به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد

صفحه نخست | روزنامه ها | گروهاي سياسی | ادب و هنر | راديو | تلويزيون |فايل های صوتی
وب لاگها| كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی تاريخ وفرهنگ | تماس با ما | بایگانی

 


bookmark print></a><a href='http://faves.com/Authoring.aspx?u=www.ettelaat.net/10-februari/news.asp?id=44896&t=<b>واقعیت ِ بی پرده این است: یا استبداد خونین یا سرنگونی کل حکومت اسلامی</b> , گیل آوایی'><img border= myspace.com reddit.com del.icio.us Facebook Twitter

واقعیت ِ بی پرده این است: یا استبداد خونین یا سرنگونی کل حکومت اسلامی , گیل آوایی
  روندی که با هر تحلیل و تفسیری به شرایط کنونی از حکومت اسلامی انجامیده است، خواه یا ناخواه ریشه خود را خواهد زد. این روند از فردای برکناری بازرگان آغازشده و با سلام و صلوات و تعارفات آخوندی و توهم بسیارانی از درون همین حکومت پیش رفته است ورسیده است به مرحله ای که همان بچه حزب الهی های دیروز که تیغ بر مردم کشیدند و قتل عام کردند، به سرداری و ریاست و وکالت از نوع خودشان تکامل یافته اند، اکنون نه به فتواهای دینی وقعی می نهند و نه اصولا به مراکز قدرتی از نوع تاکنونی نیاز دارند.

شتری که امروز بر دروازه هزار دستان این حکومت مانند رفسنجانی خوابیده است، سراغ هر سردمداری از این این حکومت خواهد رفت اگر با همین بچه حزب الهی های به جاه و مقام رسیده، همخوانی و همگرایی نداشته باشند. به دیگر سخن، قدرت و منافع این گروه هر اصل و فتوا و آیه و مقام دینی را تبیین و تعیین و تفسیر می کند نه آن توهمات و خیالپردازیهای دینی حضرات خوش باور.
ولایت فقیه خامنه ای از همان پروژه انتخابات دور دوم تحفه ی هاله ی نوری اش احمدی نژاد موضع مشخص و از پیش برنامه ریزی شده اش را گرفت و تیغ بر همه یاران دیروز ولایت کشید و این طرح راهی نیست که برایشان راه یا پل ِ بازگشتی باقی گذاشته باشد.

دلیل ساده ای برای چنین برداشتی وجود دارد و آن هرگونه برگشتی از سوی آغازکنندگان و طراحان این پروژه، در کمترین حد آن به منزله ی تقسیم قدرت و منافعیست که برای قبضه کردن آن، دست به چنین جنایتهای هولناک زده اند و صد البته تاوان دادن به چنین برگشتی در همان حد کمترینی، اما آیا چنین گردن نهادنی می تواند جنایتهای صورت گرفته را لاپوشانی کند و مردم را به خانه هاشان بازگرداند!؟ پاسخ این پرسش یک نه ِ بزرگیست که کابوس همه نیروهای حکومت اسلامی از هر بینش و نگرش و قدرت با هر تفسیر است که آخوندهای تجف نیز آن را فهمیده اند!!

و اما شرایط کنونی که همه ما ایرانیان از هر دسته و حزب و گروه و بینش سیاسی، اجتماعی و حتی قومی با آن روبروییم، واقعیت بسیار تلخ و حساس و در عین حال سرنوشت سازی است که در مقابل ماست. واقعیتی که یا به یک حکومت استبداد خونین تن در دادن یا کل این حکومت را سرنگون کردن!
مردم ما با درک هوشیارانه ی این واقعیت، به روشنی " مرگ بر دیکتاتور" و " استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" را سر داده اند و این نه آن نفوذی ها و وابستگان به بیگانه یا اراجیفی از این دست، بلکه کُنه و اصل و اساس ِ هدف مردم بجان آمده را بیان می کند و از دهان ملت ایران بر می آید. ولی توسط چند تن از جمله خاتمی، کروبی و میرحسین موسوی، در مقابل تلاش شده است که بازگشت به قانون اساسی حکومت اسلامی و خواستهایی با همان سمت و سو جایگزین آن شود. تلاشی که از فردای به خیابان آمدن مردم به صورت آب بر آتش خشم مردم پاشیدن، صورت گرفته است. تلاشی که در بطن آن برایندی جز این نداشته و ندارد که اعتراضات و روند شتابگیر آن را در چرخه ی مراجعه به قوانین و مراکز قدرت همین حکومت اسلامی، گرفتار نماید و حکومت اسلامی را از خطرظهور صاحب زمان که چیزی جز سرنگونی در باتلاق خود آفریده شده ی حکومت اسلامی نیست، برهاند.

و صد البته توهم و حالت بینابینی دیدگاههایی از نوع آنچه که خاتمی و کروبی و در تزیین شده ترین شکل آن یعنی دیدگاه اقای میر حسین موسوی، راه به هیچ جا نمی برد مگر ایجاد دو وضعیت و حالت کلی در تب و تاب آغاز شده که یک حالت آن فرصت دادن به نیروهای سرکوبگر که پروژه یک کاسه کردن استبداد مورد نظرشان را تا کنون با هولناکترین جنایتها اصرار و پافشاری کرده اند، اینکه نیروهای سرکوب را کاری تر و موثر تر سازماندهی کنند و به سرکوب ادامه دهند و حالت دیگر چرخ زدن در چنگال خون آشام حکومت اسلامی و قانون اساسی به غایت ارتجاعی و استبدادی آن است که همه جنایتها و سرکوبهای تا امروز هم، برایند همان ساختار تشکیل دهنده یا آفریننده آن قانون اساسی و حکومت برآمده از آن است. ( بقول آیت الله منتظری، نمی دانستند که حکومت اسلامی به اینجا می رسد! چنین منظوری نداشتند!)

بنابراین آنانی که از درون همین حکومت یعنی کروبی و خاتمی و موسوی و همفکران و هم راهان حوزه ای و دیگر بخشهای اجتماعی آنان باید تا دیر نشده از توهم و چرخ زدن در همین ساختار خود را خلاص کنند، این است که کشتی حکومت اسلامی چنان سوراخ گشادی برداشته که همه سرنشینان آن را غرق می کند. این کشتی با سلام و صلوات و ساخت و پاخت نجات یافتنی نیست و اینان اگر براستی نمی خواهند به سرنوشت کسانی مانند یزدی، نبوی و دیگر نمونه های این حکومت، دچار شوند، دو گزینه پیش رویشان است! پیش از اینکه مردم به این یقین و نتیجه ی نهایی برسند که با این سلام و صلوات های خاتمی و کروبی و موسوی، راه به جایی نمی برند. این دو گزینه یا با مردم یا با حکومت است. حکومت اسلامی از آن حکومت های کلاسیک سیاسی و پایبند به حداقلهای اصول انسانی و قانونی نیست که با واقعیت تلخ بطور منطقی روبرو شوند. تنها اصلی که به معنی واقعی کلمه در مورد کل حکومت اسلامی صدق می کند، یک فرهنگ لمپنی است که جز زبان زور، زبان دیگری نمی فهمند. این زبان را باید با حضور مردم و اعتراضات پیگیر و یورش به همه نهادهای حکومت اسلامی، بوجود آورد.

از سوی دیگر گفتنی است که همه باید به این نتیجه روشن و انکار ناپذیر رسیده باشند که شرایط کنونی با دوران ریاست جمهوری خاتمی بویژه ماههای پیش و پس از نخستین دوره ریاست تدارکاتی بی اختیار!، بسیار متفاوت است و مردم معترض امروز، با مردم آن زمانی با ترکیب نیروی آن زمانی بسیار بسیار متفاوتند.
آنچه که در شرایط کنونی هم برای مردم ما و هم برای نیروهای سیاسی ِ همسو با مردم ضروریست، به زبان دیگر، چه باید کرد!، دو حرکت اساسی و سرنوشت ساز است:

یک: دست زدن به یک اعتصاب سراسری و ناکارآمد کردن همه سیستم اداری، تولیدی، خدماتی و مدیریتی حکومت اسلامی با خواست مشخص تغییر کل حکومت اسلامی،
دوم: تشکیل جبهه ای از همه نیروهای همسو با خواستهای مردم به پا خواسته،
اگر چه تاکنون نوعی فکر همگانی و خواست و عزم و انگیره همگانی بر حرکت اعتراضات تاکنونی حاکم بوده و هست و تا کنون هر چهره یا شخصیتی در این حرکت، نیز به دنبال مردم کشیده شدند اما هنوز از خواست و هدف متمرکز و منسجم دور مانده است. و کسانی که بنوعی در جریانهای تضادها و تناقضات حکومت اسلامی، با مردم نفع مشترک دارند، تا حد قابل انطباق با خواست و منافع آنها، همراه بوده و موضع گرفته اند، با تشدید سرکوب و به تناسب آن تشدید اعتراضات و خواستها، ناگزیر به دنبال مردم کشیده شده اند.

بنابراین مردم ما با آن هوشیاری و شهامتی که از خود نشان داده اند و تا اینجای رو در رویی با حکومت اسلامی، دلیرانه عمل کرده اند، در مقابل دو گزینه همچون خود حکومت قرار دارند: یا تن دادن به حکومت اسلامی که همان استبداد، سرکوب و غارت و زندان و شکنجه و فقر و بیکاری است یا سرنگونی کل حکومت اسلامی.

دیر یا زود به چنین مبارزه آشکار کشیده خواهیم شد. آیا چنین درک مشترکی بین مردم و چهره های باصطلاح اصلاح طلب همراه با جنبش سبز، وجود دارد!؟

با حترام
گیل آوایی
15بهمن 1388 4فوریه 2010
www.shooram.blogspot.com

در همين رابطه

توجه:استفاه از مطالب اطلاعات.نت با ذكر ماخذ آزاد می باشد

با خبرهای خود به خبررسانی اطلاعات.نت ياری رسانيد!

Copyright © 1999-2010 Ettelaat Network, All Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات .نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست
اطلاعات.نت هيچ مسئوليتی در باره محتوای مقالات نداشته و مسئول محتوای هر مقاله نويسنده آن ميباشد
  نظر نویسندگان مقالات در اين سايت می تواند مغایر با موضع  اطلاعات.نت باشد
 مولف اين سايت مطلقا براي كار خود كه هدف ميهني و آموزشي دارد نه در گذشته، نه در حال حاضر و نه در آينده كمك مالي هيچكس، هيچ سازمان و هيچ دولتي را نمي پذيرد.
 خدمت به ميهن ، هموطنان، همتباران و همزبانان لذتي دارد مافوق همه لذتها، مخصوصا اگر بدون دستمزد و كمك مالي انجام گيرد