|
نه شرقی نه غربی, نه
تازی شدن را
براي تو ای بوم بر دوست دارم
|
نوشیدن جام زهر و خوردن واجبی از واجبات و سرنوشت ناگزیرحاکمیت ولایت فقیه , گیل آوایی
|
|
یکی از نمادهای مشترک همه پوپولیستها در سراسر جهان، برای بقدرت رسیدن، انتقادهای دهن پرکن و چنین و چنان کردنهای توخالیست که وقتی کار فریبکاری، به رسیدن به قدرت می انجامد و خودِ این فریبکاران بر مسند قدرت تکیه می زنند، ماهیت اصلی شان آشکار می شود و ناتوانی شان در جامه عمل پوشاندن به حتی کمترین وعده ها و شعارهای پیش از به قدرت رسیدنشان. ( یاد ارید سخنرانی ها و وعظ ها و به منبر رفتنهای همین تحفه های اسلامی در سالهای پیش از به قدرت رسیدن که انتقادشان چه بود و چه می گفتند! و !!! چه می کنند اینک که آنهم سه ده در قدرتند!)
این نماد مشترک پوپولیستها، در مورد حکومت اسلامی و بزغاله های رییس و وکیل اش نه تنها صدق می کند بلکه نوعی دنباله روی از امامان و مقدساتی نیز را در پی دارد که آن، هیچ نیست مگر جام زهر خوردن و خودکشی کردن با واجبی.
اینکه در دورهای تاریخ نمونه های زیادی از خوردن انگور زهرآلود و مردنهایی از این دست وجود داشته و دانسته ایم که در زد و بندهای سیاسی و حکومتی و ولایت و نماینده خلیفه بودن و حتی ولیعهدی خلیفه ی مسلمین هم! کشته شدن یا تن به کشته شدن دادن با خوردن زهر و شر خویش کم کردن روی داده است.
حکومت اسلامی ولایت فقیه نیز در پی شعارهای فریبکارانه آب و برق و نفت و مسکن رایگان و اختصاص اقتصاد به خر! از یک سو و گذراندن راه قدس از کربلا و آشتی نکردن با صدام حسین کافر و تکریتی و چه و چه، جام زهر سر کشیدن در پی داشت و کشتار جنایتکارانه و خونبار جانهای شیفته ای که به مردم فریبی ها و دروغ ها و قهقرایی بودن تفکر و ماهیت اینان " نه " گفتند.
واجبی خوردن یا خوراندن و خود کشی سعید امامی، فرزند خلف ولایت فقیه، آن هم با آن خوش خدمتیهای فاجعه باری که در جنایتهای هولناک حکومت اسلامی سهم بزرگ غیر قابل انکاری داشت و سکته کردنها و انفجار و قتل دیگر خودی هایی از این دست در دوره حکومت نکبت بار اسلامی، نماد همان خشت اول گر نهد معمار کج است.
حکومت اسلامی با اتخاذ سیاستها و برنامه ها و عملکردهای استخاره ای و جمکرانی و نسج و رشد بیماری شیزوفرنی رهبر و رییس جمهور و وکیل و وزیر اسلامی با سر بر آوردن پدیده های صاحب زمانی و از رسیدن تاییدیه نمایندگان مجلس از صاحب زمان تا مدیریت کنونی صاحب زمان بر امور جهان و............اراجیف دیگری از این دست، ناگزیر از منتج شدن به سرکشیدن جام زهر است و خوردن واجبی! همانگونه که عمل یکسان، نتیجه یکسان می دهد. عجبا که خر از پلی که پایش لنگیده باشد، نمی گذرد اما این ابلهان ِ حیف ِ خر! از همان راهی که جام زهر خورده اند، باز می گذرند و همان سرنوشت را تن می دهند. اما خوردن جام زهر یا خودکشی با واجبی نه از روی سر عقل آمدن و پی بردن به پوچی و توخالی بودن باور و اعتقاد و سیاستهای ابلهانه شان است که بخواهند راه دیگری پیش گیرند! نه! بلکه از هراس سرنگونی و سقوط ، ناگزیر از خوردن جام زهر و شهادت هم سبک و سیاق خود! خودکشی با واجبی است. به زبانی دیگر، وقتی حنایتکاران ابله حاکم بر میهن ما به مانع جدی و زبان زور برخورد می کنند، براحتی و مظلوم نمایانه جام زهر سر می کشند و فریبکارانه تداوم بقای خویش را به هرقیمت امکان پذیر می سازند.
گفتن ندارد که رهبر و سیاست گذار و استراتژیست حکومت ننگین اسلامی هر که! که باشد از خمینی جنایتکار تا خامنه ای شیخ شاه نما ( شیخی که همچون میمون تقلید شاه می کند!) و بزغاله رییس جمهور شده اش تا خاتمی هزار رنگ که در فریبکاری و دروغ نمونه گویای یک پوپولیست تمام عیار است، بگیر تا صاحب زمان و چاه جمکران و هاله نور و نمازهای میت و باران و اسغفار و عاشورا و رمضان و چه و چه، هرکه و هرچه که باشد، پیکره حکومتی نابجا و نابگاه و قهقرایی را شکل می دهند که راهی جز خوردن جام زهر و خوردن واجبی ندارند چرا که از یک سو توان و قابلیت انطباق با زمانه ی کنون را ندارند و از سوی دیگر با اعتقاد به خرافه و اراجیف هزار و چهارصد ساله ناگزیر از برخورد جنایتکارانه و دروغهای شاخدارند تا ناتوانی خویش را لاپوشانی کنند.
بدیل سیاسی / فرهنگی و اجتماعی حکومت اسلامی جز با جنایت و سرکوب و خفقان در خرافه و بلاهت و اوتوپیا بسر بردن نیست.
حکومت اسلامی با ولایت فقیه اش، سرنوشتی جز سرکشیدن جام زهر و خوردن واجبی در انجام هر استراتژی خود ندارد.
در این میان، درد و حسرت و داغ این است که مردمانی اسیر در چنگال خونبار این جنایتکاران تاوان هولناکی پرداخته و بپردازند.
تا که بگندی، نمکت می زنند وای بروزی که بگندد نمک!
اگر دیروز سرنگونی حکومت اسلامی در حالت جنینی اش، خواست و گشتاور خیزشها و به میدان آمدنها بود و به دلایل مختلف داخلی و خارجی، چنان نشد و گذشت تا به اینجایی رسیده ایم که جنین دیروزی به غول خون آشامی مبدل شده است که وحشت آن تنها در داخل خلاصه نمی شود، امروز نه گفتگوی تمدنهای جانوری همچون خاتمی راه گشاست و نه مدیریت صاحب زمان هاله ی نور، امروز خواست مردم ما سرنگونی کلیت حکومت اسلامی با هر رنگ و لعاب و فریبکاریست. امروز مبارزات مردم ما در سرنگونی حکومت اسلامی با سیاست جهانی در همین راستا پیوند خورده است. اگر دیروز غرب به بهای سودهای سرشارش بقاء و موجودیت حکومت اسلامی را می پذیرفت و از آن پشتیبانی می کرد، اما امروز پس از یازده سپتامبری آنچنانی، شانسی برای حکومت اسلامی با ساختار سیاسی/فرهنگی و جاه طلبی های پان اسلامیستی اش، باقی نمانده است.
حکومت اسلامی در هرحالتی که بخواهد به تحول و دگرگونی تن دهد، سرنگونی اش در پی خواهد بود به همان مفهوم و ضرورت سرکشیدن جام زهر و خودکشی واجبی خورانه اش. اما به چه بهایی و با چه فاجعه ای از شر وجودش رهایی یابیم، هراس همگان است!
گیل آوایی http://www.perslit.com/GilAvaei.htm
مه 2008
|
|
  
توجه:استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد
می باشد
با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!
-
http://ettelaat.net/
-
|