به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
اينتر نت | كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما| بایگانی

رابطین امام زمان: جمجمه می ‌بينيم، آب حوض خالی می ‌كنيم

روزنامه همشهری: آنها مدعي ارتباط با امام زمان (عج) هستند و با همين ادعا مردم ساده را سركيسه مي‌كنند. آنها دروغگوهاي بزرگي هستند؛ دروغگوياني كه براي رسيدن به پول‌هاي قلمبه بي‌دردسر، اعتقادات پاك و مردم بي‌اطلاع را نشانه مي‌گيرند و سوار بر موج احساسات، با دروغ خواسته‌شان را دنبال مي‌كنند.

براي آنها رنج و درد بيماراني كه با اعتماد به آنها زندگي‌شان را به مخاطره مي‌اندازند، سرگشتگي مردان و زنان ساده‌دلي كه به دروغ‌هاي آنها دل‌خوش مي‌كنند و در راه اعتقادات پوچ و بدعت‌هاي غيرديني سرگردان مي‌شوند و بي‌اعتقادي مريدان ناكام‌شان هيچ اهميتي ندارد؛ آنها بدبختي اين انسان‌ها را نمي‌بينند.

دروغگوهاي بزرگ، از هر شگردي براي جذب افراد ساده‌لوح استفاده مي‌كنند. صفحات روزنامه‌ها و خصوصا صفحات حوادث جايي است كه دست بسياري از مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان رو مي‌شود. كافي است اخبار مربوط به اين مدعيان را كنار هم بچينيد تا به ادعاهاي عجيب و غريب‌شان پي ببريد.

جمجمه مي‌بينيم، آب حوض خالي مي‌كنيم

شايد باورش خيلي مشكل باشد و حتي خنده‌دار، اما يك مدعي دروغين ارتباط با امام زمان، با يكي از عجيب‌ترين شگردها، با ادعاي جمجمه‌بيني دست به كلاهبرداري 800 ميليون توماني از ده‌ها نفر در اصفهان زد اما سرانجام از سوي مسئولان قضايي و ماموران اطلاعات اصفهان دستگير شد.

ماجراي اين خبر را بخوانيد:

در تاريك و روشن فضاي اتاق كه در خانه‌اي مجلل و ويلايي در اصفهان قرار داشت، مردان و زنان شركت كننده در جلسه با هيجان وصف ناپذيري در انتظار ورود مردي بودند كه مي‌توانست به آنها بگويد تاكنون چه گناه بزرگي انجام داده‌اند و جمجمه‌شان به كدام حيوان شبيه است و آن وقت با ارتباطات خاص خود براي آنها طلب آمرزش كند.

در اتاقي در انتهاي سالن باز مي‌شود. مردي با لباسي سفيد و چهره آرايش‌شده‌اي كه زير نور لامپ‌ها نوراني به نظر مي‌رسد قدم به داخل مي‌گذارد.

دراين فضا كه بر هر بيننده‌اي تاثير بسيار مي‌گذارد، مرد شروع به قدم زدن مي‌كند و از ارتباطاتش با امام زمان و بزرگان ديني مي‌گويد.

مقابل يكي از حاضران كه مهندس ثروتمندي است مي‌ايستد و به او مي‌گويد: تو مرتكب گناه بزرگي شده‌اي و از زندگي خيري نخواهي ديد. مرد نگران از جايش بلند مي‌شود و با التماس از مرد مي‌خواهد هر كاري از دستش بر مي‌آيد انجام دهد تا اين سياهي و بدي از زندگي‌اش دور شود.

پير سفيد‌پوش به او مي‌گويد: 30ميليون تومان؛ بايد ۳۰ ميليون تومان بدهي تا وساطتت را بكنم و مرد ‌مي‌پذيرد. بعد از او جلوي زن ديگري مي‌ايستد و او را نيز از عاقبت سياهش مطلع مي‌كند و وقتي كه از او نيز مبلغ هنگفتي براي بخشش گناهانش طلب مي‌كند زن با خوشحالي مي‌پذيرد تا پول را فراهم كند.

در ادامه جلسه، مرد سفيدپوش شروع به جمجمه‌بيني مي‌كند.

وقتي مقابل هر يك از افراد قرار مي‌گيرد آنها را شبيه به يك حيوان مي‌خواند. مردم كه از شنيدن اينكه اين مرد تصاوير آنها را به شكل حيواناتي مثل گرگ و خوك مي‌بيند وحشت‌زده شده‌‌اند، براي آنكه گناهانشان آمرزيده شود و به شكل انسان در روز قيامت حاضر شوند، حاضر به پرداخت مبالغي هنگفت مي‌شوند، حتي در مواردي نيز زنان و دختران جوان طلاجات خود را در اختيار اين مرد قرار مي‌دهند تا او وساطت آنها را بكند.

با انتشار خبر جلسات مخفيانه مرد كلاهبردار، از آنجايي كه موضوع از حساسيت ويژه‌اي برخوردار بود، ماموران اطلاعات وارد عمل شدند. آنها در بررسي‌هاي مقدماتي خود دريافتند جلسات توسط مرد ۵۲ ساله‌اي كه مدعي ارتباط با امام زمان(عج) است، تشكيل مي‌شود.

ماموران با شناسايي محل فعاليت اين مرد در اصفهان در بررسي‌هاي نامحسوس پليسي متوجه شدند كه اين مرد و ۸تن ديگر در شهرستان‌هاي استان خراسان، كرمان، تهران، اصفهان و فارس به برگزاري جلسات مشابهي دست زده‌اند و با اغفال مردان و زنان تاكنون از آنها مبالغ هنگفتي دريافت كرده‌اند.

در بررسي‌هاي بعدي مشخص شد اعضاي باند مرد كلاهبردار ابتدا افراد ثروتمند را در مراسم مذهبي مختلف شناسايي كرده و به آنها مي‌گفته‌اند به دليل گناهي كه مرتكب شده‌اند بايد مبالغ هنگفتي براي بخشيده شدن بدهند تا او واسطه آنها شود. طعمه هم كه به شدت مي‌ترسيده پول را مي‌پرداخته است.

با مشخص شدن موضوع، محمدرضا محمدي- بازپرس شعبه ۵ دادسراي عمومي و انقلاب اصفهان- دستور شناسايي و دستگيري مرد كلاهبردار و همدستانش را صادر كرد و سرانجام وي در يك عمليات ضربتي دستگير شد.

بررسي سوابق اين متهم نشان مي‌دهد كه وي فعاليت خود را از سال ۷۲ آغاز كرده و ۶ سال پيش به اتهامي مشابه دستگير و روانه زندان شده است اما بعد از گذراندن دوران محكوميت از زندان آزاد شده و مجددا كلاهبرداري با اين روش را آغاز كرده است.

با اعترافات سردسته باند كلاهبرداري، بقيه باند در شهرهاي مختلف دستگير شدند. نكته جالب اينكه در ميان اتهامات آنها علاوه بر كلاهبرداري و توهين به مقدسات ديني، جرائمي مثل استعمال مواد مخدر، فساد اخلاقي و رابطه نامشروع هم ديده مي‌شد.

در ادامه بررسي‌ها مشخص شد كه اين مرد فقط از 25 شاكي ۸۰۰ ميليون تومان كلاهبرداري كرده‌.

فيلم بساز، ادعا كن
يك مدعي دروغين ارتباط با امام زمان(عج) در مازندران براي جلب افراد ساده لوح، از هنر هفتم استفاده مي‌كرد. او فيلمي از زندگي رويايي خودش ساخت و آن را براي جذب مردم به نمايش درآورد.

طبق اطلاعيه دادگستري كل استان مازندران اين مرد ۳۹ ساله كه داراى تحصيلات ابتدايى است، از ۲۵ سالگى با ادعاى برخوردارى از نيروى خارق‌العاده و ارتباط با امام زمان (عج) اقدام به فريب مراجعانش مى‌كرد.

شگرد كلاهبرداري اين مرد هم اين بود كه با تمسك به مقدسات دينى و سوء استفاده از اطلاعات اوليه و سطحي مراجعانش، خود را آگاه به عالم غيب معرفى مي‌كرد و مدعى مى‌شد قادر به حل مشكلات آنهاست.

كار عجيب و غريب‌تر ‌اين آقا اين بود كه براي آنكه يك جوري جلب توجه كرده باشد، فتاوى شرعى الكي از خودش صادر مي‌كرد؛ مثلا برخلاف‌نظر مراجع عظام، عيد فطر را روزي كه خودش دلش مي‌خواست اعلام مي‌كرد.

اين آقاي مدعي همچنين فيلمى دروغين و ساختگى از زندگينامه رويايى خود ساخته بود كه از نمايش آن براى اغفال مريدانش استفاده مي‌كرد، اما سرانجام دستش رو شد و دستگير شد.

درمان سرطان از سوي مدعي دروغين
يكي از جالب‌ترين مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان(عج)، مردي بود كه در سال 84 دستگير شد.

اين آقاي كلاهبردار كه در دي ماه 84 در هتل لاله دستگير شد، با راه‌اندازي يك موسسه مشاوره، كلاهبرداري‌هاي قلمبه‌اي را رقم زده بود.

شگرد كار اين آقا به اين صورت بود كه به بهانه شفا دادن افرادي كه پزشكان و متخصصان، بيماري آنها را صعب‌العلاج تشخيص داده بودند پول‌هاي زيادي از ‌آنها مي‌گرفت.

به گزارش ايسنا و به نقل از قاضي‌هاشميان - داديار شعبه اول دادسراي جنايي تهران- اين متهم 55 ساله با سوء استفاده از اعتقادات و باورهاي مذهبي با راه‌اندازي موسسه‌اي با نام «راز» ميليون‌ها تومان كلاهبرداري كرده بود.

شگرد كار او به اين صورت بود كه او و يك زن و مرد همدستش با ادعاي درمان بيماري‌ها از طريق ارتباط با امام زمان(عج)، 5 تا 10 ميليون از خانواده‌هاي بيماران اخاذي مي‌كردند. اما با بهبود نيافتن حال بيماران، تنها جواب و توجيهي كه رابط قلابي به خانواده بيماران مي‌داد، اين بود كه مبالغ پرداخت شده تنها براي پرداخت زكات رابطه با امام عصر(عج) بوده و اين مبلغ به شما برگردانده نمي‌شود.

بنا به اين گزارش، يكي از شاكيان در توضيح ماجرا مي‌گويد: متهم و همدستانش دائما در حال خواندن ورد بودند و ادعا مي‌كردند دخترم را كه به بيماري شديد كبدي مبتلاست از طريق ارتباط قوي با امام زمان بهبود مي‌بخشند اما هيچ اتفاقي نيفتاد.

يكي ديگر از شاكيان با بيان اينكه دخترش مبتلا به سرطان بوده و براي بهبود بيماري او در دام مرد كلاهبردار و همدستانش افتاده است مي‌گويد: پس از مراجعه به موسسه اين مرد، داروهاي شيميايي را كه دخترم قبلا مصرف مي‌كرد قطع كرديم و در انتظار آن بوديم كه با دعاهاي شفابخش او و همدستانش فرزندم بهبود يابد اما پس از گذشت چند ماه نه تنها حال دخترم خوب نشد بلكه بيماري‌اش تشديد شد.

ارتباط با تجهيزات نوين
آنها بلدند چطور از شرايط و موقعيت‌ها استفاده كنند؛ مثلا اين گزارش سايت بازتاب را بخوانيد و ببينيد كه اين آقاي كلاهبردار چطوري وقتي در سال 84 بحث ديدن اشياي نوراني مطرح شده بود موضوع را قاپيده و دروغ‌هاي خودش را بر آن بنا كرده است. به گزارش سايت بازتاب در شهريورماه 84 با مطرح شدن اخبار ديده شدن اشياي نوراني در رسانه‌ها، يك مدعي دروغين ارتباط با امام زمان در ابتكاري جالب‌توجه، اعلام كرد كه اشياي نوراني و بشقاب‌پرنده‌ها، ياران امام زمان(عج) هستند.

وي خود را يكي از فرماندهان و ياران امام زمان(عج) معرفي كرده بود و گفته بود كه براي اجراي فرامين حضرت به جزيره خضرا رفته و ملازم ركاب آن حضرت است.

بنا بر اين گزارش، اين مدعي ارتباط با امام زمان در اوايل دهه 70 در آموزش ‌و پرورش‌ تهران به عنوان معلم حق‌التدريس به كار اشتغال داشته اما به دليل دريافت غيرقانوني پول از دانش‌آموزان و تخلفات اداري، محكوم و در همين سال‌ها چند بارهم به دليل صدور چك بي‌محل زنداني شده است.

وي به مدت 8 سال فعاليت‌هاي خود را در حوزه تخصصي ارتباط با امام زمان(عج) متمركز كرده بود و به تشكيل جلسات مذهبي براي بانوان اقدام مي‌كرد. او بعد از رونق گرفتن جلسات خود، اقدام به توليد ادعيه، ذكرها و وردهاي مخصوص براي حل مشكلات مختلف افراد كرده و سپس شيوه نوردرماني(!) را براي درمان بيماري‌ها ابداع كرده بود.

اين آقا به اين ادعاها نيز بسنده نكرده و از آنجا كه زمينه را بين مريدان خود مساعد مي‌ديده، كم‌كم به فرقه‌سازي روي آورده و با وضع قوانين و مقررات ساختگي، فرقه‌اي ايجاد كرده بود.

وي مريدانش را با ادعاي واهي مبني بر دستور امام عصر(عج) مفتخر به سيادت مي‌كرده و در مراسمي به نام «شال‌بندان» به همه آنان شال سبزي را به عنوان نماد سيادت و اعطايي حضرت وليعصر(عج) هديه مي‌كرده، به گونه‌اي كه آنان موظف به استفاده از شال و عنوان «سيد» مي‌شدند.

البته اين آقا پس از آنكه مريدانش به 70 نفر رسيدند، ابتكار جديدي انجام داد و به اتفاق اين افراد، اعتكاف 40 روزه‌اي را در بيابان‌هاي اطراف تهران ترتيب داد تا با هم در انتظار فرج امام زمان(عج) به عبادت بپردازند.

وي به دروغ مدعي شده بود كه اين اعتكاف به امر حضرت صاحب(عج) بر پا شده و هزينه‌هاي آن را امام زمان(عج) مي‌پردازند و ايشان با عنايت ويژه‌اي كه به اين اعتكاف دارند، در تمامي نمازهاي پنج‌گانه واجب در فضاي اعتكاف حاضر شده و با معتكفين اقامه نماز مي‌كنند!

او براي اين منظور ابتدا از يكي از مريدانش كه يك راننده تاكسي است استفاده كرد بود و او را به عنوان مكبّر امام زمان(عج) در نمازهاي جماعت انتخاب كرد، اما از آنجا كه اين راننده تاكسي نتوانست به‌خوبي نقش خودش را بازي كند و تعدادي از افراد حاضر در جلسه به صحت اظهاراتش شك كردند، آقاي «م ـ ع» به‌سرعت وي را بركنار و پسر بچه 9ساله‌اي را جايگزين او كرد تا هم وجهه خوبي داشته باشد و هم اگر اشتباهي كرد، افراد به حساب بچگي‌اش بگذارند.

3ماه پيش از آنكه اين آقا و مريدانش دست به چنين اقداماتي در راستاي تقويت فرقه خود بزنند از سوي 2تن از مراجع تقليد به آنان هشدار داده شد كه كارهاي آنان خلاف شرع و بدعت است لكن متأسفانه افراد مزبور به اين تذكر مراجع توجهي نكرده و به اقدامات انحرافي خود همچنان ادامه دادند.

اين گروه كه مراجع را سدي در برابر بدعت‌ها و اقدامات فرقه‌اي خود مي‌ديدند از حربه هميشگي خود بهره گرفتند و در جلسات خود به دروغ مدعي شدند كه امام زمان(عج) در واكنش به اقدامات روشنگرانه مراجع، فرموده‌اند كه مراجع در حجاب فقه فرو رفته‌اند. اين مدعي به سبب مسائل فوق از سوي دادسراي ويژه روحانيت، بازداشت شده است.

ماجراي امام سيزدهم و چهاردهم
اگر بيشتر ‌مدعيان ادعايشان اين بود كه با امام زمان ارتباط دارند، دادستان قم ماه گذشته از دستگيري مرد شيادي خبر داد كه خودش را امام چهاردهم مي‌خواند و از فوت امام زمان خبر مي‌داد.

به گزارش ايسنا، مصطفي برزگر گنجي- دادستان- درباره اين متهم مي‌گويد: اين شخص جمكران را قبله معرفي و ادعا مي‌كرد كه امام چهاردهم است. وي با چاپ كتابي درصدد فريب افكار عمومي بود.

گنجي با بيان اينكه اين فرد در قم و كاشان فعاليت مي‌كرده، مي‌گويد: 55 نفر از كساني كه به تبعيت اين فرد درآمده‌اند هم دستگير شده‌اند.

سايت بازتاب هم در خبري درباره اين متهم چگونگي ادعاي او را فاش كرد. به نوشته اين سايت اين مدعي امامت به مريدانش گفته بود كه به‌زودي حكومت ايران به دست آمريكا و بوش (به عنوان بخت‌النصر) ساقط شده و زمينه حاكميت او و مريدانش پيدا مي‌شود؛ به همين خاطر آنها بايد آماده قيام باشند تا مسئولان جمهوري اسلامي را به قتل برسانند.

اين فرد به نام «عليرضا» به همراه يكي از دوستان خود به نام «قربانعلي» در اصفهان، از بي‌اطلاعي اطرافيان سوء استفاده و ادعاهاي عجيب و غريب خود را ابراز مي‌كرد. از جمله اينكه «قربانعلي» ابتدا مدعي شده كه سيد حسني است و عليرضا نيز براي جلب مريدان سيد حسني! فعاليت مي‌كرد.

اين 2 شياد مدتي بعد ادعاي جديدي را مطرح مي‌كنند. اين بارعليرضا مدعي مي‌شود كه قربانعلي امام سيزدهم بوده و در غيبت به سر مي‌برد و او امام چهاردهم، يعني امام بعد از اوست و در پاسخ اشخاصي كه از او درباره امام دوازدهم شيعيان سؤال مي‌كرده‌اند، مدعي مي‌شود كه ايشان فوت كرده و در جمكران مدفون است و همه بايد مثل او و مريدانش به سوي جمكران نماز بخوانند، چراكه مسجد جمكران همان مكه موعود است.

اين در حالي است كه پس از اقدامات مأموران امنيتي قم، اين شخص به همراه 51 نفر از مريدانش دستگير شد كه 29 نفر آنان زن بودند.

از احوالات جالب توجه و شگفت‌انگيز اين مدعي امامت اينكه او مدرك ششم ابتدايي دارد و حتي يك سال هم در حوزه و يا ديگر مراكز عالي درس نخوانده و با مطالعه ترجمه برخي كتاب‌ها، توانسته اندكي اطلاعات مذهبي پيدا كند.

غيبت صغري در زير پل
سايت بازتاب از طراحي عجيب يك مدعي دروغين پرده برداشته است كه پس از چندين سال ادعاي ارتباط با امام زمان(عج) به‌تدریج ادعا كرده كه خودش امام زمان است!

بنا به اين گزارش این فرد با حفر گودالی در زیر اتاق منزلش و با مخفی شدن در داخل گودال، از طریق همسر و برادر همسرش به مریدانش اعلام می‌كرد كه «آقا» برای زیارت، طی‌الارض كرده است و مریدان وی با مراجعه به داخل اتاق و ندیدن وی، این ادعا را باور می‌كردند.

این مدعی، سال گذشته در حالی كه با مریدان خود با پای پیاده به جمكران می‌رفت، در كنار پل ورودی جاده جمكران مخفی شد و سپس همسر و برادر همسر وی، مدعی غیبت صغرای وی از چشم مریدان شدند و فرد یادشده به مدت یك سال در منزلش مخفی شد. این فرد كه به ظاهر دچار روان‌پریشی است، توانسته بود تعداد قابل توجهی از افراد را به حلقه مریدان خود داخل كند.

اما پس از دستگیری وی به همراه مریدان اصلی‌اش و حبس آنان در زیرزمین ساختمانی در قم، مریدان این فرد از وی می‌خواهند با استفاده از قدرت امامت خود برای آزادی آنان كمك كند، اما با ناتوانی او برای كمك به مریدانش، آنان متوجه اشتباه خود شده و او را رها می‌كنند.

سختي راه از تهران به اردستان
يعني چه كه هي مي‌گوييد مدعيان دروغين، آدم‌هاي تنبل و تن‌پروري هستند كه دنبال پول مفت مي‌گردند؛ نه خدايي خودتان يك دقيقه اين خبر را كه سرهنگ محمد عبداللهي- فرمانده پليس اردستان- اعلام كرده بخوانيد تا بفهميد كه اين آقا چه راه طولاني‌اي را از تهران تا اردستان اصفهان طي كرده تا بيماران اين منطقه را شفا بدهد.

به گفته سرهنگ عبداللهي شگرد اين مدعي دروغين اين بوده كه ادعا مي‌كرده بيماران را بدون دارو معالجه مي‌كند.

اين كلاهبردار كه نام واقعي‌اش احمد- پ است با نام مستعار«سيد احمد قاسمي» مدعي ارتباط با امام زمان (عج) و شفا دادن بيماران از طريق دعانويسي و خواندن ادعيه بود. با دستگيري اين مرد او به ۱۲فقره كلاهبرداري و دعا‌نويسي در زمينه‌هاي مختلف اعتراف كرد.

«ناگفته‌ها» را گفته‌ام
از چند ماه قبل، 20:30 تيزرهاي يك گزارش راجع به مدعيان دروغين را پخش مي‌كرد. اين گزارش كه در حقيقت بخش دوم از همين سري بود، بالاخره هفته قبل پخش شد؛ يك گزارش 9 دقيقه‌اي از محمد دلاوري كه كلي هم سر و صدا كرد و كف همه بريد؛ ماجراي مردي كه عده‌اي ساده‌لوح را با لباس احرام در اطراف هشتگرد ـ دور خانه‌اي ـ مي‌گرداند و ادعا مي‌كرد سوار بشقاب پرنده امام زمان شده؛ بشقاب پرنده‌اي كه مبله شده بود و وسايل الكترونيك داشت؛ يا عده‌اي ديگر كه به طور فرضي با امام زمان ملاقات مي‌كردند و مثلا دست ايشان را مي‌بوسيدند! ضبط تصاوير اعترافات اين مدعي‌هاي دروغين بعد از دستگيري و تدوين آنها با تصاوير آن وقتي كه كبكبه و دبدبه‌اي داشتند، صحنه‌هاي ديدني‌اي خلق كرده بود.

محمد دلاوري ـ خبرنگار واحد مركزي خبر ـ كه تا به حال چند باري تجربه اين جور گزارش‌هاي خفن را داشته، برايمان يادداشتي درباره حواشي اين گزارش نوشته.

براي اينكه اين يادداشت خواندني از كار دربيايد، لازم بود آنچه را نتوانستم در گزارش «مدعيان دروغين مقامات معنوي» تصوير كنم يا همان ناگفته‌ها و پشت پرده‌هاي آن را بنويسم.

اما خوشبختانه يابدبختانه، اين تنها تجربه كار رسانه‌اي من است كه طي آن هر چه را خواسته‌ام به همان شكلي كه در ذهنم بوده، تصوير كرده‌ام و حالا درمانده‌ام كه چگونه يادداشتي بنويسم كه در مقايسه با گزارشم، خواندني‌تر باشد.

علاقه‌اي هم ندارم از 6 ماه نامه‌نگاري، اصرار و داد و فرياد و بالا و پايين رفتن براي توليد و پخش اين گزارش چيزي بنويسم؛ چون – چشم‌ام كور، دنده‌ام نرم – ياد گرفته‌ام كه از اين به بعد، تا زماني كه به قدر كافي پوست كلفت نشده‌ام، سراغ اين ماجراجويي‌ها نروم.

به سبك مجريان همكار هم دلم نمي‌خواهد از مديران دل‌گنده واحد مركزي خبر و پخش و نودال و... تشكر كنم چون اگر تا همين جاي يادداشت، خواننده‌هايم را از دست نداده باشم، حتما از اينجا به بعد از دست مي‌دهم.

مي‌ماند پاسخ به اين چند پرسش كه خيلي‌ها بعد از گزارش بارها از من پرسيدند:

1 –چطور ممكن، عده‌اي باور كنند كه مي‌شود در تپه‌هاي هشتگرد، لباس احرام پوشيد و حاجي شد؟

يادمان باشد اين، آخرين بخش سناريويي است كه اين آدم‌ها براي هواداران‌شان تهيه كرده‌اند.

طرفداران اين شخص كه «عرفانيان» نام دارد، ‌سال‌ها به خاطر مجالس او، به او اعتماد كرده بودند و تبديل به هواداران خاصي شده بودند كه براي شركت در مراسم 70روزه‌اي كه خودشان آن را «اعتكاف» مي‌ناميدند، با او به ويلايي در كرج رفته بودند.

اين اعتماد به جايي رسيده بود كه حرف‌هاي خنده‌دار و فرامين نادرست او برايشان واقعي جلوه مي‌كرد.

2 - اين فيلم‌ها را شما با دوربين مخفي گرفته بوديد؟

فيلم‌ها، فيلم‌هاي يادگاري هواداران بود كه توسط خودشان ضبط شده بود و به نحوي(!) به آنها دست پيدا كردم.

3 -اينها دنبال پول بودند؟

شهوت جلب توجه كردن و مريد داشتن، گاهي بسيار قوي‌تر از ميل رسيدن به «پول» عمل مي‌كند.

نه اينكه اينها در پي پول نبوده‌اند اما لذت مريدپروري اينها را بيشتر به انحراف كشانده تا ثروت‌اندوزي.

4 –اينها الان كجا هستند؟

زندان. اما اين 2 نفر، پايان ماجراي مدعيان دروغين نيستند. متاسفانه، سوءاستفاده از عشق جامعه جوان به رشد معنوي، موجب شده است برخي به زباني و روشي، دكاني براي فريبكاري باز كنند و كالايي تقلبي عرضه كنند. هنگام تحقيق، به فردي برخوردم به نام «محمود.ج» كه تحصيلاتش تا سوم ابتدايي بود و ادعا مي‌كرد پيامبر خداست و همه كائنات بايد او را سجده كنند؛ يا فردي كه ادعا مي‌كرد – نعوذ بالله – امام عصر فوت كرده و او امام سيزدهم است؛ يا آدم‌هايي كه با همين ادعاها به مفاسد اخلاقي پليدي آلوده شده بودند كه اصلا قابل تصور هم نيست.

راستي يك نكته؛ بعضي هواداران باهوش، پس از مدتي كه به حرف‌هاي اين به اصطلاح استاد شك كرده بودند، براي آزمودن او ‌به دروغ چند ادعاي معنوي كرده بودند تا ببينند استاد (!) متوجه دروغ آنها مي‌شود يا نه.

مثلا گفته بودند «استاد، ما الان داريم فرشته‌ها را مي‌بينيم». استاد از همه جا بي‌خبر هم گفته بود؛ «آره، آره... الان فرشته‌ها اينجان، نگاه كن،‌رنگشون هم ارغوانيه!». اين جوري بود كه طرف مي‌فهميد اين همه سال، به جاي آب، سراب ديده است.

راستي ناگفته‌ها حالا دارد به ذهنم مي‌آيد كه مهلت تحويل يادداشت تمام شده است...

زناني كه دروغگو شدند
مرداني كه ادعاي دروغين ارتباط با امام زمان را داشتند كم بودند، چند زن هم به اين فهرست دروغگويان اضافه شده‌اند. در اين ميان حكايت يك خانم مدعي ارتباط با امام زمان(عج) هم كه نوشته‌ها و اعتقادات او در بين دختران ترويج مي‌شود از همه جالب‌تر‌است. اين خانم در تازه‌ترين اظهارات خود مدعي شده «جمكران جايگاه دوستداران واقعي آقا نيست و ايشان به او دستور داده‌اند تا در شازند اراك، حسينيه‌اي برايشان بسازد».

به گزارش جهان نیوز، یك خانم هم كه در جنوب تهران زندگی می‌كند، طبقه اول منزل خود را به مركزی برای برگزاری جلسات بانوان تبدیل كرده و در این بین ادعای ارتباط با حضرت ولیعصر(عج) را مطرح كرده است.

این شخص بدعت‌ها و اعمال عجیبی هنگام اقامه نماز انجام می‌دهد. در يكي از اين عمل‌ها وي در مراسم شب‌های چهارشنبه و حین اقامه نماز امام زمان (عج) هنگام قرائت آیه «ایاك نعبد و ایاك نستعین»، به حالت سماع می‌چرخد و این حركت را تا قرائت 100 باره این آیه تكرار می‌كند و مدعی است كه ماموران فرستاده امام زمان(عج)، او را هنگام قرائت این آیه می‌چرخانند.
حرف‌هاي يك كارشناس درباره مدعيان دروغين
با علي رياحي – محقق و پژوهشگر حوزه معارف ديني – كه تأليفاتي در موسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني دارد و در زمينه مهدويت و انحرافات مربوط به آن هم، تحقيقات فراواني كرده، درباره مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان حرف زده‌ايم.

واقعا اين ادعاها زياد شده يا اينكه فقط پوشش خبري بيشتري داده مي‌شود؟
هر 2. خب، در قديم ارتباطات اين‌قدر زياد نبود. الان آن گوشه عالم يك خبري بشود، راحت اينجا مي‌فهمند كه فلان كس اين حرف‌ها را زده. از طرف ديگر دارد عطش مردم بيشتر مي‌شود به غيب. مردم آرامش مي‌خواهند. در همين گرفتاري‌هاي روزمره، اول دنبال اسباب ظاهري مي‌روند، اگر نشد به امور غيبي پناه مي‌برند. بعضي‌ها از كانالش وارد مي‌شوند؛ يعني مي‌روند پيش عالم، مي‌روند سراغ توسل، ذكر و دعا. دسته ديگر به فطرت مي‌فهمند كه چيز ديگري لازم است ولي چون علمش را ندارند و راهنما سر راهشان نيست، از چاله مي‌روند در چاه؛ چون كسي كه دارد غرق مي‌شود، به هر چيزي دستش را مي‌گيرد ولو يك كاه كه روي آب افتاده باشد.

يعني همه طرفداران اين مدعيان، آدم‌هاي كم‌اطلاع و كم‌سوادند؟
نه. شما ببينيد، ايتاليا يكي از 7 كشور صنعتي جهان است اما خرافه در آن بيداد مي‌كند. ما نمي‌گوييم طرف فيزيك و شيمي و رياضي بلد نيست، بلكه مي‌گوييم در مسائل معنوي و باطني وارد نيست، هر رشته‌اي علم خودش را مي‌خواهد. عطش هست اما كدام امام زمان؟ شهيد مطهري مي‌گويد روز قيامت عده‌اي دنبال امام حسين مي‌گردند اما پيدايش نمي‌كنند چون دنبال امام حسين خيال خودشان مي‌گردند كه وجود خارجي ندارد! علمي كه منظور من است معرفت و شناخت است.اينكه امام اين همه تاكيد كرد نگذاريد با دسيسه‌هاي غيراسلامي، آثار مرحوم مطهري فراموش بشود، به خاطر اين است. آثار آقاي مطهري به مردم رشد عقلي مي‌دهد. اگر مردم رشد عقلي كنند، خيلي چيزها حل مي‌شود و هر ادعايي را راحت قبول نمي‌كنند.

زياد شدن عطش جامعه كه يك حسن است. پس چرا گاهي به سمت موهومات گرايش پيدا مي‌كند؟
ببينيد، اصلش چيز خوبي است و فطري است اما شايد مقداري كوتاهي از اين طرف شده؛ يعني بايد بزرگان و علما انتشار حقيقت كنند و بازار نقد هم باز باشد؛ چون اگر سختگيري بشود زيرزميني مي‌شوند و نقد نمي‌شوند. اگر آزادي عمل باشد و نقد هم بشوند، مي‌شود يك عده را نجات داد. نمي‌گويم بگير و ببند نباشد، دادگاه و قوه قضائيه جاي خودش اما برخوردهاي فكري، فرهنگي، تبليغي و هنري هم مي‌خواهد، روشنگري هم مي‌خواهد وگرنه اينها در پيله بسته‌اي مي‌روند. بعد هم مظلوم‌نمايي مي‌كنند و ديگر علني حرف نمي‌زنند. مي‌گويند آقا، اسراري هست كه مي‌خواهم خصوصي به شما بگويم. عمدتا از اينجاست كه منحرف مي‌شوند.

اين هم كه بگوييم همه اينهايي كه ادعا كرده‌اند هيچي ندارند،‌اشتباه است. اينها مراتب مختلفي دارند. گاهي بخشي از حقيقت را از اوليا گرفته‌اند.علومي در عالم هست و كارهايي مي‌شود كرد، اينها چهار تايش را ياد مي‌گيرند، مي‌آيند دكان و دستك راه مي‌اندازند. گاهي خود طرف هم آرام آرام فريب مي‌خورد؛ صادقانه وارد جرياني مي‌شود اما كم‌كم منحرف مي‌شود. اينكه اهل معنا مي‌گويند آدم مراقبه و محاسبه مي‌خواهد و خيلي مواظب خودشان بودند به خاطر همين بوده.

چه كار مي‌كنند كه اطرافيان‌شان اين‌قدر جذب مي‌شوند؟
بالاخره اثري از آثار رسول بايد باشد كه سامري گوساله درست كند. اينها همه يك ويژگي مثبت دارند. كسي كه همه دورش جمع مي‌شوند ويژگي‌اي ندارد؟ شهيد مطهري بحث منصفانه‌اي دارد تحت عنوان بزرگي و بزرگواري روح. ببينيد، اينها به نسبت خودشان آدم بزرگي هستند. نادر آدم بزرگي است، هيتلر و موسليني و استالين بزرگند اما بزرگوار نيستند. بالاخره يك نفسي دارد كه مردم را بسيج كند بفرستد زير توپ و گلوله. اينها از بعضي خوشي‌ها و راحتي‌ها گذشته‌اند.

خب مردم چه كار كنند؟
اين همه روايات اهل بيت هست كه در زمان غيبت براي اداره امورتان، فقها را گذاشته‌ايم . خب، ديگر تكليف مردم معلوم است. الان هم كه مثل سابق نيست كه براي سؤال از مرجع بروي تا نجف. شماره دفتر را مي‌گيري، از ساده‌ترين مسائل وضو به شما جواب مي‌دهد تا مسائل معرفتي. شخصي بود، من ديدم هر چه بالا پايين مي‌كنم، از بزرگان اهل معرفت ـ چه گذشته و چه حال مثل آيت‌الله حسن‌زاده آملي، آيت‌الله بهجت، آيت‌الله جوادي‌آملي ـ همچين حرف‌هايي نمي‌شنويم كه اين آقا ـ كه مدعي عرفان است ـ مي‌گويد. خب، اين را از كجا درآورده؟ بالاخره ما همان‌طوري كه مرجع فقهي داريم، مرجع عقيدتي و فكري هم داريم ديگر. بحث ديگر هم اينكه حلقه اول حواريون اين آدم‌ها ـ كه در شكل‌گيري حلقه‌هاي بعدي خيلي تأثير دارند ـ خودشان هم مي‌دانند خبري نيست اما يك كمبود شخصيتي دارند، مي‌خواهند خودشان را به جامعه عرضه كنند. بنابراين مي‌گويند ما از حواريون آقاي فلاني هستيم. طرف اصلا يك‌جوري جا انداخته كه توي اين عالم اول امام زمان است، بعد هم استاد يعني اين آقا!

يعني جذابيت منبر فلان عالم از منبر اين آقاي كذاب كمتر است؟
بحث جذبه نيست. آقاي مطهري ـ ببينيد، من خيلي مي‌گويم آقاي مطهري، خوب چي بگويم! بايد همه كتاب‌‌هايش را بخوانيد. لااقل جوان بايد 20 تا كتاب ايشان را بخواند تا عقلش رشد كند ـ مي‌گويد انبيا زمان خودشان مريد كم داشتند چون با نقطه حماقت مردم برخورد مي‌كردند، اما مريدبازها به همه مي‌گويند تو خوبي. به قول امام، امر و نهي در ذائقه انسان تلخ است. اينجا امر و نهي است، بشيرا و نذيرا است اما آنچه فقط بشارت است و در باغ سبز الكي تحويل گرفتن‌اش براي خدا نيست، براي جذب مريد است. كسي كه هيچ‌جا تحويلش نمي‌گيرند، وقتي ببيند آقا جلو پايش پا شد، هول مي‌شود ديگر.اما علماي حقيقي همه را يك‌جور احترام نمي‌كنند. لازم هم نيست براي همه يك‌‌جور بلند شوند، درجه دارد براي خودش.

اگر ما يك‌دفعه با چنين ادعايي روبه‌رو شويم چه كار كنيم؟ آدم در دوراهي مي‌ماند كه اگر بگويم دروغگو است، نكند بلايي سرم بيايد.

يك ادعا نيست كه برايش يك نسخه بپيچيم. ده‌ها مدلند. شما بايد بصيرت پيدا كنيد در دين:
ديده‌اي خواهم كه باشد شه‌شناس
تا شناسد شاه را در هر لباس.

جايي كه شبهه برايتان دارد توقف كنيد، عجله نكنيد. مامور آگاهي در خيابان دزد را از قيافه‌اش مي‌شناسد اما من و تو كه تشخيص نمي‌دهيم. وقتي توي خانه نشسته‌ايم، نمي‌توانيم تجربه پيدا كنيم. هر علمي زحمت خودش را مي‌طلبد. يك راه، مطالعه است. شما زندگي اسوه‌ها را بخوانيد؛ هم خوب‌ها و هم بدها را. مسئولان بيايند بگويند سيدمهدي بحرالعلوم كه خدمت امام زمان مي‌رسيد يا سيدبن‌طاووس چه ويژگي‌‌هايي داشته‌اند. ويژگي‌هاي كذابين را هم بگوييم. در طول تاريخ هم كذابين كم نبوده‌اند.

ما جوان‌ها شايد خيلي حال و حوصله نداشته باشيم كه برويم دنبال اين چيزها بگرديم. جوان‌ها نكته تستي مي‌خواهند.
من 3 نكته به ذهنم مي‌رسد؛ يك جمله از مرحوم شريعتي كه «اگر مي‌خواهي گير هيچ استعمارگري نيفتي، بخوان، بخوان و تا مي‌تواني بخوان». نكته ديگر از آيت‌الله حسن‌زاده آملي كه مي‌گويند «آقاجان، بايد استاد ببينيد، استاد ببينيد و استاد ببينيد». اما باز هم اين 2 تا كامل نيست؛ سومي جمله زيبايي است كه مرحوم مطهري راجع به پدرش گفته؛ «پدرم مردي بود دنيا ديده و حرف‌هاي مختلف شنيده». يعني هم بايد مطالعه كرد، هم بايد استاد ديد و هم آدم بايد جامعه‌اش را بشناسد، پرسه بزند. اين 3 تا كار را بايد جوان‌ها بكنند، نمي‌كنند؟ خب، چوب بخورند! قبر فشار مي‌آورد، در برزخ پوستشان كنده مي‌شود.

اينها كه نشد نكته تستي!
نكته تستي شايد آدم را در كنكور قبول كند اما عالم و باسواد نمي‌كند. مولوي مي‌گويد تا خر باشد خرسوار هم هست. ولي انسان را خدا مستوي‌‌القامه آفريد؛ نه فقط صورتش بلكه حقيقتش هم مستوي‌القامه است. اما اگر مثل حمار شد، سوارش مي‌شوند. چرا سوار نشوند؟ آگاهي مقدمه بيداري است. راه ديگري وجود ندارد؛ نه ساندويچ است كه بخوريد، نه پماد است كه بماليد، نه قرص است. آيت‌الله حسن‌زاده آملي كه در كره زمين مانند ندارد، مي‌گويد؛ ما با جان كندن اين مسائل را فهميده‌ايم.

از آن‌ور هم؛
جواهرفروشان به كنجي خموش
چه گرم است بازار شلغم‌فروش.

چرا؟ چون بودجه مردم كم است. شلغم را همه مي‌توانند بخرند و بخورند اما جواهر را نه. آن بودجه ديگري مي‌خواهد. بودجه‌اش چيست؟ الا من اتي الله بقلب سليم؛ دل پاك.

 

Copyright © 1999-2012 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست