پرده از هیپوکراسی سیاستمداران اروپایی بر داشته، این واقعیت بروشنی افتاب عیان می شود که اساس سیاست خارجی این کشورها را منافع اقتصادی شان تشکیل می داده نه اصول و پرنسیپهای جهان شمول انسانی که خود این کشورها مدعی پایبندی عملی و جدی آنند. به عبارت دیگر منافع حتی حقیرانه ی آنها میزان پایبندی شان به ارزشها و حقوق انسانی را تعیین می کند. هنوز پوزخندهای شیراک، شرودر، بویژه جاک استراو و سولانا در اوج سنگسار و اعدام و شکنجه و ترور ایرانیان توسط حکومت اسلامی را همگان بیاد دارند که چگونه عصای زیر بغل حکومتی جنایتکار ولی فلج شده بودند.

تاکنون حکومت اسلامی با بحران آفرینی های خود، در بسیاری جهات همسو و آتش بیار بی مزد و مواجب امریکا در پیش برد سیاست استراتژیک آن بوده است. به همانگونه که نیروهای متعصب و کور اسلامی با ماجراجویی و اوتوپیسم دینی، لشکرکشیها و دمکراسی مرگ و ویرانی ماشین جنگی امریکا را توجیه کرده و می کنند و امریکا فریبکارانه از آن استفاده ابزاری و انحرافی نموده و می کند.

در مجموع حرکتها و تحولات مورد نظر امریکا، حکومت اسلامی به مثابه یکی از ابزارهای راهبردی سیاست کلی امریکا عمل کرده و اروپا با برخورد یکی به نعل و یکی به میخ از یک سو با امریکا بر سر منافع مشترک و پا بپای سیاست جهانی اش طی طریق نموده و از سوی دیگر با کشورهای نا مناسب با سیاست امریکا در منطقه نقش آفرینی خویش را در دگرگونی ها و اعمال سیاستهای مورد نظر امریکا ضرورت بخشیده است.

اگر امریکا با سعودی ها و ملک حسین و حسنی مبارک و شیوخ عرب در پی اجرای سیاستهای خود بود، اروپا با اسد و صدام و خمینی و عرفات در منطقه حضور خود را پررنگتر نموده است.

واقعیت تحولات در منطقه اگر چه یازده سپتامبر روند پرشتابتری به آن داد، اما اجرای سیاست های مورد نظر امریکا توجیه گر تعرضات و بهره گیری از میلیتاریسم برترش بود که از میان بحرانهای خاورمیانه، برنامه های نفوذ و کنترل مناطق نزدیک به روسیه و یارگیری های تازه با کشورهای سابقا عضو اردوگاه رقیب، از جمهوریهای کوچک بالتیک تا ارمنستان و گرجستان و آذربایجان و کشورهای اسیای میانه نمودار شد و از جای دیگر کشورهای اروپای شرقی یکی پس از دیگری در صف بندی های تازه کنار امریکا قرار گرفتند و بالکان ناهمگون با صفبندی تازه چنان شد که میلاسویچ به دادگاه لاهه برده شد و جنگهای فاجعه بار در بالکان یکی از ترکشهای انفجار کابوس سیاست گلوبالیزاسیون امریکا گردید.

در مجموع ماجراها و برنامه های مورد نظر امریکا، وجود بحران در منطقه و تداوم آن، اهرم فشار به اروپا و دیگر دلنگرانهای حساسترین منطقه تامین انرژی جهان شد که در اجرای چنین برنامه ای، حکومت اسلامی یکی از فعالترین مزدور بی مزد چنین سیاستی بوده است .

یکی از دلایل ماندگاری حکومت اسلامی در قدرت و پیشبرد سیاست اروپا با همه قراردادها ومنافع بغایت غارتگرانه اش از منابع و تواناییهای ایران، نیاز ابزاری امریکا و تا حدی اروپا به وجود بحران در منطقه بود.

در تمامی مراحل تکوینی سیاستها و طرحهای غرب ( امریکا ) در منطقه، موارد شورشها و اعتراضات از یک سو و سرکوبیهای جنایتکارانه مردم توسط حکومت از سوی دیگر، فراوان بوده است.

از دهه شصت به این سو مردم ما در مبارزه با حکومت اسلامی همواره به میدان آمدند و در کلیه مراحل، هرگاه که شرایط به بزنگاه حساسی رسید چه بلحاظ اقتصادی، آن هنگام که نفت هم به ثمن بخس خریدار نداشت و چه آن زمانی که اقتصاد ایران در تورم و مدیریت ناکارامد سرنگونی حکومت اسلامی را نزدیک می کرد، به یاری حکومت اسلامی شتافته شد و نه حقوق بشر و دفاع از آن، و نه مردم به پا خواسته ما از نظر این حضرات محلی از اعراب داشت و چنان شد که به بهای بسیار خونباری حکومت اسلامی توانست از بحرانهای سرنوشت ساز داخلی جان سالم بدر برد.

زمان کنون نیز اگر سیاست جهانی براستی در جهت دفاع از حقوق انسانی و خواست مردم ما برای تغییر حکومت اسلامی و رهایی از شوربختی تا کنون، باشد( که بی هیچ تردیدی نیست!)، بی نیاز به نیروی نظامی غرب و جنگ و لشکرکشی ها، حساب حکومت اسلامی را مردم ما خواهند رسید. بنابراین با صداقت غرب نسبت به آنچه که می گوید و آنچه که به کار می بندد باید با نگاه تردید جدی و واقعبینانه برخورد نمود. ساده ترین عملکرد اروپا و امریکا که براستی سرنگونی حکومت اسلامی را بخواهند، حمایت از مبارزات مردم ماست نه حمله نظامی و جنگ و شاخ و شانه کشیدنهای از نوع بزغاله ی رییس جمهور شده!

شرایط داخلی ایران و اعتراضات رو بگسترش مردم از زنان و کارگران گرفته تا دانشجویان و کشاورزان و حتی بازار، بگونه ایست که حکومت اسلامی بزیر کشیده خواهد شد. تردیدی در آن نیست. اما ایا اروپا و امریکا نیز براستی چنین می خواهند!؟ بدون شک تغییر حکومت اسلامی و رهایی از جوجه هیتلر خلق شده که از هاله نور و چاه جمکران، رسیده است به چنان مالیخولیایی صاحب زمانی که سهم جهانی! می طلبد، خواست جدی و کنون غرب است اما چگونگی آن و شرایط پس از آن که در جهت منافع و سیاستهایشان باشد، مسئله ایست که از یک سو اما و اگر در غرب را سبب شده است و از سوی دیگر حکومت اسلامی با ارزیابی از چنین وضعیتی نفسی با هراس می کشد ولی در دو شکل چنین اما و اگر و برخورد حکومت اسلامی با این شرایط، موقعیت و وضعیت اسفبار و فاجعه باریست که در هر حالت آن دامنگیرمان خواهد شد و می شود.

چشم دوختن به تحولات آن هم با مدیریت اروپا و امریکا که تغییری در جهت منافع راستین مردم و سرزمینمان صورت گیرد، با توجه به تجربه های خونبار تا کنونی، ساده لوحی و اشتباه فاجعه بار است. هیچ تغییری از خارج به نفع ما و سرزمین ما نخواهد بود.

به همان اندازه جنگ فاجعه بار است که اگر تغییر سیاسی در ایران توسط نیروهای امریکایی و اروپایی انجام گیرد.

در گذار تحولات پرشتاب کنونی، مبارزه هماهنگ و متحد همه ما، می تواند توازن دونیروی در تقابل برای سمت وسو دادن تحولات و دگرگونی ها، در جهت منافع ملی ما، به هم زند.

حمله نظامی به ایران و جنگ، تنها بمنظور تامین منافع امریکا و اروپا می تواند باشد نه مردم ایران که اگر قادر به مدیریت شرایط پس از حمله نظامی باشند و ایران بسان عراق و افغانستان، وسیله تداوم بحران و تحمیل هژمونی امریکا درجهان و اعمال سیاستهای جهانی اش قرار نگیرد.

همانطور که بحران در عراق و افغانستان به عمد به درازا کشیده شده است و تاوان چنین تداوم بحران را مردم منطقه پرداخته و هنوز می پردازند، اگر ایران را نیز با چنان هدفهایی در بحران و ناپایداری و تخریب قرار دهند، بدیهی است که فجایع و جنگ و ناامنی و ویرانی بمراتب وحشتناکتر از آنچه که شاهدیم، خواهد بود.

عدم پشتیبانی عملی و عینی از مبارزات مردم و دفاع علنی و پیگیرانه و جدی غرب از حقوق بشر و آزادی های اساسی مندرج در کنوانسیونهای بین المللی، ماهیت درونی و اصلی سیاستها و ادعاهای امریکا را آشکار می سازد، وگرنه سرنگونی حکومت اسلامی نه با جنگ و حمله نظامی که با حمایت از مبارزات مردم ایران، امری اجتناب ناپذیر و قطعی است.



با مهر

گیل آوایی
http://www.perslit.com/GilAvaei.htm

21 جون 2008



افزوده شدن 10 مناسبت جدید به مناسبتهای مندرج در تقویم رسمی



توجه:
استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!  -  http://ettelaat.net/ -

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست