به سايت اطلاعات.نت
خوش آمديد
 

صفحه اول | روزنامه ها | گروهاي سياسی| ادب و هنر | راديو | موسيقی | تلويزيون | فايل هاي صوتی
اينتر نت | كامپيوتر | مقالات مذهبی | ورزشی |  تاريخ وفرهنگ| تماس با ما| بایگانی

پیشنهاد نهضت آزادی ایران در مورد نظارت بین‌المللی بر انتخابات

نهضت آزادی ایران با تاکید بر این نکته که فقهای كنونی شورای نگهبان با رد صلاحیت جمع كثیری از نامزدها، با ادعای عدم التزام عملی آنان به دین اسلام و حتی نسبت دادن ارتداد به بعضی از نامزدهای انتخاباتی عملا از عدالت خارج شده، صلاحیتشان را از دست داده‌اند و باید استعفا دهند یا معزول شوند، خواستار اجماع نیروهای سیاسی دمكراسی‌خواه ایران در مورد نظارت بین‌المللی بر فرآیند انتخابات شد.

و اذا حكمتم بین الناس ان تحكموا بالعدل
« و چون در میان مردم به داوری نشستید، عدالت پیشه سازید »

انتخابات مجلس هشتم در شرایطی پیش روی ملت شریف ایران قرار دارد كه نظام جمهوری اسلامی ایران
با شدیدترین تهدیدها و بحران‌های مختلف در بیست و نه سال گذشته روبرو است. از یك سو، دولت‌های غربی
و اسراییل بر آرایش نظامی و تحریم‌های سیاسی و اقتصادی گسترده‌تری تأكید می‌ورزند و از سوی دیگر، معضلات اقتصادی، افزایش‌های مكرر و سرسام‌آور قیمت‌ها، بحران بنزین و ناكارآمدی طرح سهمیه‌بندی ناشی از عملكرد غیر كارشناسانه‌ دولت نهم و مجلس هفتم، فقدان توجیه اقتصادی و مالی برای فعالیت‌های تولیدی، گرایش روزافزون سیاست‌های پولی و اعتباری بانك‌ها و دولت به ورود كالاهای مصرفی و رشد نابسامان نقدینگی در كشور و نیز نقض فراگیر حقوق و آزادی‌های بنیادین سیاسی و اجتماعی و تمایل غیر قابل انكار دولت نهم در امنیتی كردن فضای جامعه تصویرگر وضعیت و فضایی است كه كشور و ملت شریف ایران را در بر گرفته است.

در آستانه‌ی نوروز هزار و سیصد و هشتاد و شش خورشیدی، مقام رهبری بنا به سنت چندین سال گذشته، با اعلام سال 86 به نام "سال اتحاد ملی، انسجام اسلامی"، مسوولان كشور را به ضرورت غیر قابل انكار درك صریح از بحران‌های داخلی و بین‌المللی پیش رو انذار دادند. اما عملكرد تمامیت‌خواهان حاكم تا این زمان از سال، هیچ نسبتی با اتحاد ملی و انسجام اسلامی نداشته است. سركوب گسترده‌ی جنبش‌های اجتماعی و سیاسی، بازداشت فعالان سیاسی، دانشجویی، حقوق بشری، زنان، معلمان، فقرای گنابادی، ممانعت از برگزاری تجمع‌های قانونی احزاب و گروه‌های سیاسی، مذهبی و اجتماعی و حتی جلوگیری از برگزاری نمازهای جمعه، عید فطر و عید قربان متعلق به جریان‌هایی كه به گونه‌ای متفاوت با تمامیت‌خواهان در عرصه‌ی دین و سیاست می‌اندیشند ـ و در نظر ایشان نه تنها دین‌داری تعارضی با آزادی‌خواهی، عدالت‌طلبی و تأكید بر حقوق بشر ندارد كه میان آنها، سازگاری مناسبی وجود دارد ـ كارنامه‌ا‌ی از تمامیت‌خواهان برجا گذارده است كه نه‌تنها در حوزه‌ی سیاست، كه در حوزه‌ی دین‌داری نیز، نمره‌ای مثبت برای حاكمیتی كه ادعای اسلام و دین‌داری دارد، نمی‌توان قایل شد. حتی می‌توان این‌گونه تحلیل كرد كه چنین نحوه‌ی عملكرد یادآور فرقه‌گرایی‌های انحراف‌آمیزی است كه تاریخ شیعه بارها با آنها روبرو بوده است و این بار نیز به نظر می‌رسد كه شاهد تجلی نوعی از تشیع غیراصولی مبتنی بر قرائت تمامیت‌خواهانه‌ی جناح غیر خردگرای جریان موسوم به اصول‌گرا یا مدعی اصول گرایی هستیم. تفكری كه با برجسته كردن افراطی و غلوآمیز جایگاه نظریه‌ی "ولایت فقیه" ـ كه بنا بر نظر رهبر فقید انقلاب، فرعی از فروع دین است ـ آن هم با تفسیری استبداد محور كه خود ارایه می‌دهد و قایل شدن تسلط این نظریه بر سایر اصول و فروع دین اسلام، تا آن‌جا پیش می‌رود كه نماینده ولی‌فقیه در حوزه مقاومت بسیج تهران بزرگ تصریح می‌كند كه "اسلام بدون ولایت ناقص است". گویی این جریان می‌خواهد، به هر طریق ممكن، از تحكیم موقعیت و منافعش خاطر جمع باشد و دریغا كه طرفداران معدود و مطلق‌گرای این بینش گویا تجربه‌ و سرنوشت تاریخی نحله‌هایی مانند " اسماعیلیه " ، " غالیه و مفوضه " را به فراموشی سپرده‌اند. متاسفانه، در قبال چنین اقداماتی كه موجب وهن دین مبین اسلام و برخلاف منافع ملی است، مقام رهبری سكوت كرده، با عدم عنایت لازم به جایگاه حقوقی و حقیقیآن مقام به اصلاح امور نپرداخته و حتی نظرات خویش را در هاله‌ای از ابهام قرار داده‌ا‌ند.

بیانات دبیر محترم شورای نگهبان قانون اساسی درباره آن كه اصل برائت پشتوانه‌ی حقوقی ندارد و صلاحیت
و شایستگی افراد برای نمایندگی مجلس باید به وسیله آن شورا احراز شود و اصل احراز صلاحیت است، نه برائت، اظهار نظر سخنگوی محترم شورای نگهبان مبنی بر این كه « رد صلاحیت شده‌های دوران گذشته باز هم رد صلاحیت خواهند شد »، نظرات رییس ستاد انتخابات وزارت كشور ـ آقای سردار افشار ـ كه برای احزاب سیاسی در قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی هیچ جایگاهی را قایل نشدند و سرانجام، اظهارات برخی از مسوولان وزارت كشور در این باره كه فقط احزاب رسمی ـ كه فهرست آنها اعلام شده است ـ می‌توانند در انتخابات شركت كنند، نهضت آزادی ایران را بر آن داشت تا به ارزیابی وضعیت حاكم بر انتخابات پیش‌رو و عملكرد شورای نگهبان و راه‌های خروج از بن‌بست كنونی بپردازد.

• اصل برائت، كه در اصل سی و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد تأكید قرار گرفته است،
نه تنها یكی از معدود اصول حقوقی است كه لااقل در صد سال گذشته در تمامی نظام‌های حقوقی كشورهای توسعه یافته مورد عنایت و تایید بوده است، بلكه دارای پشتوانه‌های فقهی فراوان مشتمل بر آیات شریفه‌ی قرآن، سنت پیامبر (ص) و سیره پیشوایان شیعه (ع) نیز می‌باشد و در كتاب‌های معتبر فقه و اصول از آن به " اصاله‌البرائه و اصاله‌الصحه " یاد شده است. بر اساس این اصول، اصل بر بی‌گناهی، صلاحیت و صحت اعمال افراد است و احراز صلاحیت افراد نه یك اصل شرعی و قانونی كه یك قاعده‌ی عقلی است. هر طلبه‌ی حوزه‌های علمیه هم می‌داند كه میان اصول و قواعد، اصول از اولویت برخوردارند. از این رو، برخلاف نظر دبیر محترم شورای نگهبان، اصول برائت و صحت در عرض و در تنافی یا تعارض با قاعده‌ی عقلی " احراز شایستگی " قرار ندارند. بلكه احراز صلاحیت به مثابه‌ی قاعده‌ای است كه باید بر اساس اصول برائت و صحت مورد ارزیابی و پذیرش قرار گیرد. اهمیت این اصول در حدی است كه بنا به روایات معتبر، داشتن ظن و گمان بد به افراد گناه، و حتی بنا به روایاتی گناه كبیره، دانسته شده است. از این رو، بدیهی است كه شرایطی كه قوانین عادی، از جمله قانون انتخابات مجلس، برای صلاحیت افراد ذكر كرده‌اند، از یك سو نباید با اصول قانون اساسی، از جمله اصل برائت، معارض باشد و از سوی دیگر، اصل بر وجود این شرایط در همه آحاد ملت است، مگر خلاف آن ثابت شود. بنابراین، در احراز شرایطی مانند " اعتقاد به اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران" یا " ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه‌ی فقیه "، درج این شرایط در یك قانون عادی، مانند قانون انتخابات، با اصل بیست و سوم قانون اساسی در تعارض‌ است و از مصادیق تفتیش عقاید محسوب می‌شود. از سوی دیگر، این شرایط از جمله امور ذهنی هستند كه در حیطه‌ی شناخت و داوری دقیق نمی‌توانند قرار گیرند و در احراز آن‌ها باید اصل بر برائت گذاشته شود و عدم اعتقاد افراد به نظام و یا قانون اساسی باید به عنوان استثناء تلقی شود. از این رو، با توجه به آن كه نفی شایستگی افراد برای نامزدی در انتخابات مجلس نوعی محرومیت از حقوق اجتماعی است و در زمره‌ی مجازات‌ها و اقدام‌های تامینی قرار می‌گیرد، به حكم قضایی قطعی مبتنی بر قانون، اصول و موازین مسلم حقوقی نیاز دارد و محروم كردن شهروندان ایرانی از هر یك از حقوق و آزادی‌های قانونی‌شان، بدون حكم قضایی، از جمله مصادیق جرم موضوع ماده‌ی 570 قانون مجازات اسلامی بوده، قابل پیگرد كیفری است. گواهی كه بر این مدعا می‌توان ذكر كرد تبصره‌ی ماده 50 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی است كه مقرر می‌دارد: « رد صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی باید مستند به قانون و براساس مدارك و اسناد معتبر باشد. » بدیهی است كه عبارت " مستند به قانون و براساس مدارك و اسناد معتبر " حكایت از نوعی بررسی و رسیدگی دارد كه در آن باید حقوق دفاعی فرد و جامعه محفوظ بماند و با عنایت به جایگاه و وظایف ویژ‌ه‌ای كه قانون تنها برای قوه‌ی قضاییه و تفكیك و استقلال این قوه از قوه‌ی مجریه قایل شده است، اثبات گناه‌كاری یا عدم صحت اعمال آحاد ملت، در مواردی كه عنوان انتسابی جنبه‌ی اتهام كیفری داشته باشد، تنها از این مجرا می‌تواند صورت پذیرد. به عنوان مثال، یكی از شرایط صلاحیت، داشتن مدرك تحصیلی است. حال ممكن است كه كاندیدایی مدرك تحصیلی‌اش را ارایه كند و فردی مدعی جعلی بودن آن شود. در این مورد، آیا به جز حكم قضایی در خصوص جعلی بودن مدرك یاد شده می‌توان مستند دیگری قایل شد؟

• اگرچه ماده 3 قانون انتخابات مجلس صراحت دارد كه « نظارت بر انتخابات مجلس شورای اسلامی به ‌عهده شورای نگهبان می‌باشد. این نظارت استصوابی، عام و در تمام مراحل در كلیه امور ‌مربوط به انتخابات جاری است »، در تبصره‌ی ماده 50 آن قانون مقرر شده است كه رد صلاحیت داوطلبان نمایندگی مجلس شورای اسلامی باید مستند به قانون و براساس مدارك و اسناد معتبر باشد. این قید، موید آن است كه اولاً،
واژه‌ی استصوابی هرگز به معنای وجود حق تفسیر به رای و غیرمبتنی موازین حقوقی و قضایی نیست، بدین معنا كه این نحو از نظارت متضمن نوعی صلاحدید خواهی بوده، جنبه‌ی مشورتی دارد، نه تكلیفی؛ ثانیاً، این واژه فاقد بار حقوقی شناخته شده‌ای است؛ ثالثاً، با توجه به ماده 48 آن قانون، شورای نگهبان مجاز نیست كه از مرجع دیگری جز چهار مرجع نام برده شده در آن ماده برای احراز صلاحیت یا عدم آن استعلام كند. بنابراین، صلاحیت‌ نامزدها تنها باید از چهار مرجع قانونی استعلام شود و استنباط‌های شخصی یا گروهی نباید ملاك قرار گیرد. بدیهی است كه این مراجع نیز انحصاراً در چارچوب موازین قانونی و معیارهای قضایی دادرسی عادلانه محق به انتساب امری كه می‌تواند موجبات رد صلاحیت نامزدی را فراهم كند، هستند. نكته‌ی قابل تأمل آن است كه حتی مراجع یاد شده نیز، در ارایه‌ی پاسخ، مقید به احتراز از اعمال نظرات و سلایق فردی و گروهی هستند و در مواردی كه موضوع جنبه‌ی اتهام كیفری دارد، اعلام نظرشان باید مستند به حكم قضایی باشد. به عنوان مثال، اگر یكی از مراجع چهارگانه اعلام ‌كند كه فرد " الف " وابسته به حزب " ب " است، از آن‌جا كه این امر از جمله امور تبیینی و نه استنتاجی است، این اعلام نظر در چارچوب صلاحیت قانونی مرجع یاد شده صورت پذیرفته است. اما، اگر همین مرجع اعلام كند كه كاندیدای " الف " عضو حزب غیرقانونی " ب " یا مرتد یا برانداز است، در صورتی كه حكم قضایی قطعی در این خصوص، موجود نباشد، چنین اعلام نظری خارج از حیطه‌ی صلاحیت آن مرجع ارزیابی خواهد شد، چرا كه انتساب و اثبات مواردی این چنین، كه بار اتهامی دارد و واجد جنبه‌ی استنتاجی است، تنها می‌تواند از طریق دستگاه قضایی صالح انجام گیرد. البته، در این جا مشكل دیگری نیز وجود دارد كه به تبصره 3 ماده 52 قانون انتخابات مجلس باز می‌گردد. به موجب این تبصره، به هیات‌های نظارت منصوب شورای نگهبان حق داده شده است كه افرادی را كه به وسیله هیات‌های اجرایی منتخب وزارت كشور تأیید شده‌اند رد صلاحیت كند. اگرچه این تبصره به هیچ وجه دلالت بر آن ندارد كه هیات‌های نظارت اختیار اعمال این حق را فارغ از قاعده‌ی مندرج در تبصره‌ی ماده‌ی 50 داشته باشند ـ و از این رو، رد صلاحیت‌ها از سوی هیات‌های منصوب شورای نگهبان نیز باید مستند به دلایل محكمه‌پسند باشد ـ وجود این امتیاز برای شورای نگهبان و نهادهای زیر مجموعه‌اش مرز میان اجرا و نظارت را مخدوش می‌سازد. حال اگر به این قاعده‌ی حقوقی قایل باشیم كه الفاظ محمول‌ بر معانی عرفیه‌اند، تفاوت بارز میان اجرا و نظارت و در نتیجه، مرز وظایف و مسئولیت‌های نهاد اجرایی و نهاد نظارتی آشكار می‌شود. حتی تفسیر شورای نگهبان از اصل نود و نهم قانون اساسی نیز نمی‌تواند مغایر با عرف و قواعد مسلم حقوقی باشد و در صورت تعارض از اعتبار برخوردار نخواهد بود. مضافا آن كه اگر تفسیر قانون را نوعی داوری در معنای عام تلقی كنیم، تسری اصل نود و نهم قانون اساسی به مواردی كه موضوع مورد تفسیر امری راجع به شورای نگهبان است، این نهاد را از بی‌طرفی خارج می‌سازد و از موجبات عدم صلاحیت مقام بررسی‌كننده تلقی می‌شود.

• در بیان اهمیت وجود و تداوم شرط عدالت در فقیه ، عموم فقهای امامیه بر این باورند كه فقیهى كه از عدالت ‏ساقط شود، خود از قضاوت مى‏افتد و حتی بدون آن كه استعفا دهد، خود به خود معزول مى‏شود و ملت هم باید او را كنار بگذارند.

با توجه به موارد بالا، باید به یاد داشت كه شرط عدالت برای مقامات فقهی مندرج در قانون اساسی، از جمله فقهای محترم شورای نگهبان، با توجه به موقعیت حساسی كه این مقامات در جامعه دارند، در حیطه‌ی شمول گسترده‌تری قرار می‌گیرد و علاوه بر حوزه‌ی قانون، اخلاقیات و اصطلاحاً عرف را هم شامل می‌شود. حتی رفتارهای ظاهری آنان نیز موثر در تداوم این شرط فرض شده است. كلیه‌ی مقامات فقهی مورد اشاره در قانون اساسی باید توجه داشته باشند كه ایراد برخی سخنان یا نظرات و انجام دادن برخی افعال و تصمیم‌گیری‌ها می‌تواند موجبات
وارد شدن خدشه به عدالت ایشان را فراهم آورد و بنا بر دیدگاه رهبر فقید انقلاب، به مردم هم حق دهد كه فقیه
غیر عادل را بر كنار كنند.

به قطعیت می‌توان ادعا كرد كه فقهای كنونی شورای نگهبان با رد صلاحیت جمع كثیری از نامزدها، با ادعای عدم التزام عملی آنان به دین اسلام و حتی نسبت دادن ارتداد به بعضی از نامزدان ـ كه از مقوله‌ی تهمت و ایراد افترا تلقی می‌شود و این مورد به موجب قانون مجازات اسلامی از جمله جرایم قابل كیفر محسوب می‌شود ـ عملا از عدالت خارج شده، صلاحیتشان را از دست داده‌اند و باید استعفا دهند یا معزول شوند.

• نهضت آزادی ایران، با تأكید بر مفاد اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، باور دارد كه حقوق بشر حقوقی طبیعی، فطری و انسانی است كه نقض آنها سلامت مادی و معنوی زندگی بشر را به مخاطره می‌اندازد. مفاد این اعلامیه حداقل‌های كرامت انسانی را ـ كه عدول از آن‌ها هیچ توجیه عقلی، شرعی و عرفی ندارد ـ بیان می‌كند، در مورد مصادیق این حقوق، می‌توان به حق برابری انسان‌ها، فارغ از تمایزات نژادی، عقیدتی، سیاسی و جنسیتی، حق برخورداری از امنیت، صلح، آموزش، آزادی اندیشه، آزادی بیان، اصل برائت، حق تشكیل تجمع‌ها و سازمان‌های مسالمت آمیز، حق شركت در حكومت و حق دادرسی عادلانه اشاره داشت. همچنین، حق دادخواهی در محاكم قضایی صالح ملی و جواز همكاری‌های ملی و بین‌المللی نیز در زمره حقوق شناخته شده‌ی‌ شهروندان قرار دارد. از جمله‌ی این همكاری‌ها نظارت بین‌المللی بر انتخابات محسوب می‌شود.

نهضت آزادی ایران با عنایت به موارد یاد شده و به منظور برون رفت از بن‌بست كنونی و رفع یا كاهش بحرانهای عظیم داخلی و بین‌المللی در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی، كه ملت و نظام ایران با آنها روبروست، اعلام می‌كند كه:

1- تن دادن به حاكمیت قانون، پذیرش مردم‌سالاری و رعایت حداقل‌های حقوق بشری و حقوق و آزادی‌های بنیادین مورد تأكید قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران باید سرفصل تمامی سیاست‌گذاری‌های رسمی قرار گیرد و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه بدیهی‌ترین گام در این راستا ارزیابی می‌شود. نخستین اقدام در این خصوص، پرهیز از تنگ‌نظری و قانون گریزی در احراز صلاحیت كاندیداها و لغو نظارت استصوابی، به صورتی كه در سال‌های اخیر اعمال شده است، می‌باشد. احراز صلاحیت داوطلبان نمایندگی مردم در مجلس، به عنوان وكلای مردم در اجرای امور مربوط به آنان، تنها در صلاحیت موكلان یعنی مردم است. وظیفه شورای نگهبان نیز، مطابق اصل 99 قانون اساسی، نظارت بر فرایند انتخابات برای جلوگیری از تقلب‌، فساد و اعمال نظر افراد و گروه‌های ذی نفوذ در تضییع حقوق مردم است. شورای نگهبان تنها محق به احراز عدم صلاحیت است نه احراز صلاحیت. بدیهی است كه این كار نیز باید براساس اصول برائت و صحت انجام پذیرد. این مردم ایران هستند كه باید با تشخیص صلاحیت افراد امورشان را به آنان بسپارند و این امر جز با حزبی كردن سازوكار انتخابات میسر نمی‌شود. مسلم است كه اگر تعیین صلاحیت افراد به سازمان‌های غیردولتی، مانند احزاب، سپرده شود، این نهادها برای حفظ اعتبار، مقبولیت و مشروعیتشان ملزم به معرفی نامزدهای واجد صلاحیت خواهند بود، البته، این امر مغایرتی با احراز صلاحیت نامزدها در مواردی مانند شرط سنی، عقل، مدرك تحصیلی، عدم محكومیت موثر جزایی و امثال آن به وسیله مراجع دولتی ندارد و تنها مراد آن است كه حاكمیت‌ها امكان و وسیله‌ای برای تداوم مكرر حضور بلامتعارض در صحنه‌ی قدرت سیاسی و جلوگیری از حضور سایر قشرها و گرایش‌های فكری در این عرصه نیابند و در واقع، امكان خودكامگی از حاكمیت سلب شود. هدف قانونگذار از نظارت شورای نگهبان برفرایند انتخابات حصول اطمینان نسبت به اجرای صحیح انتخابات و جلوگیری از اعمال نظر صاحبان قدرت، به ویژه دستگاه اجرایی، در مخدوش شدن اراده جمعی ملت در تعیین سرنوشت خود و حفاظت از آزادی ملت بوده است، نه این‌كه شورای نگهبان وارونه عمل كرده، انتخابات را دو مرحله‌ای كند، به گونه‌ای كه در مرحله نخست، همه افرادی را كه به لحاظ سیاسی مطابق میل خودش یا حكومتگران نمی‌یابد حذف و تنها معدودی از افراد وابسته به جناح مورد نظرش را واجد صلاحیت معرفی نماید؛ یعنی انتخابات را فرمایشی كرده، از ورود نمایندگان واقعی ملت به مجلس یا نشستن فرد مورد علاقه و اعتماد مردم
بر كرسی ریاست جمهوری جلوگیری كند و اكثریت مردم را از انتخاب آگاهانه و آزادانه محروم سازد. این نوع نظارت در تناقض آشكار با روح قانون اساسی و نیت و باور تدوین‌كنندگان آن در پاسداری از حق حاكمیت ملت ، مغایر با اصل 56 قانون اساسی و در راستای قرار دادن حق حاكمیت در جهت منافع گروهی خاص است.

2- گام موثر بعدی در این باره، ایفای تعهدات بین‌المللی نظام جمهوری اسلامی ایران در انطباق با استانداردهای حقوق بشری است كه از جمله‌ی آن‌ها منشور راجع به معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه مصوب اجلاس یك‌صد و پنجاه و چهارم شورای اتحادیه‌ی بین‌المجالس به تاریخ 26 مارس 1994 است كه نمایندگان پارلمان‌های 112 كشور جهان، ازجمله نمایندگان دوره چهارم مجلس شورای اسلامی ایران، در آن شركت داشته‌اند. در آن منشور، معیارهایی برای برگزاری انتخابات آزاد و منصفانه پیشنهاد گردیده و از دولتها خواسته شده است كه آنها را رعایت كنند. به موجب این سند، كشورهای (دولت‌های) امضا كننده تأكید داشته‌اند كه اقتدار حكومت باید به انتخابات ادواری و واقعی مبتنی به اراده‌ی مردم متكی باشد. همچنین، كشورهای عضو، متعهد شده‌اند كه قوانین انتخابات را با معیارهای مصوب تطبیق دهند و قوانینی را كه مخالف این معیارهاست اصلاح كنند. آنها به موجب بند 1 ماده‌ی 4 این اعلامیه‌ اعلام كرده‌اند كه " طبق تعهدات خود در حقوق بین‌المللی، حقوق و چارچوبی نهادین برای انتخابات ادواری، واقعی، آزاد و منصفانه تضمین كنند كه از جمله‌ی این اقدامات فراهم كردن امكان تشكیل و فعالیت آزاد احزاب سیاسی محسوب می‌شود".

با تأكید بر منشور یادشده، یكی از تعهدات بین‌المللی دولتها، ازجمله دولت ایران، رعایت ماده 21 اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده 25 میثاق حقوق مدنی و سیاسی است كه براساس اسناد مذكور، هر شهروندی حق دارد كه بدون هرگونه تبعیض و با شرایط برابر و یكسان و براساس قوانین شفاف به مشاغل عمومی كشور، ازجمله نمایندگی مجلس نایل آید.

3- فقهای شورای نگهبان، به ویژه دبیر محترم شورا، چه پاسخی در قبال تصمیمات و گفته‌هایشان در باره مومنان و شهروندانی دارند كه بارها آنان را در خطبه‌های نماز جمعه وسایر سخن‌رانی‌های عمومی، مورد هتك حرمت و استهزا و القاب ناشایست قرار داده‌‌اند یا شهروندان و مؤمنانی كه بدون وجود هیچ حكم قانونی یا حق دفاع، با عناوینی مانند عدم اعتقاد به اسلام، ارتداد، عدم وفاداری به نظام جمهوری اسلامی یا سوء شهرت در منطقه رد صلاحیت شده‌اند؟ لزومی به یادآوری ندارد كه این آقایان بارها، در سالیان پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به یاران و مدیران اولیه‌ی انقلاب اسلامی انواع "ایسم‌ها" را نسبت داده‌اند. آنان در زمانی كه لیبرالیسم نوعی توهین و مترادف با ضد انقلاب بودن تلقی می‌شد، مؤمنی را لیبرال و در زمانی مومنی دیگر را كمونیست می‌نامیدند. شاید بتوان تسری عنوان برانداز در اشكال متنوع برانداز قانونی، برانداز نرم و مانند آنها ـ كه هیچ توجیه حقوقی ندارد و اگر هم می‌داشت، چون به ناروا بیان شده است از مصادیق ایراد تهمت و افترا تلقی می‌شود و در تعارض با یكی از صفات برجسته بندگان خدا در آیه شریفه‌ی "عن اللغو معرضون" است و نیز محروم كردن برخی از افراد و گروه‌ها از حقوق شرعی و قانونی ایشان، مانند برگزاری مراسم سیاسی و عبادی یا تشكیل جمعیت‌های سیاسی، صنفی و اجتماعی را از جمله تصمیم‌‌گیری‌ها و اعمال خلاف قانون و شرع دانست كه هم شرط عدالت را در فرد تصمیم گیرنده زیر سوال می‌برد و هم اعتبارش را در نظر عرف مخدوش می‌سازد كه این مورد، در تضاد با قاعده‌ی مروت نیز هست . از این رو، نهضت آزادی ایران، با تأكید مجدد بر خروج فقهای محترم شورای نگهبان از عدالت و توجه دادن به این نكته كه با رفتن آنان از این نهاد، عالم اسلام معطل نخواهد ماند و فقهای دیگری هستند كه واجد این شرط باشند، عزل فقهای كنونی و یا به سنتی كه در سالیان اخیر در مورد جمعی از استادان دانشگاه معمول شده است، بازنشستگی اجباری آنان از این سمت را خواستار است و بدین وسیله به همه گروه‌ها و فعالان سیاسی نیز پیشنهاد می‌كند كه، به طور رسمی و در یك اجماع فراگیر، بركناری فقهای شورای نگهبان را به منزله‌ی شرط لازم برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم ومنصفانه خواستار شوند. بدیهی است كه با توجه به سوابق عملكرد فقهای این شورا، در صورتی كه تغییرات اساسی در این نهاد انجام نیابد، هیچ امیدی به برگزاری یك انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت.

4- نهضت آزادی ایران به همه فعالان و احزاب سیاسی در ایران توصیه می‌كند كه در صورت رد غیرقانونی صلاحیت نامزدها، با استناد به ماده‌ی 570 قانون مجازات اسلامی، به طور گسترده علیه شورای نگهبان و افراد دخیل در این امر نسبت به طرح شكایت كیفری، در دادگاه ویژه‌ی كاركنان دولت اقدام كنند.

5- نهضت آزادی ایران یادآور می‌شود كه بنیادی‌ترین اصلاح در سازوكار انتخابات كشور حزبی كردن انتخابات و تصریح قوانین جاری بر این مكانیسم خواهد بود. باید توجه داشت كه "چشم اسفندیار" یا "پاشنه آشیل" تمامیت‌خواهان و دشمنان دمكراسی در ایجاد و ترویج فرهنگ تحزب نهفته است. بدون احزاب واقعی و مردمی، نه دمكراسی امكان وجود دارد و نه برگزاری انتخابات آزاد و سالم و منصفانه می‌تواند تحقق یابد. از یاد نبریم كه اصلی‌ترین ناظران سلامت انتخابات خود مردم‌اند و بدون وجود احزاب مردمی مقتدر، به مثابه‌ی نهادهای جامعه‌ی مدنی، هیچ‌گاه نظارت واقعی صورت نخواهد پذیرفت.

6- نهضت آزادی ایران ، به حكم آیه شریفه "ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" و حدیث گرانقدر "دائك فیك و دوائك منك" ، اعتقاد راسخ دارد كه هرگونه اصلاح قوانین، ساختارها، منشها و رفتارها باید در وهله اول درون زا باشد، یعنی از درون كشور، با اراده و همت ساكنان همین مرز و بوم و در چارچوب نظام موجود صورت گیرد و تنها در شرایط اضطرار به امكانات و ظرفیت‌های قانونی برونی و بین‌المللی دستیازی شود. متأسفانه عملكرد اعضای كنونی شورای نگهبان در خلال سالیان اخیر هیچ كورسویی از امیدواری به برگزاری یك انتخابات سالم و مردمی را بر جا نگذاشته است، به گونه‌ای كه حتی برخی از بلندپایگان درون حكومت نیز شدیداً معترض شده‌اند، و به رغم تساهلی كه نیروهای اصلاح‌طلب در این سال‌ها در رفتارشان بروز داده‌اند، هیچ نتیجه‌ای حاصل نشده است.

نهضت آزادی ایران، با این باور و ارزیابی از شرایط سیاسی جاری كه مقامات داخلی دخیل در برگزاری انتخابات، اعم از شورای نگهبان و وزارت كشور از پذیرش حقوق ملت در مورد انتخابات آزاد همواره سر باز زده‌اند و حاضر به همكاری داوطلبانه برای حل این بحران نبوده، مانند دو تیغه‌ی یك قیچی، از دو سو به رد صلاحیت‌ كاندیداها و نقض حقوق انتخاباتی اهتمام دارند و از سوی دیگر، با یادآوری این موضوع كه فرآیند
یك دست تر شدن حاكمیت تمامیت خواه را در ایران تهدیدی جدی بر سر راه صلح و امنیت ایران و منطقه ارزیابی می‌كند و انتخابات مجلس هشتم را در این زمینه موثر می‌داند، توسل به سازوكار نظارت بین‌المللی را تنها راه عملی برون رفت از بن بست فعلی بر می‌شمارد و از این رو به همه شخصیت‌های حقوقی و حقیقی فعال در عرصه‌ی سیاست توصیه می‌كند كه در مورد امضای اعلامیه‌ی " اصول نظارت بین‌المللى بر انتخابات "، ثبت شده در تاریخ ٢۷ اکتبر ٢٠٠۵، در دبیرخانه‌ی سازمان ملل متحد و درخواست نظارت بین‌المللی از جامعه‌ی جهانی اقدام و اعلام حمایت همه‌جانبه كنند. بدیهی است كه این درخواست، با عنایت به تعهدات دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران كه در حكم قانون داخلی محسوب می‌شوند، در چارچوب درخواستی قانونی و مسالمت‌آمیز قابل ارزیابی است. تجربه‌ی كشورهایی مانند روسیه، تركیه و حتی فلسطین ـ كه بنا به خواست دولتهای آنان انتخابات توام با نظارت بین‌المللی انجام یافته است ـ نه تنها در راستای تضعیف حاكمیت ملی و اقتدار مشروع سیاسی دولتها قرار نگرفت، كه به تثبیت نظام و دولت‌های حاكم انجامید و منافع گسترده‌ای را در وجوه سیاسی و اقتصادی برایشان به همراه داشت. اگرچه، بنا به مفاد این اعلامیه، عملی شدن نظارت بین‌المللی تنها با موافقت دولت‌ها امكان‌پذیر است و نیز با آن كه شاید در فرصت باقی مانده امكانی برای اجرایی شدن این درخواست نباشد، احتمال دارد كه اجماع نیروهای سیاسی دمكراسی‌خواه ایران در مورد نظارت بین‌المللی بر فرآیند انتخابات ـ كه به همه مراحل آن، از بررسی صلاحیت‌ها تا نحوه‌ی رای‌گیری و شمارش آرا نظر دارد ـ می‌تواند در انتقال پیام و خواست ملت ایران به حاكمیت تمامیت‌خواه ایران و جامعه‌ی بین‌المللی و سوق دادن هر دو طرف به راه‌حل‌های كم‌هزینه‌تر و سودمند و برحذر داشتن هر دو طرف از ماجراجویی موثر واقع شود.

نهضت آزادی ایران، با عنایت به مواد 4 و 6 اعلامیه یادشده، بر تعاریف زیر تأكید دارد :

1- نظارت بین‌المللى بر انتخابات یعنى گرد‌آورى سازمان‌مند، جامع و دقیق اطلاعات مربوط به قوانین، فرآیندها
و نهادهاى درگیر اجراى انتخابات و دیگر عوامل مرتبط با فضاى عمومى انتخابات؛ بررسى و پردازش بی‌طرفانه و کارشناسانه‌ی این اطلاعات و نتیجه‌گیرى دربارۀ کیفیت فرایند انتخابات با استفاده از بالاترین استانداردها براى سنجش دقت اطلاعات و ارزیابى بی‌طرفانه‌ی آن‌ها. چنین نظارتی در عین حال که در روندهاى انتخابات دخالت نكرده، ممانعتی ایجاد نمی‌كند، باید حتى‌الامکان براى افزایش اعتبار و اثربخش بودن آن‌ها پیشنهاد دهد.

2- این نظارت معطوف به روند كلی انتخابات است و موضوع آن نتیجه‌ی معینی از انتخابات نیست، بدین معنا كه فقط تا آن‌جا با نتایج سر و کار دارد که آن‌ها به‌طور صادقانه و دقیق و در چارچوبی شفاف و از لحاظ زمانی معقول گزارش شوند.

نهضت آزادی ایران ، با پای‌بندی به مشی همیشگی اصلاح‌طلبی و راهبرد ثابت تقویت فرایند دموكراسی، هیچ‌گاه به امر انتخابات بی‌توجه نبوده است و از این رو در صحنه‌ی انتخابات پیش‌رو نیز حضور خواهد داشت و به رسالت آگاهی بخشی خویش در راستای فریضه‌ی امر به معروف ونهی از منكر عمل خواهد كرد. از سوی دیگر، یك بار دیگر تأكید می‌كند كه حضور در انتخابات را هرگز به معنای شركت در همه مراحل انتخابات و سهم‌خواهی از قدرت سیاسی در شرایط كنونی ارزیابی نمی‌كند و از این رو به فقهای شورای نگهبان، یا هر مقام رسمی دیگر، توصیه می‌كند كه از ایراد هرگونه سخن، اتخاذ هر تصمیم و یا انجام هر عملی كه در تعارض با ارزش‌های مندرج در قانون اساسی تلقی شود، خودداری كنند و در غیر این صورت، یقین بدانند، حافظه‌ی تاریخی ملتی كه نهال حاكمیت قانون مبتنی بر آرمان‌های آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی را با خون عزیزترین فرزندانش در طول یك صد سال گذشته آبیاری كرده است، چنین تعدی و اهانتی را هرگز به فراموشی نخواهد سپرد .

نهضت آزادی ایران

 

 

Copyright © 1999-2012 Ettelaat Network, All  Rights Reserved
Webmaster
اطلاعات.نت به هيچ گروه و مرام و مسلك وابسته نيست