|
به سايت
اطلاعات.نت |
صفحه اول
|
روزنامه ها
| گروهاي
سياسی|
ادب و هنر |
راديو | موسيقی
| تلويزيون
| فايل هاي
صوتی |
|
پیشنهاد
نهضت آزادی ایران در مورد نظارت
بینالمللی بر انتخابات
نهضت آزادی ایران با تاکید بر این نکته که
فقهای كنونی شورای نگهبان با رد صلاحیت
جمع كثیری از نامزدها، با ادعای عدم
التزام عملی آنان به دین اسلام و حتی نسبت
دادن ارتداد به بعضی از نامزدهای
انتخاباتی عملا از عدالت خارج شده،
صلاحیتشان را از دست دادهاند و باید
استعفا دهند یا معزول شوند، خواستار اجماع
نیروهای سیاسی دمكراسیخواه ایران در مورد
نظارت بینالمللی بر فرآیند انتخابات شد.
و
اذا حكمتم بین الناس ان تحكموا بالعدل
انتخابات مجلس هشتم در شرایطی پیش روی ملت
شریف ایران قرار دارد كه نظام جمهوری
اسلامی ایران
در
آستانهی نوروز هزار و سیصد و هشتاد و شش
خورشیدی، مقام رهبری بنا به سنت چندین سال
گذشته، با اعلام سال 86 به نام "سال اتحاد
ملی، انسجام اسلامی"، مسوولان كشور را به
ضرورت غیر قابل انكار درك صریح از
بحرانهای داخلی و بینالمللی پیش رو
انذار دادند. اما عملكرد تمامیتخواهان
حاكم تا این زمان از سال، هیچ نسبتی با
اتحاد ملی و انسجام اسلامی نداشته است.
سركوب گستردهی جنبشهای اجتماعی و سیاسی،
بازداشت فعالان سیاسی، دانشجویی، حقوق
بشری، زنان، معلمان، فقرای گنابادی،
ممانعت از برگزاری تجمعهای قانونی احزاب
و گروههای سیاسی، مذهبی و اجتماعی و حتی
جلوگیری از برگزاری نمازهای جمعه، عید فطر
و عید قربان متعلق به جریانهایی كه به
گونهای متفاوت با تمامیتخواهان در
عرصهی دین و سیاست میاندیشند ـ و در نظر
ایشان نه تنها دینداری تعارضی با
آزادیخواهی، عدالتطلبی و تأكید بر حقوق
بشر ندارد كه میان آنها، سازگاری مناسبی
وجود دارد ـ كارنامهای از تمامیتخواهان
برجا گذارده است كه نهتنها در حوزهی
سیاست، كه در حوزهی دینداری نیز،
نمرهای مثبت برای حاكمیتی كه ادعای اسلام
و دینداری دارد، نمیتوان قایل شد. حتی
میتوان اینگونه تحلیل كرد كه چنین
نحوهی عملكرد یادآور فرقهگراییهای
انحرافآمیزی است كه تاریخ شیعه بارها با
آنها روبرو بوده است و این بار نیز به نظر
میرسد كه شاهد تجلی نوعی از تشیع
غیراصولی مبتنی بر قرائت تمامیتخواهانهی
جناح غیر خردگرای جریان موسوم به اصولگرا
یا مدعی اصول گرایی هستیم. تفكری كه با
برجسته كردن افراطی و غلوآمیز جایگاه
نظریهی "ولایت فقیه" ـ كه بنا بر نظر
رهبر فقید انقلاب، فرعی از فروع دین است ـ
آن هم با تفسیری استبداد محور كه خود
ارایه میدهد و قایل شدن تسلط این نظریه
بر سایر اصول و فروع دین اسلام، تا آنجا
پیش میرود كه نماینده ولیفقیه در حوزه
مقاومت بسیج تهران بزرگ تصریح میكند كه
"اسلام بدون ولایت ناقص است". گویی این
جریان میخواهد، به هر طریق ممكن، از
تحكیم موقعیت و منافعش خاطر جمع باشد و
دریغا كه طرفداران معدود و مطلقگرای این
بینش گویا تجربه و سرنوشت تاریخی
نحلههایی مانند " اسماعیلیه " ، " غالیه
و مفوضه " را به فراموشی سپردهاند.
متاسفانه، در قبال چنین اقداماتی كه موجب
وهن دین مبین اسلام و برخلاف منافع ملی
است، مقام رهبری سكوت كرده، با عدم عنایت
لازم به جایگاه حقوقی و حقیقیآن مقام به
اصلاح امور نپرداخته و حتی نظرات خویش را
در هالهای از ابهام قرار دادهاند.
بیانات دبیر محترم شورای نگهبان قانون
اساسی درباره آن كه اصل برائت پشتوانهی
حقوقی ندارد و صلاحیت
•
اصل برائت، كه در اصل سی و هفتم قانون
اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد تأكید
قرار گرفته است،
•
اگرچه ماده 3 قانون انتخابات مجلس صراحت
دارد كه « نظارت بر انتخابات مجلس شورای
اسلامی به عهده شورای نگهبان میباشد.
این نظارت استصوابی، عام و در تمام مراحل
در كلیه امور مربوط به انتخابات جاری است
»، در تبصرهی ماده 50 آن قانون مقرر شده
است كه رد صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس
شورای اسلامی باید مستند به قانون و
براساس مدارك و اسناد معتبر باشد. این
قید، موید آن است كه اولاً،
•
در بیان اهمیت وجود و تداوم شرط عدالت در
فقیه ، عموم فقهای امامیه بر این باورند
كه فقیهى كه از عدالت ساقط شود، خود از
قضاوت مىافتد و حتی بدون آن كه استعفا
دهد، خود به خود معزول مىشود و ملت هم
باید او را كنار بگذارند.
با
توجه به موارد بالا، باید به یاد داشت كه
شرط عدالت برای مقامات فقهی مندرج در
قانون اساسی، از جمله فقهای محترم شورای
نگهبان، با توجه به موقعیت حساسی كه این
مقامات در جامعه دارند، در حیطهی شمول
گستردهتری قرار میگیرد و علاوه بر
حوزهی قانون، اخلاقیات و اصطلاحاً عرف را
هم شامل میشود. حتی رفتارهای ظاهری آنان
نیز موثر در تداوم این شرط فرض شده است.
كلیهی مقامات فقهی مورد اشاره در قانون
اساسی باید توجه داشته باشند كه ایراد
برخی سخنان یا نظرات و انجام دادن برخی
افعال و تصمیمگیریها میتواند موجبات
به
قطعیت میتوان ادعا كرد كه فقهای كنونی
شورای نگهبان با رد صلاحیت جمع كثیری از
نامزدها، با ادعای عدم التزام عملی آنان
به دین اسلام و حتی نسبت دادن ارتداد به
بعضی از نامزدان ـ كه از مقولهی تهمت و
ایراد افترا تلقی میشود و این مورد به
موجب قانون مجازات اسلامی از جمله جرایم
قابل كیفر محسوب میشود ـ عملا از عدالت
خارج شده، صلاحیتشان را از دست دادهاند و
باید استعفا دهند یا معزول شوند.
•
نهضت آزادی ایران، با تأكید بر مفاد
اعلامیهی جهانی حقوق بشر، باور دارد كه
حقوق بشر حقوقی طبیعی، فطری و انسانی است
كه نقض آنها سلامت مادی و معنوی زندگی بشر
را به مخاطره میاندازد. مفاد این اعلامیه
حداقلهای كرامت انسانی را ـ كه عدول از
آنها هیچ توجیه عقلی، شرعی و عرفی ندارد
ـ بیان میكند، در مورد مصادیق این حقوق،
میتوان به حق برابری انسانها، فارغ از
تمایزات نژادی، عقیدتی، سیاسی و جنسیتی،
حق برخورداری از امنیت، صلح، آموزش، آزادی
اندیشه، آزادی بیان، اصل برائت، حق تشكیل
تجمعها و سازمانهای مسالمت آمیز، حق
شركت در حكومت و حق دادرسی عادلانه اشاره
داشت. همچنین، حق دادخواهی در محاكم قضایی
صالح ملی و جواز همكاریهای ملی و
بینالمللی نیز در زمره حقوق شناخته
شدهی شهروندان قرار دارد. از جملهی این
همكاریها نظارت بینالمللی بر انتخابات
محسوب میشود.
نهضت آزادی ایران با عنایت به موارد یاد
شده و به منظور برون رفت از بنبست كنونی
و رفع یا كاهش بحرانهای عظیم داخلی و
بینالمللی در زمینههای اقتصادی، سیاسی و
امنیتی، كه ملت و نظام ایران با آنها
روبروست، اعلام میكند كه:
1-
تن دادن به حاكمیت قانون، پذیرش
مردمسالاری و رعایت حداقلهای حقوق بشری
و حقوق و آزادیهای بنیادین مورد تأكید
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باید
سرفصل تمامی سیاستگذاریهای رسمی قرار
گیرد و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و
منصفانه بدیهیترین گام در این راستا
ارزیابی میشود. نخستین اقدام در این
خصوص، پرهیز از تنگنظری و قانون گریزی در
احراز صلاحیت كاندیداها و لغو نظارت
استصوابی، به صورتی كه در سالهای اخیر
اعمال شده است، میباشد. احراز صلاحیت
داوطلبان نمایندگی مردم در مجلس، به عنوان
وكلای مردم در اجرای امور مربوط به آنان،
تنها در صلاحیت موكلان یعنی مردم است.
وظیفه شورای نگهبان نیز، مطابق اصل 99
قانون اساسی، نظارت بر فرایند انتخابات
برای جلوگیری از تقلب، فساد و اعمال نظر
افراد و گروههای ذی نفوذ در تضییع حقوق
مردم است. شورای نگهبان تنها محق به احراز
عدم صلاحیت است نه احراز صلاحیت. بدیهی
است كه این كار نیز باید براساس اصول
برائت و صحت انجام پذیرد. این مردم ایران
هستند كه باید با تشخیص صلاحیت افراد
امورشان را به آنان بسپارند و این امر جز
با حزبی كردن سازوكار انتخابات میسر
نمیشود. مسلم است كه اگر تعیین صلاحیت
افراد به سازمانهای غیردولتی، مانند
احزاب، سپرده شود، این نهادها برای حفظ
اعتبار، مقبولیت و مشروعیتشان ملزم به
معرفی نامزدهای واجد صلاحیت خواهند بود،
البته، این امر مغایرتی با احراز صلاحیت
نامزدها در مواردی مانند شرط سنی، عقل،
مدرك تحصیلی، عدم محكومیت موثر جزایی و
امثال آن به وسیله مراجع دولتی ندارد و
تنها مراد آن است كه حاكمیتها امكان و
وسیلهای برای تداوم مكرر حضور بلامتعارض
در صحنهی قدرت سیاسی و جلوگیری از حضور
سایر قشرها و گرایشهای فكری در این عرصه
نیابند و در واقع، امكان خودكامگی از
حاكمیت سلب شود. هدف قانونگذار از نظارت
شورای نگهبان برفرایند انتخابات حصول
اطمینان نسبت به اجرای صحیح انتخابات و
جلوگیری از اعمال نظر صاحبان قدرت، به
ویژه دستگاه اجرایی، در مخدوش شدن اراده
جمعی ملت در تعیین سرنوشت خود و حفاظت از
آزادی ملت بوده است، نه اینكه شورای
نگهبان وارونه عمل كرده، انتخابات را دو
مرحلهای كند، به گونهای كه در مرحله
نخست، همه افرادی را كه به لحاظ سیاسی
مطابق میل خودش یا حكومتگران نمییابد حذف
و تنها معدودی از افراد وابسته به جناح
مورد نظرش را واجد صلاحیت معرفی نماید؛
یعنی انتخابات را فرمایشی كرده، از ورود
نمایندگان واقعی ملت به مجلس یا نشستن فرد
مورد علاقه و اعتماد مردم
2-
گام موثر بعدی در این باره، ایفای تعهدات
بینالمللی نظام جمهوری اسلامی ایران در
انطباق با استانداردهای حقوق بشری است كه
از جملهی آنها منشور راجع به معیارهای
انتخابات آزاد و منصفانه مصوب اجلاس یكصد
و پنجاه و چهارم شورای اتحادیهی
بینالمجالس به تاریخ 26 مارس 1994 است كه
نمایندگان پارلمانهای 112 كشور جهان،
ازجمله نمایندگان دوره چهارم مجلس شورای
اسلامی ایران، در آن شركت داشتهاند. در
آن منشور، معیارهایی برای برگزاری
انتخابات آزاد و منصفانه پیشنهاد گردیده و
از دولتها خواسته شده است كه آنها را
رعایت كنند. به موجب این سند، كشورهای
(دولتهای) امضا كننده تأكید داشتهاند كه
اقتدار حكومت باید به انتخابات ادواری و
واقعی مبتنی به ارادهی مردم متكی باشد.
همچنین، كشورهای عضو، متعهد شدهاند كه
قوانین انتخابات را با معیارهای مصوب
تطبیق دهند و قوانینی را كه مخالف این
معیارهاست اصلاح كنند. آنها به موجب بند 1
مادهی 4 این اعلامیه اعلام كردهاند كه
" طبق تعهدات خود در حقوق بینالمللی،
حقوق و چارچوبی نهادین برای انتخابات
ادواری، واقعی، آزاد و منصفانه تضمین كنند
كه از جملهی این اقدامات فراهم كردن
امكان تشكیل و فعالیت آزاد احزاب سیاسی
محسوب میشود".
با
تأكید بر منشور یادشده، یكی از تعهدات
بینالمللی دولتها، ازجمله دولت ایران،
رعایت ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر و
ماده 25 میثاق حقوق مدنی و سیاسی است كه
براساس اسناد مذكور، هر شهروندی حق دارد
كه بدون هرگونه تبعیض و با شرایط برابر و
یكسان و براساس قوانین شفاف به مشاغل
عمومی كشور، ازجمله نمایندگی مجلس نایل
آید.
3-
فقهای شورای نگهبان، به ویژه دبیر محترم
شورا، چه پاسخی در قبال تصمیمات و
گفتههایشان در باره مومنان و شهروندانی
دارند كه بارها آنان را در خطبههای نماز
جمعه وسایر سخنرانیهای عمومی، مورد هتك
حرمت و استهزا و القاب ناشایست قرار
دادهاند یا شهروندان و مؤمنانی كه بدون
وجود هیچ حكم قانونی یا حق دفاع، با
عناوینی مانند عدم اعتقاد به اسلام،
ارتداد، عدم وفاداری به نظام جمهوری
اسلامی یا سوء شهرت در منطقه رد صلاحیت
شدهاند؟ لزومی به یادآوری ندارد كه این
آقایان بارها، در سالیان پس از پیروزی
انقلاب اسلامی، به یاران و مدیران اولیهی
انقلاب اسلامی انواع "ایسمها" را نسبت
دادهاند. آنان در زمانی كه لیبرالیسم
نوعی توهین و مترادف با ضد انقلاب بودن
تلقی میشد، مؤمنی را لیبرال و در زمانی
مومنی دیگر را كمونیست مینامیدند. شاید
بتوان تسری عنوان برانداز در اشكال متنوع
برانداز قانونی، برانداز نرم و مانند آنها
ـ كه هیچ توجیه حقوقی ندارد و اگر هم
میداشت، چون به ناروا بیان شده است از
مصادیق ایراد تهمت و افترا تلقی میشود و
در تعارض با یكی از صفات برجسته بندگان
خدا در آیه شریفهی "عن اللغو معرضون" است
و نیز محروم كردن برخی از افراد و گروهها
از حقوق شرعی و قانونی ایشان، مانند
برگزاری مراسم سیاسی و عبادی یا تشكیل
جمعیتهای سیاسی، صنفی و اجتماعی را از
جمله تصمیمگیریها و اعمال خلاف قانون و
شرع دانست كه هم شرط عدالت را در فرد
تصمیم گیرنده زیر سوال میبرد و هم
اعتبارش را در نظر عرف مخدوش میسازد كه
این مورد، در تضاد با قاعدهی مروت نیز
هست . از این رو، نهضت آزادی ایران، با
تأكید مجدد بر خروج فقهای محترم شورای
نگهبان از عدالت و توجه دادن به این نكته
كه با رفتن آنان از این نهاد، عالم اسلام
معطل نخواهد ماند و فقهای دیگری هستند كه
واجد این شرط باشند، عزل فقهای كنونی و یا
به سنتی كه در سالیان اخیر در مورد جمعی
از استادان دانشگاه معمول شده است،
بازنشستگی اجباری آنان از این سمت را
خواستار است و بدین وسیله به همه گروهها
و فعالان سیاسی نیز پیشنهاد میكند كه، به
طور رسمی و در یك اجماع فراگیر، بركناری
فقهای شورای نگهبان را به منزلهی شرط
لازم برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم
ومنصفانه خواستار شوند. بدیهی است كه با
توجه به سوابق عملكرد فقهای این شورا، در
صورتی كه تغییرات اساسی در این نهاد انجام
نیابد، هیچ امیدی به برگزاری یك انتخابات
آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت.
4-
نهضت آزادی ایران به همه فعالان و احزاب
سیاسی در ایران توصیه میكند كه در صورت
رد غیرقانونی صلاحیت نامزدها، با استناد
به مادهی 570 قانون مجازات اسلامی، به
طور گسترده علیه شورای نگهبان و افراد
دخیل در این امر نسبت به طرح شكایت كیفری،
در دادگاه ویژهی كاركنان دولت اقدام
كنند.
5-
نهضت آزادی ایران یادآور میشود كه
بنیادیترین اصلاح در سازوكار انتخابات
كشور حزبی كردن انتخابات و تصریح قوانین
جاری بر این مكانیسم خواهد بود. باید توجه
داشت كه "چشم اسفندیار" یا "پاشنه آشیل"
تمامیتخواهان و دشمنان دمكراسی در ایجاد
و ترویج فرهنگ تحزب نهفته است. بدون احزاب
واقعی و مردمی، نه دمكراسی امكان وجود
دارد و نه برگزاری انتخابات آزاد و سالم و
منصفانه میتواند تحقق یابد. از یاد نبریم
كه اصلیترین ناظران سلامت انتخابات خود
مردماند و بدون وجود احزاب مردمی مقتدر،
به مثابهی نهادهای جامعهی مدنی، هیچگاه
نظارت واقعی صورت نخواهد پذیرفت.
6-
نهضت آزادی ایران ، به حكم آیه شریفه "ان
الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما
بانفسهم" و حدیث گرانقدر "دائك فیك و
دوائك منك" ، اعتقاد راسخ دارد كه هرگونه
اصلاح قوانین، ساختارها، منشها و رفتارها
باید در وهله اول درون زا باشد، یعنی از
درون كشور، با اراده و همت ساكنان همین
مرز و بوم و در چارچوب نظام موجود صورت
گیرد و تنها در شرایط اضطرار به امكانات و
ظرفیتهای قانونی برونی و بینالمللی
دستیازی شود. متأسفانه عملكرد اعضای كنونی
شورای نگهبان در خلال سالیان اخیر هیچ
كورسویی از امیدواری به برگزاری یك
انتخابات سالم و مردمی را بر جا نگذاشته
است، به گونهای كه حتی برخی از
بلندپایگان درون حكومت نیز شدیداً معترض
شدهاند، و به رغم تساهلی كه نیروهای
اصلاحطلب در این سالها در رفتارشان بروز
دادهاند، هیچ نتیجهای حاصل نشده است.
نهضت آزادی ایران، با این باور و ارزیابی
از شرایط سیاسی جاری كه مقامات داخلی دخیل
در برگزاری انتخابات، اعم از شورای نگهبان
و وزارت كشور از پذیرش حقوق ملت در مورد
انتخابات آزاد همواره سر باز زدهاند و
حاضر به همكاری داوطلبانه برای حل این
بحران نبوده، مانند دو تیغهی یك قیچی، از
دو سو به رد صلاحیت كاندیداها و نقض حقوق
انتخاباتی اهتمام دارند و از سوی دیگر، با
یادآوری این موضوع كه فرآیند
نهضت آزادی ایران، با عنایت به مواد 4 و 6
اعلامیه یادشده، بر تعاریف زیر تأكید دارد
:
1-
نظارت بینالمللى بر انتخابات یعنى
گردآورى سازمانمند، جامع و دقیق اطلاعات
مربوط به قوانین، فرآیندها
2-
این نظارت معطوف به روند كلی انتخابات است
و موضوع آن نتیجهی معینی از انتخابات
نیست، بدین معنا كه فقط تا آنجا با نتایج
سر و کار دارد که آنها بهطور صادقانه و
دقیق و در چارچوبی شفاف و از لحاظ زمانی
معقول گزارش شوند.
نهضت آزادی ایران ، با پایبندی به مشی
همیشگی اصلاحطلبی و راهبرد ثابت تقویت
فرایند دموكراسی، هیچگاه به امر انتخابات
بیتوجه نبوده است و از این رو در صحنهی
انتخابات پیشرو نیز حضور خواهد داشت و به
رسالت آگاهی بخشی خویش در راستای فریضهی
امر به معروف ونهی از منكر عمل خواهد كرد.
از سوی دیگر، یك بار دیگر تأكید میكند كه
حضور در انتخابات را هرگز به معنای شركت
در همه مراحل انتخابات و سهمخواهی از
قدرت سیاسی در شرایط كنونی ارزیابی
نمیكند و از این رو به فقهای شورای
نگهبان، یا هر مقام رسمی دیگر، توصیه
میكند كه از ایراد هرگونه سخن، اتخاذ هر
تصمیم و یا انجام هر عملی كه در تعارض با
ارزشهای مندرج در قانون اساسی تلقی شود،
خودداری كنند و در غیر این صورت، یقین
بدانند، حافظهی تاریخی ملتی كه نهال
حاكمیت قانون مبتنی بر آرمانهای
آزادیخواهی و عدالتطلبی را با خون
عزیزترین فرزندانش در طول یك صد سال گذشته
آبیاری كرده است، چنین تعدی و اهانتی را
هرگز به فراموشی نخواهد سپرد .
نهضت آزادی ایران |
|
Copyright © 1999-2012 Ettelaat Network, All Rights
Reserved |